تبليغاتX
فصل چهارم

 

هفته گذشته دوردوم ، برنامه حسابدهي وزرابه مردم به پايان رسيد. باتوجه به مسئوليت دولتمردان وپاسخگويي شان دربرابرمردم سال گذشته وروان برنامه حسابدهي حكومت به مردم ، بايد يادآورشد كه چنين برنامه اي دراصل خود قابل تقديربوده وگام مهمي درراستاي شفافيت عملكرد حكومت وايجادانگيزه وحمايت ازسوي مردم محسوب مي گردد. اما اين بدان مفهوم نخواهدبود كه ازنقد وبررسي‌ چنين برنامه اي فارغ باشيم .دراين رابطه نكته نخست اينست كه كه كشوراكنون داراي مجلس شوراي ملي بوده  ونمايندگان مردم درآن حضوردارند ،‌همانطوركه وزرا صلاحيت واعتبارخودرا ازنمايندگان مردم بدست آورده اند ، قانونا نيزبايد درحضورنمايندگان مردم حساب پس بدهند. درصورت رعايت اين نكته موجب خواهدشدكه نقدوانتقادها ازسوي نمايندگان بصورت اساسي موردبحث قرارخواهدگرفت ؛ هم چنين جنبه هاي مثبت عملكردحكومت ، بيش ازپيش برجسته گرديده وتقويت خواهديافت. شايان ذكراست كه درباره رعايت اين نكته نمايندگان محترم نيزمسئول مي باشند كه بايستي نسبت به چنين امري التفات وحساسيت جدي نشان ميدادند. به هرروي يكي ازانتقادات اصلي اينست كه وزراي محترم بايد كارنامه يكساله خودرا درحضورنمايندگان محترم درشوراي ملي يادآورمي شدند. زيراواقعيت نشان دادكه ادعاهاي وزيران محترم دربرابرخبرنگاران ازوضاحت كامل برخوردارنبوده وبسياري ازمسايل وموضوعات هم چنان درپرده ابهام باقي ماند و ارائه عملكردهااغلب بصورت سطحي انجام يافت.

نقدي ديگري كه برحسابدهي وزراي محترم واردمي گرديد اينست كه هريك ازآنان ليست هاي طويلي ازوظايف ورياست ها ودوسيه هاي قطوري را بازگونمودند كه ارزيابي دقيق آن ازتوانايي وصلاحيت حاضرين بيرون بوده وحتي ذكرآن ليست هاي طويل وقطورازجانب وزرانيازبه يك وقت طولاني داشت. علاوه برآن بعضي ازاين ليست ها قبل ازهفته حسابدهي تهيه گرديده بود.

نكته ديگري كه ازحسابدهي وزرا بدست آمداين بود كه حكومت درطي اين چندسال ،‌بخصوص يكسال گذشته بيشتربه ترميم ساختاري مشغول بوده ازجنبه افزايش ظرفيت وزارت خانه ها غافل مانده است. بطورمثال برخي ازوزرا هنوزبه اين دلخوش بودندكه فلان رياست ويامعاونيت را فعال ساخته وياپس ازپنج سال  لايحه وظايف برا‌ي شان تهيه گرديده است.

عدم ظرفيت وزارت خانه ها ازبارزترين ضعف هاي اساسي حكومت شمرده مي شود كه درحسابدهي حكومت مشخص گرديد. وزارت خانه ها ازنيروي انساني وبرنامه درست واستراتژي واقع بينانه براي پيشبرد اهداف خويش نتوانستند استفاده لازم را بكاربرند. عدم ظرفيت وزارت خانه ها درمصرف بودجه انكشافي ، ضعف درقسمت انجام اصلاحات ، مبارزه با رشوه وكم كاري ، كندي اجراآت ، نداشتن يك برنامه كلان وديگرمسايل مشخص گرديد. موردديگري كه مي توان ازآن بعنوان جنبه منفي ازحسابدهي وزرايادكرداين بودكه آنان دربسياري ازموارد " آرزومندي !" مي كردند كه چنين شود ياچنان شود. حال آنكه مردم وخبرنگاران منتظرشنيدن اقدامات انجام يافته بودند نه تمنييات وآرزوها !؟

عدم تشخيص وظايف وياتداخل كاري ازنكته هاي ديگري بودكه درجريان حسابدهي آشكارگرديد. بسياري ازوزارت خانه ها تاهنوز ساحه كاري وصلاحيت خودرا درك نتوانسته اند . بطورمثال امرمبارزه باموادمخدر وارائه كشت بديل هنوزميان وزارت خانه هاي زراعت ، مبارزه باموادمخدر ووزارت داخله سردرگم مي باشد وهركدام طبق فرضيه هاي خود پنداشته خويش ، عمل مي نمايند.

قابل يادآوري است كه تذكرنكات فوق بدين معنا نخواهدبود كه وزارت خانه ها هيچ گامي رابسوي انجام وظايف شان برنداشته اند ، دراين ميان مي توان بطورنمونه ازعملكردوارائه حسابدهي وزارت خارجه ،وزارت آب وانرژي ،وزارت زراعت ، وزارت ماليه ووزارت معارف بخوبي يادكرد كه هم درمصرف بودجه انكشافي تااندازه اي موفق بوده اند وهم درارائه حسابدهي شان شفافيت داشته اند. نقدهاي وارده معطوف به اين موضوع است كه باتوجه به گستردگي ضرورت برنامه ريزي ، كارجدي واحساس مسئوليت مقامات حكومتي ،‌خصوصا وزراي محترم را بعنوان قوه مجريه مي طلبد ، بدين لحاظ آنچه درطي برنامه حسابدهي يادآوري گرديد ، اقدامات وعملكردهاي انجام يافته اي است كه ناكافي وبسياركنددانسته مي شود. بسياري ازپروژه ها ، برنامه ها واهدافي كه درسال گذشته تعيين گرديد وبه تناسب آن بودجه انكشافي نيزمعين گرديد، متاسفانه كه بسياري ازآن ها  يا اصلا تحقق نيافت ويا اينكه ناتمام مانده است. درنتيجه ازبودجه انكشافي نيزاستفاده لازم نشده است. كشورهنوزازفقدان پوشش درست صحي درقسمت درمان وخدمات ، راه هاي مواصلاتي ،مقابله باحوادث غيرمترقبه ،رعايت شايسته سالاري وتركيب عادلانه درساختاراداري وسياسي  كشور، ناتواني تاثرانگيزدرعدم مصرف بودجه انكشافي ، تأ مين امنيت وايجاداشتغال و.. دررنج بسرمي برد.

باتوجه به آنچه گفته شد ، روشن مي گردد كه بادرنظرداشت گستردگي وفراواني مشكلات وچالشهاي پيشروي ونيازمندي هاي كشور، اقدامات صورت گرفته جدا ناكافي بوده وآفت هاي چون فساد اداري ،رشوه ، بيكاري ، ناامني ، عدم پاسخگويي دقيق ،  نامتوازن بودن ساختارسياسي واداري ، عدم توازن درانكشاف وتوسعه اجتماعي واقتصادي هنوزبه قوت خودباقي است. وزراي محترم نبايد فقط باارائه ليست وآمارهاي بلندوبالا وغيرشفاف ويادآوري ازاجراآت پيش پاافتاده سعي دراقناع كاذب افكارعمومي نمايند. آنان مي بايست بااحساس مسئوليت جدي وشفاف به ارائه ارقام ونمادهاي واضح ومبرهن ازپيشرفت ها وناكامي ها ، اعتمادمردم را جلب سازندوصادقانه ومجدانه درانجام وظايف سنگين خويش بكوشند. انتظارجدي مي رودكه برنامه حسابدهي فقط به يك برنامه آماتوري وبي خاصيت وسرگرم كننده تبديل نگرديده ، بلكه انتباهات اساسي ازآن براي رفع نقايص وكاستي هاگرفته شود تا جنبه هاي مثبت هرروزبه نفع صلح وثبات وسازندگي مملكت تبارزبيشتري پيدانمايد.

 

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 17:28 |

                                

دوروزقبل شايعه اي تعجب برانگيزدرميان مردم وحتي درميان دولتمردان وكساني كه خودرا داراي فهم ودانش مي دانستند پيچيده بود. داستاني كه من بااين موضوع  مواجه شدم ازاين قراربود كه درميان تاكسي بسوي مقصدي درحركت بودم ، راننده روبسوي من نمود گفت : قصه موبايل ها چيست؟ گفتم : كدام مبايل ؟ گفت : همين موبايل هاي مردم ؛ گفته مي شود كه ويروسي درآنها نفوذنموده وباعث بيماري واحيانا خطرهاي جدي رادرپي داشته است! من درپاسخ گفتم چيزي دراين باره نشنيده ام . امابه نظرمن چنين چيزي واقعيت ندارد وبراي آن پايه اي علمي نمي توان تصوركرد. درمجلسي كه درآن شركت نموده بودم ،‌ پس ازبه صدادرآمدن موبايل يكي ازشخصيت هاي مطرح ، گفت كه فلان مقام به من تماس داشت وگفت كه تااطلاع ثانوي دراستفاده ازموبايل ، خودداري كن. زيراخطرآفرين شده است. بحث راه يافتن ويروس درموبايل ها شيريني مجلس گرديد. درآن زمان بود كه دريافتم چرا بسياري از شماره هاي كه تماس گرفته بودم پاسخ داده نمي شد. اتفاقا يكي ازكساني كه درمحفل حضورداشت ،‌ گفت كه من بعضي ازشماره هاي مشكوك را بدست آورده ام كه ازطريق همان شماره هاويروس را به افرادانتقال ميدهند ! گفتم مي شود آن شماره هارا به مابگوييد. وي باعلاقمندي ازاينكه چنين خبري مهم را به اطلاع برساند چندشماره را قرائت نمود. اتفاقايكي ازآن شماره مربوط مي شد به يكي ازآشنايانم. گفتم اطلاعات شمااشتباه است. وي تأكيدنمودكه اين شماره هارا ازمنبع موثق بدست آورده است. براي اينكه من اين اشتباه وي رارفع نمايم ،‌به آشنايم تماس گرفتم وگفتم كه شماازچه وقت وتوسط كدام سازمان استخباراتي موظف به پخش ويروس درميان مردم شده ايد ،‌ وي كه اندكي ازاين سخن مبهوت مانده بود باتوضيح من ازحالت بهت زدگي برآمد ومن گفتم پس بي پايه بودن اين موضوع را به دوستم توضيح بده ؛ وقتي اوباآشنايم صحبت كرد واشتباهش رفع گرديد ، گفت اين شماره هارا ازكسي دريافت كرده ام كه درمخابرات كارميكند. شب يكي ازشبكه هاي تلويزيوني درخبرهاي خود به نقل ازمقامات اين شايعه را تكذيب نمود. اماجالب اينكه درطي نيم روزگذشته اكثرموبايل هاي مردم ومقامات ازترس راه يافتن ويروس واينكه آنان دچارعوارض نشوند موبايل هاي شان خاموش بوده وبه تماس ها جواب نمي دادند.

ازلحاظ روانشناسي اجتماعي ،‌وجودوگسترش شايعه يك نوع بيماري اجتماعي وعدم سلامت جامعه رامي رساند. ازجهت سياسي نيزآسيب پذيري وعدم شفافيت را دراطلاع رساني دقيق وعدم اعتمادمردم را به متوليان اموروفراهم بودن زمينه ذهني افكارعمومي براي پذيرش وقبول هرگونه سخن وياادعايي كه برخلاف ميل مقامات وحكومت گران باشد ،‌نشان ميدهد. علاوه برنكات يادشده ،آنچه مي توان نسبت به شايعه روزگذشته تأمل نموداينست كه حتي كساني ازدرون دستگاه حكومتي به اين شايعه دامن زده وديگران را نسبت به آن هشدارمي دادند. شايدبنابربعضي اظهاراتي كه صورت گرفته ترويج اين شايعه براساس رقابت شركت هاي تجاري صورت گرفته باشد ، اما اين مسئله نشان داد كه فضا وجامعه چقدردربرابرمسايل آسيب پذيرمي باشند. چنانچه راجع به اين آسيب پذيري چاره انديشي نگردد ،‌ درواقع يكي ازمنفذهاي مهمي را براي دشمنان ثبات كشوربازگذاشته ايم. چاره كاردراين است كه تمامي دستگاههاومتوليان فرهنگي وآموزشي ، اعم ازدولتي وغيردولتي ونهادهاي مدني تلاش نمايند كه سطح آگاهي ودرك مردم را بالاببرند. مردم خود قدرت ارزيابي را بدست‌آورند. درعرصه خودباوري رشديافته وباريشه هاي ازخودبيگانگي وجهل مقابله صورت گيرد. موضوع ديگري كه بايد به آن توجه صورت گيرداينست كه اطلاع رساني براي جامعه بسياردقيق وقابل اطمينان باشد. يكي ازعلت هاي گسترش شايعه درجامعه آنست كه مردم به منابع اطلاع رساني مطمئن دسترسي ندارند. حتي اخباري كه به نشرمي رسد گاه ازيك رسانه ضدونقيض مي باشد ؛ اين امرخصوصاازجانب متوليان رسمي اموربايد بسيارباجديت موردتوجه قرارگيرد. نكته آخراينكه بايد درمقابله وجلوگيري ازترويج شايعه تدابيرلازم ازسوي مسئولان امورخصوصا امنيت صورت گيرد. اجازه داده نشود كه دشمنان ازاين پديده درجهت مشوش ساختن ذهن مردم استفاده نمايند. بازپرسي وتعقيب كساني ويا گروههاي كه دست به چنين كاري خطرناك مي زنند يكي ازراههاي است كه موجب خنثي شدن وجلوگيري ازترويج شايعه خواهدگرديد. درهمين پخش شايعه روزگذشته ،چنانچه شركت تجارتي كه به اين عمل دست داشته مورد تعقيب وبازخواست قرارگيرد ، يقينادرآينده چنين افرادوشركت هاي جرأت نخواهندكرد كه دست به شايعه پراكني بزنند.درنظام وجامعه اي كه بازپرسي ، مجازات براي خطاكاران وجودنداشته باشد ويامكافات براي آنانيكه خدمت مي كنند وجودنداشته باشد ، قطعا بي توجهي وفقدان احساس مسئوليت درآن رشدخواهديافت ودرنهايت دشمنان وبدخواهان ازآن سوء استفاده خواهندنمود. اميد كه مقامات مسئول دررابطه باتمام مسايل جامعه وكشورمسئولانه برخوردنموده وحساسيت داشته باشند ،‌ همينطوردرامرجلوگيري ازترويج شايعه ، كه يكي ازخطرناك ترين ابزارهاي رواني وتبليغاتي مي باشد توجه لازم رامبذول دارند وسعي نمايند تا زمينه هاي ترويج وگسترش شايعه را شناسايي وراهكارهاي لازم را درمقابله باآن به اجرابگذارند. همانطوركه يادآوري شد كسب اعتمادمردم مهم ترين عامل درخنثي نمودن شايعه مي باشد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 17:12 |

 

سه شنبه شب ماموران پوليس بنابه حكم لوي سارنوالي به دفترتلويزيون طلوع يورش آورده وچندتن ازكارمندان آن را براي ساعاتي توقيف نمودند. گفته مي شود كه سارنوالي به دليل اينكه سخنان وي دركميسيون تفتيش ونظارت براجراي قانون اساسي درولسي جرگه ازجانب مسئول خبري تلويزيون طلوع موردتحريف واقع شده ، حكم توقيف افراددستگيرشده را صادرنموده است.

بدون شك عملي كه ازسوي لوي سارنوالي صورت گرفت مطابق باروند قانوني آن نبود ؛ چنانچه دراطلاعيه وزارت اطلاعات وفرهنگ نيز، براين نكته اشاره رفته است كه سارنوالي بايستي موضوع راازطريق كميسيون تخطي رسانه ها پيگيري مي نمود.

مهم ترازهمه اينست كه درحادثه پيش آمده يك چيزواقعاقرباني گرديده است وبايد سوگوارآن بود وآن " آزادي " است. شايد هيچ دردي وهيچ مصيبتي گرانترازآن نباشد كه بنام آزادي وحقيقت ، آزادي وحقيقت قرباني گردد. دردبزرگ وناسوربشريت درطول تاريخ همين بوده است.

دراتفاق پيش آمده " آزادي " ازدوسوي بنام " آزادي " موردتهاجم قرارگرفته ومظلوم واقع شده است. ازيك سوي آناني كه پاسبان جامعه ونگهبان حرمت قانون وآزادي هستند ،‌ بنام اينكه (حال موجه يا غيرموجه) جلوتحريف رابگيرند ونسبت به آن رسيدگي صورت گيرد ، شتابزده وبدون درنظرداشت حرمت اشخاص ، حقوق نهادها، رعايت آزادي بيان وتحمل پذيري وتكيه براحساسات كيش شخصيت پرستي وروحيه تماميت خواهي وبرنتابيدن انتقادات دست به چنان عمل غيرقانوني زده وحريم آزادي را موردتجاوزقراردادند. ازجانب ديگر، اكنون كه عناصرمتكي بقدرت چنان ستم وجفايي را درحق " آزادي " رواداشته اند وحريم اورا ناديده گرفته وبراوتعرض نمودند ،‌ كساني ديگربنام دفاع ازآزادي ، بنابرخصيصه فرصت طلبي وبهره برداري كه درتجارت هاي اقتصادي وجوددارد، سعي دارند كه باتحريك افكارعمومي واحساسات نيروهاي جوان بابزرگ نمايي ها وسوژه سازي ها ، ازاين قضايا به نفع خويش بهره برداري تبليغاتي نمايند واهداف وموجوديت خودرا تحت پوشش دفاع ازآزادي بيان حفظ نمايند. اين هردوعمل ، درواقع به مانند قيچي دولبه اي مي باشد كه براي آزادي وحقيقت خطرآفرين است. استفاده ابزاري وتجارتي ازبرخي قانون شكني ها ، موجب نخواهدشدكه قانونگرايي تثبيت گردد ؛ بلكه برتنش والتهاب جامعه خواهدافزود. بدون شك نسبت به چنين قانون شكني ها بايد عكس العمل جدي نشان داده شود وبارعايت روند قانوني آن به مقامات ذي ربط بصورت قاطع صحبت صورت گرفته وهشدارداد. جلوقانون شكني رافقط  بارعايت قانون وحفظ حرمت حريم آزادي مي توان گرفت. شايد بسياري به ياد سالهاي پرآشوب دههاي چهل وتظاهرات ها ومتينگ هاي چپ روانه افتاده باشند وبه همان سياق وروش درپي حق خواهي وآزادي خواهي باشند ، شيوه اي ناكارآمد پوپوليستي وشعارگونه واحساساتي كه به چه فاجعه اي خونبارمنتهي گرديد.مازماني قادربه حفظ آزادي وحقيقت خواهيم شد ، كه خودرا ملزم به رعايت ضوابط واصول آن بدانيم وبدان باورداشته باشيم. موضع وموقعيت ونيات خودرا ازجايگاه فرصت طلبانه وماجراجويانه به يك روند منطقي وآرامش بخش تغييردهيم وازتجارب گذشته بخوبي عبرت گرفته باشيم.

سخن آخراينكه ، حادثه اي كه براي تلويزيون طلوع اتفاق افتاده قابل توجيه نبوده ونقض قانون وشكستن حريم آزادي دانسته مي شود ، اما اين حادثه به مااجازه نمي دهد كه براي آزادي و رعايت قانون ، خودبه شيوه تجارت پيشگي ،ازآزادي وحقيقت سوء استفاده نموده وبه التهاب جامعه بيافزاييم ، اغراض غيرواقعي وانحصاري رادرپشت آن پنهان سازيم. بياييد همه باهم صادقانه روحيه قانونگرايي وحرمت نهادن به آزادي وپذيرش حقيقت وانتقاد را آنگونه كه شايسته وبايسته است ، ازمسيرآگاهانه وبدورازغوغاسالاري وبصورت خويشتن دارانه درخود وجامعه نهادينه سازيم. اگرغيرازاين شيوه پيش رويم ، يقينا دشمنان آزادي وقانون شكنان بيش ازآن استفاده خواهندبرد. اين درواقع يعني نشستن در" سوگ آزادي "! 

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 17:10 |

 

به دنبال به گروگان گرفته شدن خبرنگارايتاليايي وهمراهان افغان وي درولايت هلمند ، كه درنهايت درپي يك معامله خبرنگارايتالوي دربدل آزادي پنج طالب فعال آزادگرديده وگروگانهاي افغان به فجيع ترين شكل بقتل رسيدند ، اينك طالبان دوشهروندخارجي تبعه فرانسه را به همراه سه افغان به گروگان گرفته اند. بدنبال اين گروگانگيري طالبان خواهان امتيازات وآزادي هم قطاران خودگرديده وازجانب ديگررئيس جمهورفرانسه آقاي ژاك شيراك نيزطي تماس تلفني بارئيس جمهورخواهان همكاري ومساعدت براي رهايي گروگانهاي فرانسوي شده است. گمان مي رود كه درادبيات سياسي كشوراكنون پديده اي تازه درحال شكل گيري است وآن پديده " گروگانگيري" مي باشد. اگرچنين پديده اي نهادينه گرديده ورسميت يابد ، درآن صورت هيچ اساس وپايه اي براي تامين امنيت شهروندان وخارجيان مقيم كشورباقي نخواهدماند. درهمين راستا آقاي سپنتا هنگام بازگشت ازمسافرت تهران به كابل صراحتا ابرازداشت كه نبايد به فرهنگ باجگيري تن داد. وي ابرازداشت كه دولت افغانستان براي آزادي گروگانهاي فرانسوي ازراههاي قانوني ومشروع اقدامات لازم را روي دست خواهدگرفت ،امابه فرهنگ باجگيري تن درنخواهدداد.وزيرخارجه دليل عمده مخالفت خودرا به عدم قبول فرهنگ باجدهي چنين عنوان نمود: مايك بار، دوبار يابيشتربه تبادله تن داديم ، امانتيجه چنين روندي ايجاديك سكتورمانندبخش هاي توليدي دركشوركه پاياني نخواهدداشت ، مي شود، ودولت ما را به دولتي آسيب پذيروباج ده تبديل خواهدكرد.

بدون شك آنچه را كه وزيرخارجه كشوربيان نموده است ، راه اساسي مقابله بافرهنگ باجگيري مي باشد. يعني اگرحل معضلات يك جامعه دربدل تن دادن به خواسته هاي عناصرآشوبگروماجراجووبي رحم باشد، قطعاآن جامعه روي خوش بختي وآرامش رانخواهدديد. اماسوالي كه پيش مي آيد كه درچه صورتي مي توان با فرهنگ باجدهي مقابله كرد؟‌ متاسفانه درافغانستان ،‌ خصوصا طي سي سال اخيرفرهنگ باجدهي نه تنهاشيوع يافته است ، بلكه بعنوان يك عنعنه وسنت سيئه درميان نيروهاواحزاب سياسي  برسميت پذيرفته شده است. درهمين دوران جديدكشورنيز، ماشاهدبوديم كه مبادله ومعامله وباجدهي درسطوح مختلف بانيروهاي سياسي وغيرسياسي صورت گرفت. اكنون داستان باجدهي بخاطررهايي خبرنگارايتاليايي نيزيك امرتازه اي نبود ، اماآنچه جاي شگفتي ونارضايتي داشت اين بود كه چراحكومت بسادگي ، به چنين فرهنگي تن درداده است ، وحال كه شده چرا براي نجات اسيران افغان چنين معامله اي صورت نگرفت ؟! تصورمي شود كه مقابله بافرهنگ باجدهي زماني تحقق خواهديافت وبعنوان يك روش وخصوصيت ويژه وپايداردرخواهدآمد كه حداقل دونكته بطورواضح مشخص گردد:

حكومت نسبت به مخالفين مسلح وسياسي يك سياست واضح ومعيني را درپيش داشته باشد. اين سياست واستراتژي براي همه اراكين ومقامات بطوريكسان وبدون استثناء موردقبول واقع شده باشد. به معناي ديگرهماهنگي وانسجام دراستراتژي واتخاذمواضع  روزمره حكومت حاكم باشد. درغيراين صورت ، تشتت واختلاف واعمال سلايق موجب خواهدشدكه موضوع مقابله بافرهنگ باجدهي بجايي نرسد وكاملانتايج معكوسي راببارآورد.

ديگرآنكه حكومت نسبت به سرنوشت مخالفين مسلح روش شفاف ودقيق داشته باشد. هم اكنون صدها طالب وعنصرمخالف كه به همراه سلاح وتجهيزات دستگيرگرديده اند درزندان بسرمي برند ، هيچكدام آنان به جرم شان رسيدگي صورت نگرفته است. بدترازهمه اينكه هركدام آنان پس ازچندي بنابه مصلحتي ازبندرهاگرديده وامان نامه دريافت ميدارند؛همان عناصرآزادشده طالب دوباره درصفوف مخالفين دولت قرارمي گيرند. وقتي كه وضعيت چنين باشد وبنابرهمين نيزباشدكه طالبان دستگيرشده پس ازچندي آزادگردند ، چراآزادي آنان دربدل آزادي ورهايي يك هموطن وياهركسي كه بخاطرخدمت به مردم وجامعه توسط دشمنان صلح وامنيت به گروگان گرفته مي شوند ، صورت نگيرد.  بنابراين مقابله بافرهنگ باجدهي نيازبه اين دارد كه اين موضوع ازريشه وباايجاداصلاحات درباوروخط مشي حكومت صورت گيرد، نه بصورت اقدامات تاكتيكي وموضعي واظهارات شخصي يك وزير؛ درغيراين صورت يقيناتشتت وفقدان استراتژي دولت بيش ازپيش براي مخالفين آشكارگرديده وآنان را نسبت به اعمال ضدانساني شان خصوصا پديده گروگانگيري وباج ستاني تشويق خواهد نمود.درنهايت اين مسئله مي تواندبه روند نظام سازي وحاكميت دولت ضربه سنگين وجبران ناپذيري را درپي داشته باشد.

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 و ساعت 19:47 |

         

 مرگ اجمل نقش بندي خبرنگارافغان بدست دشمنان تاريك انديش ، ودرمعرض بي تفاوتي وخون سردي کامل حكومتي كه داعيه داردموكراسي بوده ودربرابرحضورجامعه جهاني كه رسالت خودرا نجات انسان ازچنگال تروريزم وخشونت توجيه مي نمايد ، صورت گرفت . درواقعيت امرمرگ غم انگیزاجمل نقش بندی ، نمايش سرنوشت غم انگيزمردم اين ديارغمزده مي باشد. يابه تعبيرديگرنشان دهنده اين واقعيت تلخ وناگفته است كه درافغانستان " انسان " و" انسانيت " به رسواترین صورتش وبه ابتذالترین شیوه قربانی سیاست های کثیفی می گردد که درهیچ باوری قابل توجیه دانسته نمی شود. براساس تعاريف ونمادهاي كه ازنظام هاي دموكراتيك درجهان وجوددارد ، امتيازدموكراسي دراينست كه برباورهاي انساني استواربوده وبه حقوق انساني ، خصوصا حق حيات ارزش واهمیت خاص قايل است. آنچه دراین نوشتاربدان معطوف است مرگ غم انگیزخبرنگارافغان اجمل نقش بندی ازدریچه ارزشهای انسانی است . به باورنویسنده مرگ سرخ نقش بندی نقاب تزویررا ازدوچهره برافکند :

نخست چهره کریه المنظرآنانی که خودرا درپشت نقاب دین ومذهب پنهان ساخته اند وازعواطف وباورهای بی آلایش دینی مردم به بدترین شکل ممکن استفاده ابزاری وسیاسی می نمایند؛ یااینکه آن چنان درتصورات وپندارهای سنگ شده وفسیل شده تحجرگرایی وتمامیت خواهی غرق شده اند ، که هیچ روشنایی وعطوفتی درپس منظرباورهای شان وجودندارد. آنان چنان ازحقیقت دین ومذهب غافل شده اند که انسانیت وارزشهای دینی که مقوم باورهای انسانی می باشد به فراموشی سپرده وپرده جهل وتحجر ودگم اندیشی وکج باوری بصیرت شان را ازدیدن حقایق بازداشته است. آنان نام دین برزبان می رانند وبه فریفتگان خودوعده بهشت میدهند ، اما درحقیقت آنان جهنمیانی هستند که به تعبیرقرآن عظیم الشأن خودبدست خودسرنوشت شان را تیره وتارمی گردانند.

 درسوی دیگرچهره عناصری افشامی گردد که ذهنیت قبیلوی وپندارهای خودکامه وغریزه سودجویی وبیگانه پرستی خودرا درپشت نقاب دموکراسی وآزادی مخفی ساخته وباخون سردی کامل مرگ هم نوعان خودرا به نظاره نشسته اند وچه بساکه بااتخاذسیاست ها وروشهای غلط ، همدست قاتلان وجلادان گردیده اند. آنان بااینکه بخوبی به پیامدهای سوء معامله گری با قساوت پیشگان طالب واقف بودند ، به دلیل خوش خدمتی وترس ازاربابان قدرت ، سرنوشت هم وطن خودرا به کام مرگ سپردند. وگرنه همین آدمکشان حرفه ای که درچنگال شان اسیروزندانی می باشند ، چندروزبعد به بهانه پیوستن به پروسه صلح وآشتی وده ها بهانه دیگرازقیدرهاخواهندگردید. آنچه جای گفتن دارد اینست که درمورد قاتلان اجمل نقش بندي، که چه كساني مي باشند وچرا دست به چنين عمل غيرانساني وضداسلامي زده اند براساس سوابق سوء آنان امری غیرمترقبه تصورنمی شد . زيرا اين براي نخستين بارنيست كه طالبان كج انديش اينگونه خون انسان هاي بيگناه را برزمين مي ريزند. وقتي آنان ازقتل عام دسته جمعي مردم خودداري ننمايند ، براي كشتن يك خبرنگارکه موردبی مهری مقامات مسئول هم قرارگرفته است ،كوچكترين ترديدي بخودراه نمي دادند. اما آنچه دراين ميان غم انگيزوتاثرآورمي باشد اينست كه درطي مدت اسارت اجمل نقش بندي علاوه براینکه بایستی زمینه آزادی وی به همراه خبرنگارایتالیایی باید فراهم میگردید ،  راههاي بسياري دیگری نیزوجودداشت كه مي توانست به نجات اين انسان بيگناه بیانجامد. ولي نه تنها مقامات حكومتي به سرنوشت اوبي توجهي نشان دادند ، بلكه جامعه جهاني ومقامات بين المللي كه اكنون خودراسوگواراين انسان مظلوم وبخون طپيده نشان میدهند ومرگ اورا بدست طالبان محكوم مي کنند،باسكوت وبي تفاوتي خویش زمینه کشتن مظلومانه وی را بدست طالبان آماده ساختند.

بایدگفت که درچنين موقعيت هاي اساسي است كه تفاوت سياست انسان مدارانه وسياست منفعت جويانه روشن گرديده وازيك ديگرمتمايزمي گردد. اكنون اين سوال پيش مي آيد كه جامعه جهاني وحكومت افغانستان برمبناي كدام وجدان انسان دوستانه چنین موضع بی تفاوتی را درپیش گرفتند؟ آیا یک شهروند افغان آن قدربی ارزش است که درموردآن کوچکترین چاره جویی نباید صورت می گرفت ؟ اكنون حكومت بامرگ اجمل چه موقعيت وامتيازويژه اي را بدست آورده است؟کدام هدف امنیتی وی تأمین گردیده است ؟  كدام ارزش انساني ودموكراتيك با اين سياست اشتباه آمیز تحقق یافته است ؟ جزاينكه خانواده اي دغدارگرديد ومردمي دراندوه فرورفتند وجلاداني سبوعيت وددمنشي خودرا بي پروا و براي چندمين بارنشان دادند!

به هرروي مرگ غم انگيزاجمل نقش بندي این مسئله راكاملا برملاساخت كه درسياست جاري مملکت ودرطرزتفکروبینیش زمامداران وکارگردانان بیرون مرزی  " انسان " وارزشهاي " انساني " فاقدمعناواهمیت مي باشد. آنچه بنام دموكراسي وارزشهاي آن يادمي شود شيوه اي جزاغفال ساختن مردم وفريب جهانيان چيزي بيش نيست . نظام وسياستي كه برچنين شالوده هاي شومي استواريافته باشد ، براي فلاح ورستگاري جامعه ازآن هيچ خيري قابل انتظارنمي باشد.  

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 19:35 |

 

افغانستان اززمره کشورهایی است که طی چنددهه اخیرشدیدا ازخشکسالی های پیاپی آسیب دیده ورنج بسیاربرده است. خشکسالی های یادشده موجب گردیده تا کشاورزی ودامداری کشوربصورت کامل سقوط نموده وسیل مهاجرت دهقانان وروستاییان به شهرها وخارج ازکشورافزایش یابد. این خشک سالی ها درحالی ادامه یافته است که جامعه ودولت بامشکلات بی شماری ازدوران جنگ وبحران مواجه بوده وتاکنون نیزبرحل ورفع آنان فایق نیامده است. میزان خشک سالی وبی آبی درکشوربه حدی شدید بوده است که دربسیاری ازنواحی ، خصوصامناطق مرکزی ، مردم ازدسترسی به آب آشامیدنی محروم بوده وبرای بدست آوردن مقداراندکی آب ، بایستی کیلومترها فاصله را طی می کردند. خوش بختانه دراواخرسال گذشته ودرنخستین روزهای سال نومیزان بارندگی برف وباران دربسیاری ازنقاط کشورقابل ملاحظه بوده وبه مردم ، خصوصا دهقانان ودامداران کشورخشنودی وامید راایجادنموده است.

اماحوادثی که به دنبال بارندگی های اخیر رخ نموده ؛ ضایعات ومشکلات عدیده ای را برای مردم ببارآورده است ؛ وحتی درمواردی منجربه تلفات جانی وخساران هنگفت مالی وازبین رفتن مواشی وزمین های زراعی ومنازل مسکونی نیزشده است. راه های تردد ولایات وولسوالی ها وحتی قریه ها یا مسدود گردیده ویا اینکه باموانع جدی روبروگشته است. نزول باران ونویدبخشیدن پایان خشک سالی ها ، اگرازیک سوی مردم را خوشحال وامیدوارنموده وآن رایکی ازبزرگترین نعمت های الهی می دانند ؛ ازجانب دیگربه دلیل حوادث ناگواروخسارات وتلفات ناشی ازآن ، بخصوص برای خانواده های فقیر وناتوان که اکثریت جامعه ماراتشکیل میدهند ، این نعمت الهی بدل به نقمت گردیده است. این تناقض ودوگانگی دراستفاده ازنعمات الهی واستفاده نمودن ازبهره های طبیعت سخاوتمند چرا؟

حقیقت موضوع اینست که برای طبیعت ونظام آفرینش دراین باره هیچ نوع تبعیضی را نمی توان تصورنمود. نظام آفرینش وطبیعت سخاوتمندانه وبدون پیش داوری وتفاوت گذاشتن ، سفره نعمات وبرکات را برای بشرپهن نموده است. اما این بشراست که دراستفاده ازطبیعت ونعمت های خدادادی چگونه عمل خواهدنمود؟ آیا بشردراستفاده ازآنها شیوه معتدل ومناسب را درپیش خواهدگرفت یا اینکه برطبق میل خویش به دورازهرگونه مصلحت اندیشی وآینده نگری ، هرگونه که خواست عمل می نماید؟ امروزدانشمندان علوم طبیعی واجتماعی واقتصادی به این باوررسیده اند که بسیاری ازمصائب بشر، خصوصا درزمینه بلایای طبیعی ، خشک سالی ها ، تغییرآب وهوا ، استفاده ازمنابع طبیعی ، تغییرجوزمین و... همه محصول شیوه ها واستفاده نادرست بشرازطبیعت ومواهب آن می باشد. هرچند که دراستفاده درست ازمواهب طبیعت نیزگام های جدی برداشته شده وفکراساسی وجوددارد، اما درکنارآن به دلایل وجود منافع وطمع های گوناگون وعدم آگاهی ودانش درست ، دربسیاری ازموارد استفاده نادرست وشیوه غیرعادلانه نسبت به مواهب طبیعت صورت می گیرد. این شیوه غیرمطلوب را درعرصه استفاده وبهره مندی ازامکانات اجتماعی واقتصادی هم می توان تعمیم داد. یکی ازمهم ترین وبزرگترین محرومیت های بشرکه مردم افغانستان آن رابیش ازهرمردم دیگر، آن رابیشترتجربه ولمس نموده اند ، محرومیت اجتماعی واقتصادی می باشد که طبعا درمواردمتعددی منجربه استفاده نادرست ازطبیعت هم گردیده ویا اینکه قادرنشده اند تا ازمواهب طبیعت بخوبی بهره ببرند. حوادثی ناگواری که درروزهای اخیربه دلیل بارندگی برف وباران پیش آمده است ، هرچند غیرمترقبه بوده وهمگان را غافلگیرساخته است ، اما واقعیت قضیه اینست که ضعف ها وکاستی هایی نیزوجوددارد که موجب وسعت وشدت خسارات وتلفات گردیده است. بصورت واضح می توان گفت افغانستان ازدیرزمان مانندبسیاری ازکشورهای جهان سوم به دلیل عدم انکشاف درعرصه اجتماعی ، اقتصادی ونیزمحروم بودن ازمدیریت درست وتوانمند ، هم چنین نبودامکانات کافی ولازم ، نه تنها هرگزقادربه استفاده ازمنابع طبیعی وخدادادی خود نبوده بلکه هیچگاه قادربه پیش گیری ویا مقابله با حوادث غیرمترقبه نبوده وهرگزموفق نشده است که خشم طبیعت را درحدتوان کنترل نماید. وضعیت تاسفباری که امروزدرمناطق آسیب دیده ازبارندگی وسیلاب مشاهده می شود ، نهایت ضعف وناتوانی ومحرومیت را هویدامی سازد. بطورمثال کابل بعنوان پایتخت کشورارتباطش دراثر تخریب پل ها و راههای مواصلاتی کاملاقطع گردیده وکابل تمثیلی ازیک جزیره را بخودگرفته است. بدون شک این انتظاروجودندارد که ازراه افتادن سیلاب ویا دیگرحوادث غیرمترقبه جلوگیری صورت گیرد ؛ اماقطعا انتظاراتی دیگر دراین میان وجوددارد ، ازجمله رسیدگی مناسب به آسیب دیدگان این حوادث ؛ آمادگی برای پیشگیری ازبعضی حوادث غیرمترقبۀ چون سیل و... زیرا درفصل های زمستان وبهاراحتمال ریزش برف وباران وجوددارد. ازهمه مهم تراینکه چراراههای مواصلاتی وپل های نوتاسیس درنخستین مراحل جریان سیلاب بسادگی تخریب گردیده است ؛ وقایع رخداده نشان میدهد انجوها وموسساتی که مسئولیت ساختن جاده ها یا پل ها را بعهده داشته اند کارشان را اساسی انجام نداده اند وموظفین حکومتی نیزیابه دلیل عدم تخصص ومهارت لازم ویا غفلت وبی توجهی به مسئولیت شان نظارت درست دراین مواردنداشته اند. اکنون ذهن عموم براین پرسش قرارگرفته است که میلیونها دالراختصاص یافته چگونه و بکجا مصرف شده است ؟ چرادرمصرف و بازسازی راههای مواصلاتی وساختن پل ها نظارت دقیق صورت نگرفته است ؟ چرا افراد یا نهادهای مربوطه موردبازخواست وپرسش قرارنمی گیرند؟ هم چنین چرا درطی این چندسال نسبت به ایجاد بندهای آب وایجادمسیرهای انحرافی سیلاب چاره اندیشی نشده است ؟ آیا این ادعای مسئولین ذیربط که شدت حوادث ووسعت آن ازامکانات وتوانایی ما بیرون بوده است ؛ می تواند وجدان شان را راضی نموده وازخودرفع مسئولیت نمایند؟ باوجودآنکه این ادعابرای مردم قابل قبول نمی باشد ولی اگردرمیان مسئولان وجدان انسانی ومسئولیت پذیروجودداشته باشد قطعا باچنین ادعاهای بی بنیاد ازخودرفع مسئولیت نخواهندکرد!هم چنین اگردستگاه حاکمه خودرا دربرابرسرنوشت مردم مسئول بداند ، نبایستی که چنین سهل انگاری هایی بدون پی گرد و مجازات باقی بماند؟ هرچند درطی این چندسال متاسفانه هیچ مسئولی ووزیری به دلیل تخلف وعدم انجام وظیفه بصورت درست ، موردپرسش مقامات بالاترخودقرارنگرفته است ودراین رابطه نوعی تفاهم واحساس مشترک میان مسئولان بلندپایه ودون پایۀ حکومتی وجودداشته است. بنابراین آنچه نعمت های الهی را (مانند نزول برف وباران ) برای مردم ما بدل به نقمت می سازد به دلیل بی توجهی مسئولین نسبت به فراهم آوری زمینه درست ازطبیعت بوده ونیزدرقسمت بازسازی وزیرسازی راهها ، پل ها ، بندهای آب ، ایجاد مسیرهای انحرافی برای سیلاب ، عدم آمادگی برای مقابله باحوادث غیرمترقبه ، ناتوانی دربهره برداری ازحمایت های وسیع جهانی ، فقدان مدیریت بالیاقت دررأس کارها و.... می باشد. تازمانی که وجدان انسانی وحس مسئولیت پذیری مسئولان کشوربیدارنگردیده وازتوجیهات غیرمعقول دست برندارند ، هم چون گذشته هرنعمتی برای این سرزمین ومردم آن نقمت خواهد بود!

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 و ساعت 19:30 |

                     

حدودسه هفته قبل یک خبرنگارایتالیایی بنام دانیله مسترو جاکومو به همراه یک مترجم وخبرنگارافغان ویک راننده شان توسط گروه طالبان درولایت هلمند به گروگان گرفته شدند. پس ازچندروزراننده افغان توسط طالبان به قتل رسیده وخبرنگارایتالیایی طی معامله ای درازای آزادی پنج تن ازفعالان گروه طالبان آزادگردید ، اما خبرنگارافغان هم چنان درگروگان طالبان بسرمی برد. این واقعه انعکاس وسیعی را درداخل وخارج ازکشوردربرداشت، درکناربازتاب های بوجود آمده ، ازاین حادثه چندبرداشت می توان گرفت :

1-     ضعف وناتوانی حکومت درتأ مین امنیت وحمایت ازحاکمیت ملی  : نفس حادثه به گروگان گرفته شدن افراد ذکرشده نشان داد که برخلاف تبلیغات وسیع وتوجیهات ناموجه سخنگویان حکومت ومقامات امنیتی ، اوضاع امنیتی درولایات جنوب کشوربه شدت بحرانی بوده وحکومت تسلط لازم را برآن مناطق ندارد. اما معامله ای که باطالبان درازای آزادی خبرنگارایتالیایی صورت گرفت بیش ازپیش این ضعف وناتوانی را برملا نمود. این ضعف وناتوانی دردوزمینه قابل توجه می باشد : زمینه نخست تامین ثبات وامنیت درکشورو درمنطقه می باشد. باهمه تلاشهاوتدابیرشدیدامنیتی وتبلیغات وسیعی که ازچندین ماه بدین سوی براه افتاده است ، هم چنین اعلام عملیات های گوناگون نظامی بانام های پرطمطراق ، اما بی اثراکنون مشخص گردیده است که حکومت توانایی ایجادثبات وامنیت را درکشوروبخصوص ولایات جنوبی راندارد.بنابراین بایستی این ناتوانی وضعف حکومت را ریشه یابی کرد وازآن انتباه گرفت . زمینه دوم ، اینست که حکومت هرچندباآراء مردم انتخاب گردید ، اما ظرفیت وقابلیت بهره گیری  ازتوان ملی را ندارد. آنچه درطی پنج سال گذشته بخصوص درمعامله آزادی خبرنگارایتالیایی درازای پنج تن ازطالبان فعال برملا گردید اینست که حکومت توان حمایت ازحاکمیت ملی وحفظ جان شهروندان خودرا ندارد. این ضعف تابدانجا ریشه دوانیده است که مقامات بسادگی وشتاب زدگی تمام دربرابر فشاربیرونی تسلیم گردیده وتن به خواسته های مخالفین داد . اگرموضوع غیرازاین بود ، جای آن را داشت که چنین معامله ای درازای آزادی هردوخبرنگارایتالیایی وافغان انجام می یافت . بنابراین هرتوجیهی به جز عدم اعتراف به ضعف وناتوانی درتأمین امنیت وحفظ حاکمیت ملی ، درحقیقت عذری بدترازگناه تلقی میگردد.

2-     قدرت نمایی مخالفین : طالبان باگروگان گرفتن افرادیادشده وسپس انجام چنان معامله ای پرسود درنخستین روزهای سال نو ، نشان دادند که ازتوانایی برتر بازی سیاسی ونظامی برخوردارمی باشند. این معامله سودآورحامیان خارجی وطرفداران داخلی طالبان را، نسبت به موجودیت وحضوربیشترآنان تقویت بخشید. آنان بادست زدن به چنین آزمایشی دریافتند که اداره ضعیف درکابل ازسراستیصال حاضراست که به هرمعامله ای تن دردهد. هم چنین نیروهای خارجی که برای مبارزه باتروریزم آمده اند ! برای سلامت ماندن خود حاضراند که هرهزینه ای را تقبل نمایند!؟ برخلاف آنچه که مقامات حکومتی ونیروهای بین المللی ادعاداشتند که مخالفین درسال آینده باشکست مواجه خواهندگردید ، این آزمایش موفق ازجانب طالبان درواقع دورنمای مقابله آنان بااداره مرکزی کابل رادرسال آینده روشن ساخت . همانطورکه گفته اند سالی که نیکوست ازبهارش پیداست !

3-     تثبیت مجددامتیازدهی : هرچند پدیده امتیازدهی درسیاست افغانستان ازدیرزمان بدعت گذاری شده بود ، بطوری که طی سه دهه بحران حکومت های که برسرکارآمده اند همه آنان همیشه تلاش داشته اند که موقعیت وجایگاه خودرا نه ازطریق قانونی ومشروع ، زیرا که به این مسئله اعتقادوباورنداشته اند ، بلکه بادادن امتیازبه افراد ذی نفوذ وقوماندان ها وحلقه های سیاسی ، بدست آورند. دردوران جدید انتظارمی رفت که حکومت منتخب باتوجه به اینکه مشروعیت خودرا ازآراء مردم بدست آورده است ،  به پدیده نامشروع امتیازدهی خاتمه بخشد ، امامتاسفانه این تصورونتیجه گیری کاملا اشتباه بود. زیراطی پنج سال اخیرحکومت جدید نیز درواقع کوشیده است همان راه اسلاف خویش را ادامه دهد ، بادادن امتیازموقعیت وجایگاه خودرا حفظ نماید. معامله ای که درحادثه گروگانگیری اخیرصورت گرفت ، پدیده منفورامتیازدهی را بیش ازگذشته تثبیت نمود. هرچندمقامات وسخنگویان حکومت مدعی اند که این مورداستثناء می باشد ، اما واقعیت اینست که فاکتورامتیازدهی ازعملکردهای برجسته وغیرقابل انکارحکومت شمرده می شود. باتثبیت مجدد امتیازدهی ازاین به بعد مخالفین قادرخواهندبودکه باگروگان گرفتن فردیا افراد داخلی وخارجی امتیازلازم را بدست آورند. تن دادن حکومت به این شیوه علاوه براینکه عزت وحرمت وحقوق شهروندان را خواروخفیف ساخت ، به این سنت سیئه نیزمشروعیت ورسمیت بخشید. هم چنان که دراثربی توجهی به معاشات کارمندان ومعیشت مردم پدیده منفوررشوه را درکشوررسمی وقانونی ساخت ؛ درآینده آزادی بیان وسایرحقوق وآزادی های اجتماعی ، خصوصا درعرصه رسانه های آزاد با محدودیت ها ونگرانی ها ی غیرمنتظره ای بروزخواهد شد.

4-     زیرسوال قرارگرفتن ادعاهای جامعه جهانی : یکی ازبهانه های حضورجامعه جهانی درافغانستان مقابله باتروریزم وحمایت ازمردم افغانستان دربرابرتروریزم می باشد. حادثه اخیردقیقا این موضوع را به چالش کشانده است. زیرا بنابرادعاها وقراین موجود دولت ایتالیاکه عضوفعال جامعه جهانی درافغانستان می باشد فشاربسیارشدیدی را برحکومت واردنموده است که به هرقیمت بایستی تبعه ایتالیا ازچنگ طالبان رهایی یابد. بدون شک جان همه انسان ها ارزشمند بوده وهیچ خونی نباید بی موجب به زمین ریخته شود. اماباید پرسید آیا مبارزه بدون قربانی دادن امکان پذیراست ؟ آیا دراین میان خون انسان ایتالیایی وانسان افغانستانی تفاوت دارد؟ اگرچنین نیست ، بکدام موجب وتوجیه دولت افغانستان تحت فشارگذاشته می شود که خبرنگارایتالیایی به هرقیمتی آزاد شود ، اماراجع به سرنوشت خبرنگارافغان هم چنان بی تفاوتی محض درپیش گرفته شده است؟ آیا مقامات ایتالیایی تصورنمی نمایند که دادن چنین امتیازی یک موفقیت بسیاربزرگ برای مخالفین محسوب خواهدشد ، وشرمندگی پایان ناپذیربرای آنان وحکومت افغانستان خواهدبود؟ و....

به هرروی هرتوجیهی که ازحادثه فوق توسط  مقامات حکومت افغانستان وجامعه جهانی صورت گیرد ، یک چیزقطعی می باشد وآن اینست که وجدان انسانهای آزاد ومردم مظلوم افغانستان هرگزچنین عملکردهای را فراموش ننموده ونسبت به آن داوری خواهدنمود؛ دراین داوری هرفرد وگروهی حق دارد که برداشت های های خودرا ازاین حادثه داشته باشد . زیرا وقتی که ازجانب دست اندرکاران داخلی وخارجی صداقت وراستی وشفافیت درمیان نباشد ، راه هرگونه برداشت بازخواهدبود. این موضوع می تواند که درمقبولیت افکارعمومی جامعه ودرنهایت مشروعیت وجایگاه حکومت وسیاست وحضورنیروهای بین المللی اثرگذارباشد.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در شنبه یازدهم فروردین 1386 و ساعت 12:14 |

 

ازچندی بدین سوی است که موضوع برکناری پرویزمشرف موردتوجه رسانه های گروهی کشورقرارگرفته است. به دنبال دیدارناگهانی دیک چینی ازپاکستان که درآن دیدارمشرف را به دلیل عدم برخوردقاطع با طالبان والقاعده موردانتقادشدیدقرارداد ، هم چنین بروزآشوب وناامنی های فزاینده حقوق دانان پاکستان درپی برکناری افتخارچودری رئیس قوه قضائیه آن کشور توسط مشرف ، گسترش تنش ها وناامنی ها درولایات سرحدی بخصوص وزیرستان شمالی میان افراطیون خارجی وپاکستانی باحکومت پاکستان ، ادامه ناامنی دربلوچستان پاکستان ، رشد روزافزون افراط گرایی درجامعه پاکستان وحتی دردستگاه حاکمه وهیأت دولت و.... درمجموع چنین گمانه های را دامن زده است که پرونده برکناری پرویزمشرف بصورت جدی روی دست قراردارد. طبق آنچه که دررسانه ها اعلام گردیده حتی برای بعدازبرکناری مشرف ، افرادواشخاصی برای جانشینی وی درنظرگرفته شده اند. بطورمثال گفته می شود احسان سلیم حیات که اکنون معاون لوی درستیزپاکستان می باشد به حیث لوی درستیزدرنظرگرفته شده است و محمدمیان سومروبعنوان رئیس جمهور کشورجانشین مشرف یادشده است. بیشتراین گمانه ها ازنشریه نیویورک تایمز چاپ امریکا سرمنشأ می گیرد. درهمین حال گفته می شود که مشرف تلاش دارد که مقام خودرا بعنوان رئیس جمهورکشوروهم درموقعیت لوی درستیزی پاکستان برای پنج سال آینده حفظ نماید. برکناری رئیس قوه قضائیه پاکستان چودری ازمقامش نیزبه همین دلیل خوانده شده است . زیراوی مدعی شده بود که مشرف باپایان یافتن دوره کنونی ریاست جمهوری اش ، دردوره بعدی نمی تواند هم بعنوان رئیس جمهورقرارگیرد وهم موقعیت لوی درستیزی کشوررا دراختیارداشته باشد.

واقعیت اینست که هیچ کس ازمسایل پشت پرده پاکستان اطلاع دقیقی ندارد. آنانی که اطلاع دارند ازاظهارنظرصریح وروشن خودداری می ورزند. آنچه درروزنامه نیویورک تایمزنشریافته است وبرخی ادعاهای دیگری که ازسوی رسانه ها بازتاب داده می شوند هرچند ممکن است کاملا بی بنیادنباشند ،اما احتمال زیادداردکه بربنیادشیوه ژورنالیستیکی یعنی جذب خوانندگان، استوارباشد ، لذاچنین گزارشها وتحلیل های نمی تواند مبنای مطمئنی برای پیش بینی آینده پرویزمشرف قرارگیرد. شک وتردید درموردآینده مشرف زمانی افزایش می یابد که به پیچیدگی نظام سیاسی درپاکستان وعوامل تعیین کننده قدرت درآن کشورتوجه شود. پاکستان ازدیرزمان تاکنون عملاورسماتوسط نظامیان اداره گردیده وخط مشی سیاسی واقتصادی آن بوسیله دستگاه های استخباراتی تنظیم می شده است. حتی دموکراسی وانتخابات های که درپاکستان صورت گرفته است نقش تعیین کننده واصلی را نداشته ، بلکه آنها به منزله سوپاپ های بوده اند برای تخلیه برخی فشارهای داخلی ونیزسپرهای جهت دفع ویامصئون ماندن ازانتقادات واعتراضات بین المللی راجع به غیردموکراتیک بودن نظام سیاسی پاکستان . ازجانب دیگرنظامیان پاکستان ودستگاههای استخباراتی آن ارتباط وپیوند پیچیده واستراتژیکی با قدرت ها وکشورهای بزرگ ازجمله امریکا وانگلیس واسرائیل دارد. تغییروتبدیل اشخاص ردیف اول هم چون مشرف دریک مجموعه ای پیچیده ای این چنینی صورت میگیرد. سرنوشت ضیاءالحق شاید بهترین مثال برای این ادعاباشد. ضیاء الحق ازحکومتگران باقدرت وتوانمندپاکستان به شمارمی رفت . اوتوانست که درطی چندسال سیاست پاکستان را بصورت قاطعانه رهبری کند ، ازفرصت های پیش آمده بخصوص دررابطه بااشغال افغانستان توسط شوروی وجهادمردم آن سودسرشاری را نصیب پاکستان سازد ، درضمن آن توانست که بسیاری ازکدورت های که میان پاکستان وغرب وجودداشت برطرف سازدوبه این وسیله ازلحاظ سیاسی ودیپلماتیکی نیزپاکستان را درموقعیت بهترومطلوبتری قراردهد. درادامه چنین وضعیتی به محض آنکه غربی ها وهم پیمانان آنان دردستگاه های استخباراتی ونظامی پاکستان متوجه شدند که این رشد فزاینده ضیاء الحق ممکن است ازاویک چهره ای اسطوره ای وغیرقابل کنترل بسازد ، بسادگی تمام باانفجارهواپیمای اوبه زندگی اش خاتمه دادند ؛ وپس ازسالهابنابه برخی گزارش ها درجراید اعلام گردید که سازمان موساداسرائیل درانفجارهواپیمای ضیاء الحق دست داشته است .

اکنون دررابطه باسرنوشت مشرف ووضعیتی که درپاکستان پیش آمده است سه گمانه می تواندوجودداشته باشد:

نخست اینکه وضعیت ناآرام کنونی درپاکستان ( آنچه را که درسطوربالایادآورشدیم ) همه مقدمه وپیش درآمدی است برای اینکه تازمان برگزاری انتخابات آینده رئیس جمهوری پاکستان ، بصورت تدریجی زمینه حذف مشرف چیده شود.

گمانه دوم اینست که همۀ این حوادث ممکن است نه برای حذف مشرف ، بلکه جهت تحت فشارگذاردن وی درجهت برخوردقاطع باافراطیون درآن کشورسازمان داده شده است . زیرا شرایط منطقه ای که بحران سراسرآن را فراگرفته است ایجاب نمی نماید که باتغییرمهره درپاکستان بحران بیش ازاین دامن زده شود.

گمانه سوم این خواهدبود که هیچ یک ازگمانه های فوق صحت نداشته ، بلکه اطلاعاتی که درجراید نشرمی یابد ، اطلاعات گمراه کننده وژورنالیستیکی می باشد ، وچه بسا که پیش آمدن چنین موقعیتی زمینه آن را فراهم سازد که پرویزمشرف بابهره گیری ازآن به تحکیم پایه های خویش بپردازد؛ وحتی ممکن است که برگزاری انتخابات آینده ریاست جمهوری را به حالت تعلیق درآورده وبه تأخیراندازد. به هرصورت باوجودچنین گمانه هایی ، به دلیل آنکه به منابع واطلاعات دست اول دست رسی وجودندارد ، آینده نشان خواهد داد که چه سرنوشتی درانتظارپرویزمشرف خواهدبود.

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 17:35 |

         

جوامع امروزی برغم پیشرفت های که عاید شان گردیده است ، درهمان حال به آفت های متعددی دچارمی باشند. البته میزان گرفتاری به آن آفت ها به  تناسب وضعیت اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی وفرهنگی جوامع متفاوت می باشد. کشورهای عقب نگهداشته شده وجنگ زده بیشتر ازکشورهای پیشرفته به آن آفت ها دچارمی گردند.امادرکشورهای توسعه نیافته گاه عمق ودامنه آفت ها به حدی گسترده وریشه داراست که مقابله با آن گاهی بصورت یک امرغیرممکن جلوه می نماید. افغانستان ، درمیان کشورهای مبتلا به آفت های متعدد اجتماعی وغیره شاید درردیف نخست قرارگیرد. دربین آفت های گوناگونی که جامعه افغانستان را بکام خود کشانیده است ، اعتیاد به موادمخدر وقاچاق موادمخدردر ردیف های اول قرارمیگیرد. این درجه بندی ازسوی سازمان های بین المللی مبارزه باموادمخدرنیزموردتایید قرارگرفته است. هم چنین درداخل کشورنیزهرسال به تعداد معتادان کشورافزوده می شود، گرچندتاکنون آماردقیق وقابل اطمینانی دراین رابطه بیرون داده نشده است ، مگربه وضوح می توان افزایش معتادان را درجامعه وگرایش به قاچاق موادمخدررا به وضوح دید. اکنون پرسش اینست که واقعا چه چیزی باعث افزایش اعتیاددرجامعه وگرایش به کشت وقاچاق موادمخدردرکشورگردیده است؟ باآنکه درساختاراداری وتشکیلاتی کشور، وزارتی بنام وزارت مبارزه باموادمخدرایجادگردیده وریاستی نیزبه همین عنوان دروزارت داخله وجوددارد ، که هزینه های هنگفت مالی را به خوداختصاص میدهند ،چرا تاکنون موضوع اعتیاد وکشت وقاچاق موادمخدرتحت کنترل درنیامده است؟ به نظرمی رسد که تاکنون دراین باره شیوه دقیق واقدامات اساسی که متضمن رفع یا محدودیت آنهاشوداتخاذنگردیده ویا بصورت ناقص ونیمه تمام به حال خودرهاگردیده اند. دراینجا به برخی ازعوامل وزمینه های که به گسترش اعتیاد درجامعه نقش عمده را دارند بصورت کوتاه اشاره می شود :

-         عوارض سالهای جنگ : معمولا درکشورهای که سالها جنگ وبحران وجودداشته ، اثرات منفی آن پس ازختم جنگ وپایان یافتن بحران خودرا نشان میدهد. درهنگامی که جنگ وبحران جریان دارد شاید بسیاری ازمسایل ومشکلات درچنان فضایی کمرنگ جلوه نموده وتحت الشعاع قرارگیرند. اما هنگامی که تب وتاب جنگ وبحران اندکی فروکش نماید درآن زمان کاستی وعوارض جامعه پی درپی نمایان می گردد ؛ موضوع اعتیاد نیز یکی ازاین موارد است که پس ازجنگ وبحران خودرا بصورت بسیارجدی خودرا تبارزمیدهد. درافغانستان مسئله اعتیاد ازدیرزمان باموضوع جنگ وبحران گره خورده بود. وقتیکه درکشوربه مقیاس وسیع وغیرقابل کنترل کشت وقاچاق موادمخدررایج باشد شیوع اعتیاد نیزیک امرغیرقابل کنترل می باشد. نبود یک حاکمیت قوی وعدم تسلط قانون وفقدان فضای مناسب آموزشی وتربیتی لازم این موضوع را تشدید بخشیده است . روی همین لحاظ اعتیادبه موادمخدر یکی ازپیامدهای ناگوارسالهاجنگ درکشورمحسوب می گردد.

-          فقروبیکاری وخشکسالی :  کارشناسان اموراجتماعی یکی ازعوامل اعتیاد را فقروبیکاری برمی شمارند. به معنای دیگرمیان فقروبیکاری وگسترش اعتیاد درجامعه یک رابطه قوی ومستقیمی وجوددارد که بحث وبسط آن ازلحاظ جامعه شناختی وروانشناختی ازظرفیت این مقاله بیرون است. درکشورما به دلیل سالها جنگ ، فقروبیکاری بصورت یک پدیده عام ودوامداردرآمده است که مصائب بزرگی رابرجامعه تحمیل نموده است. پدیده فقروبیکاری موجب گردیده است که روی آوردن به اعتیاد بعنوان یک عامل تسکین دهنده وسرگرم کننده موقتی وانحرافی تلقی شود. درکنارنابسامانی های اجتماعی وسیاسی ، عامل دیگری که موجب گردیده روی آوردن به موادمخدرموردتوجه قرارگیردخشکسالی های پیاپی می باشد. خشکسالی های متوالی موجب گردیده است که کشاورزان ما نتوانند به کشت وزرع غله جات اساسی جامعه بپردازند، لذابرای تامین معیشت وگریزازتنگناهای زندگی به کشت تریاک روی آوردند. درآمدومفادسرشارحاصل ازآن سبب گردیدکه کشاورزان بیشتری به آن روی آورند. باندهای مافیایی قاچاق موادمخدرنیزدراین امردخالت عمده داشته اند. بنابراین فقروبیکاری وخشکسالی های متوالی ازعوامل مهم دیگرترویج کشت واعتیادبه موادمخدردرکشوربه شمارمی آید.

-          پایین بودن سطح آگاهی جامعه : رشد یا عقب ماندگی جامعه خصوصا ازلحاظ آگاهی ودرک مسایل زیست جمعی نقش عمده ای درسلامتی وموفقیت جامعه دارد. یکی اززمینه ها وعوامل عمده ای که جامعه مارا به بیماری های گوناگون مبتلا ساخته وسلامتی را ازاو سلب نموده است ، اینست که سطح آگاهی جامعه بسیارنازل می باشد. این موضوع سبب گردیده که نه تنها درعرصه های سیاسی واقتصادی وفرهنگی باعقب ماندگی مفرطی مواجه شویم ، بلکه بیماریهای اجتماعی چون اعتیاد وارتزاق ازکشت وقاچاق موادمخدربصورت گسترده درجامعه ترویج گردیده ونسبت به آن هیچ گونه قباحتی  وپلشتی تصورنگردد؛ حتی ازنوعی مقبولیت اجتماعی نیزبرخوردارگردد. همین طورعدم آگاهی موجب می شود که خانواده هاازتربیت درست فرزندان خویش وبرخورد شایسته باجوانان عاجزآمده واین ها همه درمجموع زمینه گرایش به اعتیادرادرمیان نوجوانان وجوانان فراهم سازد. پایین بودن سطح آگاهی جامعه سبب کاستی ها واتخاذروشهای نادرست تربیتی درخانواده هاگردیده  وقطعا اگرمراکزآموزشی هم دراین رابطه وجودداشته باشد قادرنخواهندشدکه نسل امروزی را دربرابرچنین تهدیدهای مصئونیت بخشند.

-          ناتوانی وضعف حکومت : متاسفانه یکی ازعوامل بسیارمهمی که موجب گردیده مسئله اعتیاددرکشورروزبه روزگسترش یابد ناتوانی وضعف حکومت درمقابله بااین آفت خطرناک می باشد. این ناتوانی ازچندجهت قابل بررسی است : اول اینکه حکومت باآنکه یک وزارت خانه را بنام مبارزه باموادمخدرایجادنموده وبودجه گزافی را جذب ساخته است ویاریاستی که دراین رابطه دروزارت داخله وجوددارد ، اما عملا تاکنون هیچگونه موفقیتی دراین رابطه نداشته است . وزارت خانه های مذکورقادرنگردیده اند که مراکزترک اعتیاد مناسب را حتی درکابل بوجودآورد و یا اقداماتی پیشگیرانه ای را صورت دهد. دوم آنکه به دلیل عدم شناخت وتحلیل درست ازوضعیت اعتیاد درکشور، فاقدطرح وبرنامه برای مقابله بااعتیاد می باشند . سوم اینکه بنابه اظهارنظرهای برخی صاحب نظران بسیاری ازمقامات حکومتی دررده های بالاوپایین درامرمواد مخدربه شکل های مختلف نقش دارند ، لذا اگرنیتی هم دردستگاه حکومتی برای مقابله باموادمخدروجودداشته باشد توسط چنین افرادی خنثی می گردد. چهارم همانگونه حکومت دربسیاری ازبرنامه ها وسیاست های خود جدی وقاطع نمی باشد ، دراین بخش هم ازجدیت برخوردارنیست. مماشات ورعایت مصلحت های خاص موجب گردیده که همه ادعاهای کذایی هم چنان فقط درسطح ادعا باقی بماند وبدان عمل نشود. بطورمثال حکومت تاکنون باوجودصرف هزینه های گزاف درمقابله با موادمخدر نتوانسته است که رضایت واطمینان دهاقین را درموردکشت بدیل موادمخدربدست آورد. یادرامرنابودی مزارع کشت خشخاش فقط بابکارگیری چندعسکر فقط بصورت سمبلیک انجام می شود.

-          بعدخارجی آفت موادمخدر: این امرپوشیده نیست که کشت وگسترش موادمخدرتنهایک پدیده داخلی نبوده ، بلکه یک پدیده جهانی می باشد. به معنی دیگرسرمنشاء تشویق وترغیب به کشت خشخاش ودامن زدن به آفت اعتیاد اگرزمینه های داخلی دارد ، ازبیرون مرزها وحتی ازدرون دستگاههای قدرتهای بین المللی نیزموردحمایت قرار میگیرد. باندهای مافیایی بین المللی بصورت یک روش سازماندهی شده ومنظم حتی بابرخورداری ازحمایت های گروه های فشاردرداخل حکومت ها ، این موضوع را تعقیب می نمایند. هم چنین حکومت افغانستان نیزدرجلب جهان ودریافت کمک های لازم واساسی برای تحقق مبارزه باموادمخدرناتوان بوده است.

بنابراین بادرنظرداشت فاکتورهای فوق برای مقابله بااعتیاد درجامعه یک اقدام همه جانبه وبعنوان یک موضوع ملی صورت گیرد. اگرموضوع درگستره وتلقی یک ضرورت ملی مورد توجه قرارگیرد می توان درمقابله باآن پیامدهایی مثبتی را متصورشد.

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در دوشنبه ششم فروردین 1386 و ساعت 20:9 |