بازگشت به قبيله !
روز پنج شنبه مورخ 4 / 5 / 1386 مراسمي جهت بزرگداشت قربانيان بهسود كه در اثر حمله كوچيان جان خود را از دست داده بودند در مركز خاتم الانبياء كابل برگزار گرديد . در اين محفل بسياري از شخصيت هاي سياسي به سخنراني پرداختند . آنچه در اين مراسم قابل به نظر مي رسيد اين بود كه :
- رقابت و صف بندي تازه از سويي كساني كه در آينده مي خواهند بر مسند زعامت قومي تكيه زنند با مدعيان و قيم هاي بر حال قومي در گرفته بود . اين كشمكش بصورت بسيار آشكار همراه با انتقاد از جانب مدعيان تازه و دفاع از سوي زعماي برحال ! در جريان بود . بيچاره مردمي كه در آن هواي گرم و فضاي بسته گاه به نفع اين رهبر و گاه به تائيد آن مدعي تكبير و صلوات مي فرستادند !
- در ضمن سخنراني هاي پر احساس ! رهبران بر حال سعي داشتند كه از موقعيت و عملكرد خويش در جامعه و مواضع چندگانه و مذبذب خود در طي پنج سال گذشته دفاع نمايند . اين دفاع آن چنان ناموجه و سست بود كه با كم ترين دقت قابل فهم بود .
- نكته جالب تر اين بود كه مدعيان زعامت مردم پس از پنج سال به اين نتيجه رسيده اند كه براي مقابله با تهديدها و به اصطلاح دفاع از مردم دوباره به سنگرهاي قومي و قبيله اي خود رجعت نمايند !
- هم چنين آناني كه سالها مردم را با شعار عدالت خواهي به دنبال خود كشاندند ، بار ديگر براي تثبيت موقعيت و بازيابي جايگاه از دست رفته خويش به شعار هاي كهنه توسل جستند . حال آنكه هم اينك بسياري از آنان در قدرت سهيم بوده و بايستي در طي اين مدت در اين زمينه حق اقل تلاش خود را به خرج ميدادند .
- نتيجه آن كه اگر جامعه اي قدرت انديشيدن نداشته باشد ، درك و آگاهي راهنماي عمل او قرارنگيرد ، هميشه شكار ، شكارچيان خواهد بود و به سختي از دسيسه هاي تزوير گران رهايي خواهد يافت . همان طور كه زندگي قبيله اي براي ما ارمغاني نداشته است ، دموكراسي و آزادي نيز در پندارهاي قبيله اي و در سايه رهبران قومي براي مردم دست مايه اي نخواهد داشت .
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت
15:46 |