عاشورا درس آزادگي وآزادي !
حماسه اي كه در سال شصت هجري ، در صحراي تف عراق درخشيد ، تجلي انسانيت و ايمان راستين در برابر دنائت ، پوشاندن حقيقت ( كفر ) در عرصه گسترده زندگي بود .
زندگي در فرايند تاريخي اش جريان ها و شريان هاي خالص و ناخالص را در بستر واحدي جاري ساخته است . اين تضاد و گوناگوني در حقيقت بستري براي تلاش ، پويندگي ، مبارزه ، ساختن و " شدن " انسان است كه " شدنش " را با آگاهي ، اراده و عزم خويش تحقق بخشد .
در مقابل پلشتي ، انحطاط و سقوط نيز در آيينه پندار و كردار هاي نابكاران و جاهلان به تصوير در آيد .
حقيقت " تاريخ " و " زيستن " نيز جز عبور از چنين گذر گاههاي بزرگ و پيچ و خم هاي خطرناك نمي تواند باشد . " حسين ( ع ) " و "يزيد " سمبول و نماد اين دو جريان پيوسته و هميشه جاري متضاد در تاريخ بشري اند . " حسين ( ع ) " قافله سالار و مظهر آگاهي ، آزادي و رستگاري و در نهايت شكوهي از ايمان و تكامل مي باشد . همانگونه كه يزيد نمادي از دنائت و سقوط انسان در منجلاب فساد و خود خواهي و سير نزولي انحطاط است . از قيام كبير عاشورا مي توان درس هاي بزرگ آموخت . اما " آزادگي " و" آزادي " مهم ترين و بزرگترين آموزه هاي است كه خط سرخ شهادت در كربلا بر صفحه تاريخ بشري نقش بسته است .
انسان اگر" آزاده " نباشد " انتخاب " گر نخواهد بود و استعداد و لياقت مومن بودن و خدا گونه شدن را ندارد . او هماره در بند و اسير غل و زنجير هاي دروني و بيروني خواهد بود .
اگر" آزادي " نباشد ، درخت ايمان و خدا باوري و رستگاري انسان در بستر جامعه به ثمر نخواهد نشست و راه تكامل بروي انسان مسدود خواهد ماند . در پرتو " آزاده بودن " و " آزادي " است كه " انتخاب " معني مي يابد ؛ با انتخاب آگاهانه است كه " ايمان " مي شكفد و انسان از زمين خاكي به اوج ملكوتي عروج مي نمايد .
اين خط سيري است كه " حسين " و " زينب " آن را در حماسه عاشورا ترسيم نموده اند . در مقابل " يزيد " و " يزيديان " ننگ و ذلت هميشگي را در پيشاني سياه خود حك كرده اند . اينك ما هستيم و پيام هاي بزرگ عاشورا كه : حسيني و زينبي خواهيم بود يا يزيدي !

