تبليغاتX
فصل چهارم

احیاء و حفظ محیط زیست ، نیازمند توجه عمیق تر!

بر اساس اظهارات رسمی از جانب مقامات حفظ محیط زیست و صحت عامه ، افغانستان پس از کسب مقام اول در کشت و تولید قاچاق مواد مخدر در جهان ، اینک می رود که در زمینه آلودگی محیط زیست ، صدرنشین گردد. طبق اظهارات مشاور اداره ملی حفاظت از محیط زیست کشور، آلودگی هوای کابل در سطح منطقه هفت برابر بیشتر است و کابل را در مقام اول بین کشور های منطقه قرار داده است. به همین دلیل نگرانی درباره بروز انواع بیماری های تنفسی ، قلبی و جلدی در جامعه وجود دارد. چنانچه رئیس محیط زیست کشور این نگرانی ها را تایئد نموده و آن را جدی خوانده است . بگفته وی اگر از افزایش آلودگی هوا پیشگیری بعملی نیاید ، شمار کسانی که به این دلیل جان خود را از دست خواهند داد چندین برابر خواهد شد. اظهارات وزیر صحت عامه کشور نیز حاکی از آنست که هم اکنون یکی از علت های اساسی شیوع بیماری ها و مرگ و میر افراد، خصوصا در شهر کابل آلودگی هوا می باشد. بنا به گفته وی مرگ و میر سالانه هفده نفر در هر هزار نفر می باشد، در این میان تنها آلودگی شهر کابل باعث مرگ سه هزار و ششصد نفر می گردد. وی در مورد شیوع انواع بیماری ها اظهار می دارد که شدت آلودگی هوا حدود 8 درصد بیماری های قلبی و 6 درصد بیماری های تنفسی و سرطان ها را موجب می گردد که در نهایت 4 درصد از مرگ و میر سالانه کشور به خاطر شدت آلودگی محیط زیست و هوا می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 و ساعت 13:32 |

سفرجوبایدن وهدف "حقیقت یابی" درافغانستان !

پس ازانتخابات اخیرریاست جمهوری امریکا وبرگزیده شدن باراک اوباما به حیث رئیس جمهورآینده آن کشور، سفرجوبایدن بعنوان معاون آینده رئیس جمهورامریکا می تواند ازاهمیت خاصی برخوردارباشد. البته اهمیت موضوع ازآنجامنشأمیگیرد که " تغییر" بعنوان شعاراستراتژیک اوبامادرسیاست های داخلی وخارجی امریکا ، سایه خواهد افگند. به معنی دقیق ترچنین سفرهای می تواند مقدماتی باشد برای کسب تازه ترین اطلاعات وارزیابی ها ازوضعیت مناطق مختلف ، بویژه مناطق بحران خیز؛ حقایقی که مقامات آینده کاخ سفید باآن روبروخواهندگردید ، وقوع چنین سفرهایی در ارزیابی دقیق اوضاع وتدوین برنامه های کاری ودرنهایت تحقق  بخشیدن به شعارتغییرکمک زیادی خواهدنمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت 11:26 |

افغانستان ؛ چالش در سازه ها و ساختار ها !

افغانستان پس از واقعه یازده سپتامبر فرصت بلند و استثنایی و تاریخی را بدست آورد تا خود را از گرد و خاک زمین سوخته بلند نموده و با امید باز یافته برای زندگی بهتر به آینده چشم دوزد. شور و شوق زایدالوصفی که در این راستا بوجود آمد امید ها را برای آینده بیش از پیش تقویت می نمود. در طی هفت سال گذشته تلاش های زیادی بخرج داده شد ، اقدامات متعددی روی دست گرفته شد ، هزینه های هنگفتی به مصرف رسید ، ایده ها و ساختار های مختلفی به میان نهاده شد و استوار گردید ، ولی از میان آن همه تاکنون متاسفانه چیزی دست گیر مردم نشده است. تغییر لازم و بهبود قابل انتظار در کشور رونما نگردید. هر آنچه که شده است بر پایه های بسیار لرزان ونا استواری قرار دارد که هر آن امکان دارد فرو ریزد. از اعتبار و استقامت کافی برخوردار نیست. جامعه ما از جهت های مختلف در تنگنا قرار داشته و وضعیت آشفته و نابسامانی را دارد. ابعاد این نارسایی ها بطور متواتردر رسانه ها و اظهار نظرها بیان شده است. اما هرچه بر این موارد انگشت نهاده می شود و بر اصلاح آن تاکید می گردد ، قضیه کاملا جهت معکوس بخود می گیرد. یعنی دامنه تنگناها و آشفتگی ها و نابسامانی ها روز بروز افزایش یافته و عمق بیشتری بخود می گیرد. برای روشن شدن موضوع بصورت بسیار مختصر و گذرا اشاره می گردد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 و ساعت 11:3 |
                                   " دفاع از خود " یا " تجاوز به حقوق دیگران "

 بیش از ده روز تمام است که از تهاجم گسترده نیروهای اسرائیلی بر منطقه غزه می گذرد. این تهاجم که به بهانه دفاع از خود آغاز گردیده و تاکنون به شدت ادامه دارد علاوه بر اینکه جان هزاران انسان بیگناه را گرفته و خسارات هنگفتی را ببار آورده است ، اوضاع منطقه را کاملا بحرانی و متشنج ساخته است. اسرائیلی ها به زعم اینکه قادر خواهند بود در کوتاه ترین فرصت ممکن کار مبارزان فلسطین ، بویژه گروه حماس را یکسره سازند تهاجم همه جانبه خود را آغاز نمودند. اما اینک که مدت ده روز از آغاز تهاجم میگذرد، اسرائیلی ها قادر نگردیدند که به اهداف توسعه طلبانه خویش دست یابند. درباره نبردی که اکنون در غزه میان نیروهای مهاجم اسرائیلی و مدافعین فلسطینی جریان دارد نکات قابل تأمل وجود دارد :


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 و ساعت 11:0 |

طرح مسلح سازی نیروهای محلی خنثی سازی طرح های ملی !

از مدت ها بدین سوی بود که بحث مسلح سازی نیروهای محلی یا به معنی دقیق تر ایجاد ملیشه های قومی و محلی از سوی برخی منابع داخلی و خارجی بر سرزبان ها بود. از همان نخستین لحظه ها صاحب نظران کشور بر غیرضروری بودن این طرح و منافات آن با بسیاری از گزینه های ملی و پیامد های منفی و قطعی آن هشدار دادند. به همین دلیل وزارت داخله افغانستان نیز یا جرأت ننمود که دنباله این طرح را پیگیری نماید و یا واقعا اجرای این برنامه را کنار گذاشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 0:3 |

عوام زدگی ، آفت بزرگ باور های اعتقادی!

دانشمندان علوم انسانی در مباحث طرح شده پیرامون آن ، بویژه در عرصه توسعه این دانش و آفت های احتمالی که گریبانگیر آن خواهد شد نظریاتی را ارائه داشته اند. یکی از نظریات جدی و مهم آنان اینست که برخی دانش ها و علوم هم چون علم ریاضی ، هندسه ، مهندسی ، زمین شناسی ، طب و .... به دلایلی از گزند عوام زدگی و اینکه هرکس خود را صاحب نظر و جامع چنین دانشی های بپندارد مصئونیت بیشتری دارند. به دلیل تخصصی بودن این علوم ،هر کسی نمی تواند با تکیه برچنان دانش هایی افکار و باورهای عمومی را مورد سوء استفاده قرار دهد. در مقابل برخی دانش ها و علوم هستند که با گسترش و بسط یافتن آفت عوام زدگی در آن بسیار زیاد وجود دارد. چنین دانش ها و علومی در مجموع در دایره علوم انسانی قرار می گیرند. خطر مهم تری که از این ناحیه وجود دارد این است که عوام زدگی این دانش ها و علوم می تواند باورهای عمومی را نیز صدمه زده و مورد استفاده نادرست قرار دهد. در اینجا به دو مورد بصورت گذرا اشاره می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه هجدهم دی 1387 و ساعت 23:59 |

 

از ویژگی های بارز سیاست امروز یکی اینست که در تعیین نظام های سیاسی و گزینیش حکومت ها بر روش تعریف شده ای توافق شده است . یعنی مردم بر اساس قانون انتخابات برای تعیین رئیس جمهور یا نماینده و یا شرکت در هر رفوراندمی برای طرح ها و مسایل ملی ، از قدرت رای دادن خویش استفاده می نمایند. پروسه انتخابات در واقع یکی از شیوه های اصلاحات در اداره کشور محسوب می گردد. هم چنین این روش ، مشارکت و حضور مردم را در تعیین سرنوشت شان ساماندهی و نهادینه می سازد. از طریق انتخابات ، کارگزاران حکومت خود را در برابر آراء و نظارت جامعه می نگرند ، در مقابل مردم از آن طریق به مسئولیت نظارتی خود جنبه عینی می بخشند. یعنی اینکه گزینه انتخابات مجددا موجب خواهد شد که کارگزاران خدمتگزار به ادامه خدمت تشویق شوند و یا کارگزاران سهل انگار، با از دست دادن اعتماد و رأی مردم ، از مسئولیت جامعه خلع گردند. البته برای سیستم و نظام انتخاباتی می توان ویژگی ها و تمایزات بسیاری را برشمرد ، اما در مجموع تاکید می گردد که ویژگی نظام انتخاباتی در رژیم های معاصر یکی از نشانه های رشد و مطلوبیت نظام ها و جوامع سیاسی نسبت به گذشته تلقی می شود. اساسا نظام انتخاباتی در واقع احترام و الزامی است در توجه به حقوق انسانی ، و عزم واقعی در جهت اعتلای ویژگی های انسانی در سیمای سیاست و جامعه . حقیقت این موضوع را می توان در نظام های مردم سالار و دموکراتیک شاهد بود. با توجه به تجارب بدست آمده از نظام های توتالیتر، خودکامه و تمامیت خواه و نیز نظام های مردم سالار و دموکراتیک ، سلامت نظام ، اداره و جامعه در نظام های اخیر به مراتب مشهود و تضمین شده می باشد. ناگفته نباید گذاشت که ویژگی های برشمرده شده در سیاست و جامعه انسانی مطلق نبوده و نمی توان نقطه پایان بر کمال و مطلوبیت آن نهاد. اساسا پدیده های انسانی و اجتماعی هرگز نمی توانند مطلق پذیر باشند. آنچه در این باب گفته شد ، امری نسبی است که به تدریج و طی یک فرایند بلند مدت تاریخی و اجتماعی بعنوان محصول رشد جامعه بشری در عرصه سیاست و جامعه تبارز یافته است. بنا بر این هر نظام انتخاباتی و قانون انتخابات می تواند به تناسب شرایط و نیازمندی ها هر دوره ، جامعه و مکان مورد نقد و بررسی قرار گرفته در آن تعدیل و اصلاحات لازم اعمال گردد. به معنی دیگر نظام انتخاباتی و قانون انتخابات در هیچ جامعه ای ، امری نانوشته و یا وحی منزل و جهان شمول تلقی نمی شود که بصورت ثابت و لایتغییر و جزمی در همه جوامع و در همه زمان ها و در هر شرایطی تطبیق گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 17:43 |

پیامد ها ی فاجعه شش جدی

قبل از پرداختن به اصل موضوع بجای مقدمه ذکر این توضیح به نظرم ضروری دانسته شد که در بررسی هر حادثه و پدیده اجتماعی باید زوایای گوناگون آن مورد ارزیابی قرار گیرد تا بتوان به حقیقت موضوع دست یافت. هم چنین دراین بررسی باید از پیش داوری های مثبت یا منفی خودداری شود. واقعیت ها آنگونه که بودند بیان گردند. پیامدها و تبعات هر قضیه نیز آنگونه که دریافت می شوند انعکاس یابد. این فاکت ها حداقل مواردی است که می توان در بررسی حوادث و پدیده های تاریخی و اجتماعی کشور آن را باید در نظر داشت. در غیر این صورت دچار گمراهی خطرناکی خواهیم شد. گمراهی بدتر و خطرناکتر از این نمی توان سراغ گرفت که ما از قضایا برداشت ها و تلقی های غیر واقعی بدست آوریم. زیرا این برداشت های غیرواقعی در فرایند زندگی جمعی ما اثر نامطلوب بجای خواهند گذاشت. این نکته را هم با استفاده از فرصت در اینجا یادآور می شوم که متاسفانه در جامعه ما داوری منصفانه درباره قضایای اجتماعی و تاریخی وجود ندارد. یعنی گرایش ها و دخالت ذهنیت های تحلیل گر و نویسنده بصورت مثبت یا منفی به شدت در بررسی قضایا و نتیجه گیری از آن مشهود است . این موضوع میزان اعتبار و بی طرفی نویسنده یا تحلیلگر را در ذهن مخاطب خدشه دار می سازد.  به همین دلیل ما تا هنوز نتوانسته ایم که یک تاریخ روشن و شفاف داشته باشیم. همه بر این موضوع توافق دارند که تاریخ ما واژگونه است. حال این واژگونه بودن را هرکسی و هرطیفی از زاویه خود می پندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 17:42 |

چین ، قدرت رازآلود آینده !

چند روز قبل دولت چين جشن سي سالگي اصلاحات اقتصادي خود را برپا داشت. کشور چین امروزه به فاتح بازارهاي تجاري جهان شهرت یافته است و اینک می رود که به يكي از بزرگ ترين قطب های اقتصادي جهان بدل شده و در عرصه سیاست بین المللی نیز نقش یک ابرقدرت برتر را بدست آورد.

آنچه که چين را در افكار عمومي جهانیان مجذوب و مهم كرده است عبارتند از رشد سریع و غیرمترقبه آن کشور از وضعیت کاملا فلاکت بار اجتماعی و اقتصادی به درجه ای که اکنون قرار دارد ؛ دیگر تلفیق شگفت انگیز میان الگوي سياسي بسته كمونيستي در اداره داخلی و اقتصاد باز ليبراليستي در سياست هاي خارجي تجاری می باشد. هم اکنون چین در حال حركت آرام به سمت تبديل شدن به يك قدرت جهاني می باشد، حركتي كه همگان، حتي رقباي سياسي و اقتصادي آن را با حیرت و شگفتی شاهد اند و حس مي كنند، اما در برابر آن سكوت يا تمكين اختیار کرده اند. برخی از تحلیل گران بین المللی این حرکت رمزآلود چین را ، بویژه حالت شگفت انگیزی که جهان و رقبای چین بخود اختیار نموده اند بي شباهت به رقص زيبای اژدهاي چيني ها نمی دانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در پنجشنبه پنجم دی 1387 و ساعت 21:37 |

بیراهه در بیراهه!

افغانستان با گذشت هفت سال از سقوط طالبان و برچیده شدن پایگاههای تروریزم و القاعده ، هنوز بعنوان یک کشور بحران خیز و منطقه تهدیدآفرین تلقی می شود. واقعیت های تلخ و تکان دهنده ای که در کشور و پیرامون آن روی میدهد درستی موضوع را ثابت می سازد. برخی از فاکتور ها و نشانه های موجودیت بحران و نقطه های تهدید آمیز را اینگونه می توان فهرست نمود:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه چهارم دی 1387 و ساعت 17:33 |