تبليغاتX
فصل چهارم

چالش های فرهنگی سیاست در کشور

خشونت نفرت انگيز پدیده ای است که علاوه بر جامعه بشری، جامعه ما را نیز به مصیبت های پایان ناپذیر مبتلاگردانیده است. این پدیده بعنوان یک مصیبت تاریخی و اجتماعی بشمار آمده و باز توليد مي شود. بخش مهمی از تاریخی و اجتماعی بودن خشونت به شیوه های نامطلوب حکومت های گذشته جهت تامین امنیت و ثبات آنان ارتباط می گیرد. بطور طبیعی وقتی شیوه زمامداری و روش حکومت داری برمدار خشونت قرار گیرد و سیاست ها و عملکردها بر محور استبداد عیار گردد،عدالت و انصاف باید قربانی گردد. وقتی عدالت و انصاف در ابتدایی ترین مفهوم و برداشت قربانی خشونت و استبداد شود، دیگر چه جای انتظار برای تحقق سایر خواست ها و برآورده شدن نیازهای مردم باقی میماند؛ یا اینکه این انتظار کی می تواند معنی پیدا کند که حکومت و زمامداران به وظیفه انسانی شان همت گمارند. تداوم این وضعیت سبب گردیده است که خشونت و استبداد در بطن جامعه و در چرخه فرهنگ جامعه نفوذ نموده و نهادینه گردد. به همین دلیل بسیاری از خشونت های موجود در جامعه که از سوی حکومت بکار برده می شود و یا اینکه درمیان لایه های مختلف جامعه و گروههای سیاسی وجود دارد، بسان یک فرهنگ مستبدانه در کشور عمل می کند. طبعیت حکومتها، بویژه حکومت های شرقی اینست که برای بقاء و مشروعیت خود بجای استفاده از راهکارهای درست، به شیوه های توسل می جویند که اغلب با خشونت و تبعيض و ظلم همراه می باشد. خشونت بر ضد فرد فرد شهروندان اعم از زنان، کودکان و فعالان اجتماعی و سیاسی برای چنین حکومت های به مثابه یک فرهنگ و امر بدیهی پذیرفته شده می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 8:13 |

پیوند بی کفایتی حکومت به تاخیراعلام نتایج انتخابات!

حکومت وحکومتگران مسئول، درعرصه سیاست وحکومت داری تنهامفاهیم انتزاعی وشعارهای تبلیغاتی نیستند که فقط به منزله ابزارسیاسی ورسیدن بقدرت ودرنهایت شخصی نمودن قدرت سیاسی بکارآید. شایددرمقاطعی ازتاریخ کاربردچنان مفاهیمی امری خارق العاده وفوق تصورتلقی می گردید. اماهم زمان بارشدهمه جانبه جامعه بشری، بویژه درجهان معاصر، اینک شاخصه های یک حکومت وحکومتگرانی که درچنان سیستمی ایفای وظیفه می نمایند، ازتنگناهای ذهنی وتصورات انتزاعی ودایره کوچک خواص بیرون آمده ودربسترپرتلاتم وگسترده جامعه بشری جاری گشته وعینیت یافته است. امروزجامعه بشری حکومت شایسته وحکومتگران لایق را درلابلای کتاب ها واوراق تاریخ جستجونمی نمایند؛ بلکه مردم آنان را درواقعیت جامعه خویش ودرکفایت ومدیریت کشورخودمی نگرد. رشدسیاسی درجوامع بشری چنین شرایط وظرفیتی را فراهم آورده است که حکومت وحکومتگران ،صفات شایسته درباره خویش را توصیه های اخلاقی نمی پندارند، بلکه آن را دررفتارومسئولیت پذیری خویش تجلی می بخشند. همینطورچنین جوامعی فقط به توصیه های اخلاقی زمامداران اکتفاننموده، بلکه بااستفاده ازراهکارهای موجود، نسبت به عملکردزمامداران داوری نموده وتصمیم می گیرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 8:4 |