حقوق بشریکی ازمهم ترین واساسی ترین دست آوردهای انسان درجهت سامان بخشیدن به رابطه افراد بایکدیگر وروابط انسان ها وملت ها درصحنه بین المللی محسوب می گردد. نکته عمده درحقوق بشرآنست که موضوع مطرح درآن تابع تمایزات وتفاوت های نژادی ، ملیتی ، مذهبی ودینی نمی باشد ؛ بلکه هدف اساسی درآن رفع تبعیض ها وستمگری ها ، جنگ ها وخونریزی ها است که درطول تاریخ بااستفاده ناجایزازتمایزات وتفاوت های طبیعی واقع شده است. نکته مهم تردرحقوق بشرآنست که کرامت وشرافت انسان که درادیان ،مذاهب ومکاتب مختلف مطرح گردیده وذکرشده است ، آن را ازقواعد وضوابط مشخص برخوردارساخته وبسترعملی شدن آن را فراهم آورده است. باتوجه به حوادث ناگواروتلخی که بربشررفته است ، درمقاطع مختلف متفکران ونخبگان جامعه وسیاست درپی آن شدندکه برای جلوگیری ازستمی که برانسان می رود وکرامت اورا موردبی حرمتی قرارمیدهد، قواعد واصول کلی را مطرح سازند ؛ اما تجارب بعدی نشان دادکه فقط باتکیه برکلی گویی ها وطرح معیارهاواصول کلانی که ازراهکارهای جزئی برخوردارنباشد نمی تواند دست آورد قابل انتظاری را به همراه داشته باشد. بنابراین راه چاره بدانجا انجامید که حقوق وقوانین تعیین شده برای آن قواعدواصول ، که درنهایت موجب رفع ظلم وبی عدالتی گردد ، وازجانب دیگرراه حل عملی وعینی را برای مشکلات سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و... مبتنی برتئوری انسان شناسی ارائه نماید ، این موارد درموادسی گانه حقوق بشرعرضه گردیده است. اینک برای درک وشناخت دقیق تر برموضوع "حقوق بشر" واهمیت " کرامت انسانی" درآن مستقیمابه بخشهای ازموادتنظیم یافته آن مراجعه می کنیم:
ماده 1.تمام افراد بشرآزاد زاده می شوند وازلحاظ حیثیت وکرامت وحقوق باهم برابرند. همگی دارای عقل ووجدان هستند وباید بایکدیگرباروحیه ای برادرانه رفتارکنند.
ماده 2. هرکس می تواند بی هیچگونه تمایزی ، به ویژه ازحیث نژاد، رنگ ، جنس ، زبان ، دین ، عقیده سیاسی یاهرعقیده دیگر، وهم چنین منشأملی یا اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هروضعیت دیگر، ازتمام حقوق وهمۀ آزادی های ذکرشده دراین اعلامیه بهره مند گردد....
ماده 3. هرفردی حق زندگی ،آزادی وامنیت شخصی دارد.
ماده 6. هرکس حق دارد که شخصیت حقوقی اش درهمه جا به رسمیت شناخته شود.
ماده 7. همه دربرابر قانون مساوی هستندوحق دارند بی هیچ تبعیضی ازحمایت یکسان قانون برخوردارشوند. همه حق دارند درمقابل هرتبعیضی که ناقض اعلامیه حاضرباشد، وبرضد هرتحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید ، ازحمایت یکسان قانون بهره مند گردند.
ماده 10. هرشخص بامساوات کامل حق دارد که دعوایش دردادگاهی مستقل وبی طرف ، منصفانه وعلنی رسیدگی شودوچنین دادگاهی درباره حقوق والزامات وی ، یاهراتهام جزایی که به اوزده شده باشد ، تصمیم بگیرد.....
ماده 17. (1)هرشخص به تنهایی یابه صورت جمعی حق مالکیت دارد.
(2) هیچ کس رانباید خودسرانه ازحق مالکیت محروم کرد.
ماده 19. هرفردی حق آزادی عقیده وبیان دارد واین حق مستلزم آن است که کسی ازداشتن عقاید خودبیم ونگرانی نداشته باشد ودرکسب ودریافت وانتشاراطلاعات وافکار، به تمام وسایل ممکن بیان وبدون ملاحظات مرزی آزادباشد.
ماده 21. (1) هرشخصی حق داردکه دراداره امورعمومی کشورخود ، مستقیما یابه وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند ، شرکت جوید.
(2) هرشخصی حق دارد باشرایط برابر به مشاغل عمومی کشورخود دست یابد.
(3) اراده مردم ، اساس قدرت حکومت است : این اراده باید درانتخاباتی سالم ابرازشودکه به طورادواری صورت می پذیرد . انتخابات بایدعمومی ، با رعایت مساوات وبارأی مخفی یابه طریقه ای مشابه برگزارشود که آزادی رأی را تأمین کند.
ماده 24. هرشخصی حق استراحت ، فراغت وتفریح دارد وبه ویژه بایداز محدودیت معقول ساعات کارومرخصیها وتعطیلات ادواری بادریافت حقوق بهره مند شود.
ماده 29. (1) هرفردی فقط دربرابر آن جامعه ای وظایفی برعهده دارد که رشد آزادانه وهمه جانبۀ اورا ممکن می سازد.
(2) هرکس دراعمال حقوق وبهره گیری ازآزادی های خودفقط تابع محدودیت های قانونی است که صرفا برای شناسایی ومراعات حقوق وآزادی های دیگران وبرای رعایت مقتضیات عادلانه اخلاقی ونظم عمومی و رفاه همگانی درجامعه ای دموکراتیک وضع شده اند.
(3) این حقوق وآزادی ها درهیچ موردی نباید برخلاف هدفها واصول ملل متحد اعمال شوند.
ماده 30. هیچ یک ازمقررات اعلامیه حاضرنباید چنان تفسیر شودکه برای هیچ دولت ، جمعیت یافردی متضمن حقی باشد که به موجب آن برای ازبین بردن حقوق وآزادی های مندرج دراین اعلامیه فعالیتی انجام دهد یابه عملی دست بزند.
حال باتوجه به آنچه آورده شد می توان به وضوح دریافت که هدف اساسی وغایی نهفته دراین اعلامیه ارج نهادن وحفظ کرامت انسانی است . دراعلامیه حقوق بشرتاکیدبراین گردیده که حقوق انسان ازآن نظرکه انسان است ، انسانی که درهمه جهان وجوددارد، بدون نظربه اینکه وی شرقی است یاغربی ، مؤمن است یا بی ایمان ، جنسیت اومرداست یازن . درحقوق بشر، حقوقی معین گردیده که درسراسرجهان موردوفاق نسبی قرارداردومی توان نهادینه شدن ورعایت آن را درهمه جوامع تقاضا نمود، ودرهمه زمان ها می توان بااستنادبه آن درتضییع حقوق ستم دیدگان دادخواهی نمودودولت هارا موظف به مراعات آن ترغیب کرد. حقوق بشربراین نکته تصریح وتاکید داردکه تنوع وکثرت فرهنگی ، اعتقادی ، نژادی وملیتی بشردرطول تاریخ ودردوران معاصرنه قابل انکاراست ، ونه قابل تغییر؛ لذا بایدبرحقوقی پای فشرد ومعین کردکه برای همه انسان ها درهمه جای جهان قابل استنادباشد. اگربشرامروزازجنگ ، کشمکش ، ستم ، تبعیض ، فقر، محرومیت وهمه نابسامانی ها ونابرابری ها ونابرادری ها رنج می بردوشدیدا تشنه صلح وبرادری وعدالت می باشد ، قطعا حقوق بشربستروزمینه شایسته وبایسته درجهت تحقق مطالبات فوق محسوب می گردد. شایدبرای برخی چنین ابهامی وتردیدی پیش آید که حقوق بشرمعاصربیشترمحصول فرهنگ مغرب زمین است وبرای مردمان دیگردارای بارارزشی نبوده وکاربردعملی نیزنخواهدداشت . دراین رابطه بایداذعان کرد که اعلامیه جهانی حقوق بشرمحصول تجربه هزارهاسال خونریزی وستمگری درجامعه های انسانی است . امروزجامعه بشری باگذر ازدوره های مختلف تاریخی به مرحله ای رسیده است که می توان ازآن بعنوان عصرمدرنیته یادکرد. بدون شک مدرنیته درجزء جزء جوامع امروزراه نیافته است ، ممکن است هم اکنون جوامعی درآسیا، آفریقا ، استرالیا وامریکاوجودداشته باشند که مفهوم مدرنیته کاملا برای آنان نامفهوم وناآشنا باشد وحتی بصورت دوران ماقبل تاریخ زیست نمایند. امادرمجموع روندکلی حیات بشری وتاریخ جهان امروزباگذرازدوره های گوناگون به مدرنیته دست یافته است. بنابراین مدرنیته یک پدیده مختص به مغرب زمین نمی باشد ، هرچندممکن است خواستگاه اولیه وی غرب باشد؛ تفاوتی اگردراین میان وجودداشته باشد ، درگستردگی یامحدودیت مدرنیته می باشد. آنچه که دراصول کلی ، مضمون ها واساسات حقوق بشرگنجانیده شده است ، یعنی تاکید برحقوق آزادی ها ، حقوق شهروندی وحقوق مشارکت ، درهمه جوامع وفرهنگ ها مطلوب ومؤثردانسته شده است . بنابراین آنچه دراین نوشتار گفته آمد وتاکید برآنست مطلوبیت وپذیرش حقوق بشراست. بدون شک راه تطبیق ودست یابی به آن می تواند درهرجامعه ای باویژگی های خاص خودموردبررسی وتحقیق قرارگرفته و راهکارمناسب اتخاذگردد. آنچه دراینجا بایدتاکید نمود اینست که تکیه برمبانی واصول حقوق بشرورعایت آن درجامعه چندقومی ما وآسیب دیده ازستم هاوتبعیض های قومی ، نژادی ، دینی ، مذهبی وسمتی بیش ازهمه می تواند بعنوان یک معیاروزمینه مطلوب وراهکارمناسب درجهت تحقق اهداف انسانی ، اعاده وصیانت ازکرامت انسانی وبه تبع آن تادیه حقوق انسانی درحیطه زندگی فردی وجمعی محسوب گردد. این رسالت ومسئولیت منورین وآگاهان جامعه ونیزسیاست مداران است که به موضوع حقوق بشرتوجه ویژه ای نشان دهند ؛ تاازاین طریق بتوانیم به یک وضعیت وشرایط پایدارنسبی دست یابیم . درآینده سعی خواهدشد که زمینه اجتماعی وسیاسی پرداختن به موضوع حقوق بشرموردبحث قرارگیرد.
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت
17:54 |