تبليغاتX
فصل چهارم

استبداد ودیکتاتوری

(کوتاه شده )

  نويسنده : علي مزروعي

نظریه پردازان برای تبیین روند تحولات تاریخی در شرق و غرب با توجه به ساختار حقیقی جوامع این دو سوی عالم تلاش وافری کرده اند که تمسک بدانها می تواند یاریگر ما در شناحت جایگاه تاریخی و وضعیت کنونی مان باشد ، به ویژه آنکه ما در یک دوران گذار سرنوشت ساز تاریخی قرار گرفته ایم و اینکه بدانیم مسیر حرکت باید به کدامین سوی باشد .

یکی از نظریه های مشهور در تبیین تفاوت روند تحولات در شرق و غرب نظریه ای است که با توجه به ساختار اجتماعی و اقتصادی در این دو قطب حغرافیایی عالم بیان می دارد که نظام های سیاسی حاکم در شرق مبتنی بودند بر " استبداد " و در غرب بر" دیکتا توری " ، و تفاوت این واژه به رغم یکسانی معنا در زبان فارسی از نظر این نظریه پردازان متفاوت است بدین معنا که از نظر آنان استبداد شرقی مبتنی بر هیچ قاعده و قانونی جز اراده سلاطین و حاکمان نبوده است اما دیکتاتوری در غرب مبتنی بر نوعی قرار داد اجتماعی بوده است که سلاطین و حاکمان بر پایه آن عمل می کرده اند و ریشه چنین تفاوتی هم برمی گردد به وضعیت نیروهای عمل کننده در این جوامع ، چراکه در جوامع شرقی قدرت حاکم قدرت بلامنازع بوده و هیچ نیروی اجتماعی در مقابلش قدرت عرض اندام نداشته است اما در جوامع غربی وجود سه نهاد دولت ، کلیسا و اشراف زمین دار بگونه ای توازن قوا را در این جوامع شکل داده و عملا دیکتاتوری حاکم را در چارچوب یک قرارداد مورد توافق این سه نیرو به جریان وامی داشته است . از اینروست که زمینه نوعی " قانونمندی " در این جوامع وجود داشته و در طی زمان بلوغ یافته است اما در جوامع شرقی شاهد فقدان چنین زمینه ای هستیم .


 

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 15:17 |

"ای برادر، تو همان اندیشه ای!"

علیزاده طوسی – بی بی سی

بعضی از بزرگان ما، مثل بعضی از بزرگان هر جای دیگر دنیا، گاهی حرفهایی می زدند که از خودشان خیلی بزرگتر بود و باید قرنها می گذشت تا بزرگی آن حرفها با تجربه و علم برای اهل زمانه ثابت می شد.

یکی از این بزرگان حضرت "مولویِ" بلخیِ رومیِ نیمیش از ترکستان، نیمیش از فرغانه است که در حدود هشت قرن پیش، در حالی که داشت حرفهای کوچک می زد، یکدفعه یک حرف خیلی بزرگ، مثل خورشید توی ذهنش درخشید و دل و زبانش را روشن کرد و فرمود: "ای برادر تو همان اندیشه‌ای/ ما بقی تو استخوان و ریشه‌ای!"

امروز که نه قرن هفتم هجری، بلکه قرن بیست و یکم میلادی است، با تجربه و علم به آنهایی که می خواسته اند بفهمند، ثابت شده است که آدمیزاد با جسمش یا در جسمش "حیوان" است، حیوانی مثل همه حیوانهای دیگر، و با روحش، یعنی با حافظه و ذهنش است که به "اندیشه" رسیده است و "انسان" شده است.

خوب، این درست مثل این است که بگوییم: "ای آدمیزاد، انسانِ تو همان اندیشه توست. از اندیشه که بگذریم، مثل بقیه حیوانات، یک مشت گوشت و استخوان و رگ و ریشه ای!" و از این حرف نمی شود ایرادی گرفت.

در حدود پنج قرن بعد از مولوی بود که "دکارت" (Rene Descartes)، فیلسوف فرانسوی، همین "اندیشه" را پایه ای کرد برای اثبات وجود یا هستی انسان و گفت: " Je pense, donc je suis"، یعنی "من فکر می کنم، پس من هستم!" و این شد معروف ترین حرف او، که تازه خیلی راحت می شود ازش ایراد گرفت. مثلاً می شود گفت: "تو اوّل ثابت کن که هستی، بعد بگو که فکر هم می کنی!"

بله، آدمیزاد "همان اندیشه" است. به گفته همین مولوی، ما اوّل سنگ بودیم، بعد گیاه شدیم، بعد حیوان شدیم، بعد با اندیشه انسان شدیم، با اندیشه فرشته می شویم، با اندیشه از فرشته بالاتر می رویم و با اندیشه به جایی می رسیم، که تصوّرش را هم نمی شود کرد!

حالا اگر برایتان بگویم که چه طور شد که من به یاد "همان اندیشه ایِ" مولوی افتادم، ملاحظه خواهید کرد که آدمیزاد واقعاً "همان اندیشه" است، چه اندیشه مولوی و داروین و اینشتین، چه اندیشه بقال خرزویل یا علاف نیشابور، چه اندیشه یک خانم هشتاد و نه ساله انگلیسی که عمل آب مروارید چشم راست کرده بود و خیلی راضی بود و عینک هم نمی خواست و حالا آمده بود درمانگاه برای عمل چشم راستش و در اتاق انتظار یک نفس حرف می زد و همه را می خنداند و سر گرم می کرد و وسط حرفهاش هی می گفت: "می دانید، من هشتاد و نه سالم است!" و هر بار لابد خیال می کرد برای اوّلین بار است که می گوید هشتاد و نه سالش است!

دفعه سوّم، چهارم که ازش شنیدم هشتاد و نه سالش است، راستش حسودیم شد. دیدم با وجود اینکه پانزده، شانزده سال از من پیر تر است، از لحاظ جسم بیست، سی سالی از من جوان تر است! فکر کردم آیا واقعاً دلش می خواهد دیگران به ش حسادت کنند؟

مرد یا زن فرقی نمی کند، چون در همین لندن از مردهای بالای هشتاد هم خیلی شنیده ام که به سنّ زیادشان نازیده اند و مرا به حسادت انداخته اند.

تا چهل سالگی آدم دلش می خواهد خودش را از سنش بالاتر نشان بدهد. از چهل به بعد سالهای سال نمی خواهد فکر کند که چند سال دارد! امّا از هفتاد که گذشت، همین طور روز شماری می کند تا بتواند سنّش را یک سال بالا ببرد! این کار هم یکی از بازیهای "اندیشه" آدمیزاد است! حالا این "اندیشه" است که انسان را به بازی می گیرد، یا آدمیزاد است که با "اندیشه" بازی می کند؟ هان؟

 

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 9:23 |

از شرجهل و غرض، پناه بخدا!

1- دیروز وقتی می خواستم بوسیله ماشین دفتر به محلی بروم راننده گفت که راهها بند است. گفتم: چرا؟ گفت: تظاهرات است. گفتم: تظاهرات چه؟ چه کسانی اند؟ گفت: تظاهرات بوسیله دانشجویان برپا شده است. بخاطر توهین به قرآن در میدان وردک. سربازان خارجی صفحه ای از قرآن مجید را پاره نموده اند و.... شب این خبر را از طریق تلویزیون ها دنبال نمودم. معلوم شد که مسئله توهین به قرآن هنوز در حد شایعه است. مقامات رسمی افغانستان و نیروهای خارجی آن را کاملا تکذیب نموده اند. اما تصاویر تظاهرات را وقتی دیدم خیلی برایم جالب بود. زیرا جوانانی که در تظاهرات بنام دانشجو تجمع نموده بودند نه ظاهر شان و نه حرکات شان به دانشجو همانند نبود.جالب است که چند تن از آدم های ماجراجو که خود در نقاب دین و مذهب پنهان ساخته اند ودر همه این بلواها دست دارند مشاهده نمودم. البته گفته می شود که امروز هم این تظاهرات ادامه دارد. جالب که درهرات هم این تظاهرات سازماندهی شده است.

البته که توهین به مقدسات کار پسندیده ای نیست. عقیده هرکس برای خودش محترم بوده و دیگران هم نباید به عقاید طرف مقابل بی احترامی نمایند.

2- شب گذشته تلویزیون فارسی بی بی سی گزارشی داشت بنام آشپزی در منطقه خطر! در این گزارش خبرنگار بی بی سی کیفیت و چگونگی آشپزی را در مناطق خطر، خصوصا مناطق جنگی، چه میان سربازان و یا مردم عادی که در منطقه جنگی قرار دارند تهیه می نماید. برنامه جالبی است. از افغانستان هم در این رابطه گزارشی ارائه شده بود. اما این هفته گزارشش مربوط به کشور اوگاندا یک کشور افریقایی بود. کشوری که مدت بیست سال است درگیر جنگ های فرقه ای و سیاسی است. طبق این گزارش کشور اوگاندا از لحاظ کشاورزی و حاصلات میوه ، یکی از غنی ترین کشورهای افریقا محسوب می شود. اما مردم آن فقیرترین مردم جهان اند. این فقر به اندازه ای فاجعه بار است که مردم آن فقط بوسیله کمک های غذایی سازمان غذایی جهان زنده مانده اند. طبق گفته های این گزارشگر و مردم آن، کمک های غذایی سازمان جهانی غذا به اندازه ای است که ویتامین بدن شان را برای زنده ماندن تامین می نماید؛ نه اینکه آنان را سیر کند. گزارشهای تصویری نیز این موضوع را تایید می کرد.

جالب است که در چنین کشوری، بیست سال است که جنگ های فرقه ای و سیاسی جریان دارد. یکی از گروههای درگیر که موجب ناامنی شده است، گروهی است بنام " لشکر خدا " که خود را پیروان واقعی حضرت مسیح میدانند. این گروه برای تامین افراد نظامی از کودکان استفاده می کند. روش استفاده اینگونه است که گروه یاد شده، کودکان فرقه های دیگر و یا سازمان های سیاسی مخالف را ربوده در ابتدا بر آنان تجاوز جنسی می نمایند. پس از این عمل شنیع آنان را در صفوف جنگی می برند! تا برای ترویج عقیده مسحیت و اجرای دستورات الهی بجنگند!

   حال شاید سوال شود که چه رابطه ای میان این دو وجود دارد.

 همانطور که گفتم توهین به عقیده هیچ کس جایز نیست. همانطور که مذهب و دین و عقیده هرکس برای خودش قابل ارزش است، دیگران هم باید به آن احترام بگذارند. اگر توهینی صورت میگیرد باید بر اساس منطق و مقررات با آن برخورد شود. متاسفانه چه در میان مسلمانان و دیگر ادیان کسانی هستند که از عقیده و مذهب مردم استفاده سوء می کنند. در همین افغانستان کسانی در حالی از خود احساسات مذهبی نشان میدهند که: اولا: به اثبات اصل قضایا اهمیت نمی دهند؛ فقط منتظر یک شایعه اند تا جرقه ای را بزنند. دوم: اینکه درپی ماجراجویی و آشوب اند. که این مسئله امنیت اجتماعی را مختل می سازد. سوم: اینکه خود شان کم ترین باور را به آموزه های دینی ندارند. قرآن شریف که تنها یک متن مکتوب نیست. بلکه دستوراتی است که باید عملی شود. اما زندگی شخصی و اجتماعی چنین افراد و جمعیت هایی سراسر ناقض دستورات الهی است. بطور مثال رفتار مناسب باخانواده و اعضای فامیل ندارند؛ در تربیت فرزندان خود بی توجه اند؛ در کسب علم و دانش تنبل اند؛ در زمینه های اجتماعی و سیاسی از جنایت های بزرگی که بنام دین صورت میگیرد بی توجه میگذرند: مثلا نسبت به جنایت های طالبان که بنام شریعت انسان های بیگناه را می کشند؛ مکاتب را که در آنها دهها جلد قرآن شریف وجود دارد آتش می زنند؛ کلینیک ها را که برای مداوای بیماران مفید است تخریب می کنند و... ولی چنین کسانی با همه ادعاهای کذایی در برابر آن ساکت اند؟ !!

به همین دلیل است که بزرگان دین همیشه از قلب های آلوده به غرض و مرض و از آفت جهل بخدا پناه می برده اند.

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در دوشنبه چهارم آبان 1388 و ساعت 11:14 |

چالش های فرهنگی سیاست در کشور

خشونت نفرت انگيز پدیده ای است که علاوه بر جامعه بشری، جامعه ما را نیز به مصیبت های پایان ناپذیر مبتلاگردانیده است. این پدیده بعنوان یک مصیبت تاریخی و اجتماعی بشمار آمده و باز توليد مي شود. بخش مهمی از تاریخی و اجتماعی بودن خشونت به شیوه های نامطلوب حکومت های گذشته جهت تامین امنیت و ثبات آنان ارتباط می گیرد. بطور طبیعی وقتی شیوه زمامداری و روش حکومت داری برمدار خشونت قرار گیرد و سیاست ها و عملکردها بر محور استبداد عیار گردد،عدالت و انصاف باید قربانی گردد. وقتی عدالت و انصاف در ابتدایی ترین مفهوم و برداشت قربانی خشونت و استبداد شود، دیگر چه جای انتظار برای تحقق سایر خواست ها و برآورده شدن نیازهای مردم باقی میماند؛ یا اینکه این انتظار کی می تواند معنی پیدا کند که حکومت و زمامداران به وظیفه انسانی شان همت گمارند. تداوم این وضعیت سبب گردیده است که خشونت و استبداد در بطن جامعه و در چرخه فرهنگ جامعه نفوذ نموده و نهادینه گردد. به همین دلیل بسیاری از خشونت های موجود در جامعه که از سوی حکومت بکار برده می شود و یا اینکه درمیان لایه های مختلف جامعه و گروههای سیاسی وجود دارد، بسان یک فرهنگ مستبدانه در کشور عمل می کند. طبعیت حکومتها، بویژه حکومت های شرقی اینست که برای بقاء و مشروعیت خود بجای استفاده از راهکارهای درست، به شیوه های توسل می جویند که اغلب با خشونت و تبعيض و ظلم همراه می باشد. خشونت بر ضد فرد فرد شهروندان اعم از زنان، کودکان و فعالان اجتماعی و سیاسی برای چنین حکومت های به مثابه یک فرهنگ و امر بدیهی پذیرفته شده می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 8:13 |

اعترافات گالیله، شعور انسان در محکمه

علی امینی نجفی

پژوهشگر مسائل فرهنگی (بی بی سی)

گالیله همچنان یکی از چهره‌های تابناک جنبش نوزایی (رنسانس) به شمار می‌رود که با ژرف‌بینی و جسارت کم‌نظیرش، راه آگاهی و شناخت علمی را از راه معتقدات و تعصبات پیشین جدا کرد، و در سراسر دنیای مدرن، به هوش و خرد انسانی مقامی پایدار و استوار داد. تلسکوپی که او درست ۴۰۰ سال پیش اختراع کرد، رهگشای انسان برای شناخت واقعی کیهان بود. این واقعیت که او در محکمۀ "ارباب شریعت" عقاید خود را انکار کرد، ذره‌ای از ارج و مقام او نکاسته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 12:11 |

سرزمینی که " انسان " در آن به هیچ نمی ارزد !

اگر تصور براین باشد که آزادی ، عدالت ، ترقی و سعادت ودیعه ای است که مفت ، بی علت و بدون دلیل نصیب ملتی و کشوری گردد ، تصوری کاملا اشتباه و بی بنیاد خواهد بود. علاوه بر اینکه چنین تصوری خلاف عقل و منطق است ، هیچ برهه ای از تاریخ بشر ، در هیچ نقطه ای از کره زمین تحقق آن را ، بدان صورت گواهی نمیدهد.

اما صد تأسف و درد ، که امروز جامعه ما – از صدر تا ذیل – دچار چنین توهم و پندار منحرفانه و منحط گردیده است. پندار غالب در جامعه آفت زده ما اینست که : ره صد ساله را یک شبه باید پیمود ! آزادی و عدالت را فقط با شعار و احساسات یا از طریق نامشروع بدست آورد ! نظام مترقی سیاسی و جامعه تعالی یافته انسانی را بر بنیاد پندار های منحط قبیله ای ما قبل تاریخ و رفتار های مغایر اخلاق استقرار بخشند. و شگفت تر از همه اینکه در رجز خوانی های کاذبانه ، تاریخ تراشی های چندین هزار ساله و خود را میراث دار واقعی تمدن ها و فرهنگ های کهن و دیرینه گمان می کنند ، بلکه بر عالم و آدم از فجر تاریخ تا حال فخر و مباهات می فروشند که این خطه جغرافیایی ، مهد و گهواره تمدن بشری است !؟ زهی پندار گرایی و خیال باقی !


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 و ساعت 10:50 |
                                       بصیرت و تدبیر

پیش شرط زندگی نو !

" یا مقلب القلوب والابصار ؛ یا مدبرالیل والنهارو...! "

این دعایی است که هرسال و بر سر هرسفره یا مراسم تحویل سال خوانده می شود. خواندن این دعا بصورت تکرار اگر از سویی یک سنت حسنه دانسته می شود ، از دیگر سوی موجب شده است ، نسبت به درک عمیق و معنی آن بی توجه باشیم. چون در زندگی بشر بسیاری از موضوع ها و پدیده ها در اثر تکرار اهمیت نخست خود را از دست میدهد.

به هر صورت آنچه که در هنگام تحویل سال و مراسم هایی که بدین مناسبت برگزار می گردد ، بیش از همه چیز از خداوند خواسته می شود و آرزو می گردد اینست که همزمان با تغییر و نو شدن طبیعت ، آغاز سال جدید ، زندگی ما آدمیان نیز در جهت مثبت تغییر یابد و نو شود. بدون شک چنین آرزویی نه تنها پسندیده است بلکه عقل سلیم نیز بر آن صحه میگذارد. فلسفه اساسی در استقبال از سال جدید و به پیشو از نوروز رفتن همین است که انسان ها با تغییر و نو شدن طبیعت در خود و زندگی خویش نیز تغییر و نوآوری داشته باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 14:16 |

    میلاد با سعادت ، پیامبر رحمت و آزادی ، رسول امین و اسوه کمال حضرت محمد (ص)   مبارکباد.

         جمال‌الدين عبدالرّزاق

       (وفات 588 هـ)

 

جمال‌الدين اصفهاني فرزند عبدالرزّاق شاعر قرن ششم هجري قصيده سراي معروفي است. وي زرگر و نقش‌بند نيز بوده است. بيشتر عمر جمال‌الدين در اصفهان گذشت. گويا به آ ذربايجان و مازندران نيز سفري کرده. جمال‌الدين اصفهاني مدايحي درباره فرمانروايان زمان خود: آل صاعد و آل خجند و آل باوند و آل سلجوق سروده است. وي چهار فرزند داشته که از آن ميان کمال‌الدين اسماعيل شاعري نامور و همسنگ پدر و به عقيده برخي بالا تر از وي بوده است. شعر جمال‌الدين اصفهاني خالي از تکلّف و روان است. ديوان شاعر در سال 1320چاپ شده. شاهکارش ترکيب‌بندي است در نعمت رسول اکرم(ص) که در اين جا نقل مي‌شود.

 

                                           اي نام تو دستگير آدم

 

                      اي از بر سدره 1 شاهراه               واي قبّه عرش تکيه گاهت

                      اي طاق نهم رواق بالا                  بشکسته ز گوشه کلاهت
                      هم عقل دويده در رکابت               هم شرع خزيده در پناهت
                      اي چرخ کبود ژنده دلقي               در گردن پير خانقاهت 2

                      مه طاسک گردن سمندت 3            شب طرّه پرچم سياهت 4
                      جبريل مقيم آستانت                    افلاک حريم بارگاهت
                      چرخ ار چه رفيع خاک پايت            عقل ار چه بزرگ طفل راهت
                     خورده است خدا ز روي تعظيم        سوگند به روي همچو ماهت 5
                     ايزد که رقيب جان خرد کرد            نام تو رديف نام خود کرد 6


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت 11:17 |

انسان کامل و اسوه بشريت

(بمناسبت رحلت خاتم رسولان حضرت محمد(ص) )

 بيست و هشتم صفر است و سالروز رحلت جامع ترين انسان برگزيده الهي و آورنده جامع ترين دين آسماني " ان الذين عند الله الاسلام و من يبتغ غيرالاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الاخره من الخاسرين " و آورنده جامع ترين قانون " و نزلنا عليک الکتاب تبيانا لکل شي و هدي و رحمه و بشري للمسلمين، نحل 89 "، شخصيتي که در آخرين آيه سوره توبه اين گونه معرفي شده که: پيامبر از متن مردم و براي مردم و همراه با مردم بود، نسبت به مردم تلاش حريصانه داشت و بر مومنان، مهربان و صميمي بود و در توکل به خداوند ويژه بود و به خدا اتکاي خاص " لقد جائکم رسول من انفسکم، عزيز عليه ما عنتم، حريص عليکم، بالمومنين روف رحيم، فان تولوا فقل حسبي الله، عليه توکلت و هورب العرش العظيم، توبه 129" داشت. اين انسان برگزيده و جامع، رسول خاتم و پيامبر اعظم حضرت محمد بن عبد الله صلي الله عليه و آله، عنوان داشت، با گراميداشت رحلت وي نکاتي چند تقديم مي نمايم.
1- شناسنامه حضرت، محمد نام دارد و مصطفي لقب، در مکه به دنيا آمد که محل ولادت وي اکنون مکتب است، مادرش آمنه بود. در چهل سالگي به پيامبري رسيد و 13 سال در مکه دوران بعثت را گذراند و سپس به مدينه هجرت نمود و 10 سال در آنجا اقامت کرد و در سن 63 سالگي در مدينه بدرود حيات گفت. قرآن و سخنان وي ميراث است و فاطمه يادگار و مرقدش مزار ارادتمندان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 9:26 |

"خودمانیم، این هم قانون است که ما آدمها داریم!"

 

علیزاده طوسی

مرد پیر پولدار غربی و زن جوان فقیر شرقی

اگر شمای جوان مجرد بیست و چند ساله توی یکی از خیابانهای لندن یا نیویورک یک مرد شصت و چند ساله ببینید که دست یک زن خوشگل بیست و چند ساله آسیایی را محکم گرفته است و با یک نگاهش به مردم دارندگی بی برازندگی می فروشد و با نگاه دیگرش به آن زن جوان، می خواهد همانجا، جلو چشم رهگذرها، لخت یا با لباس، قورتش بدهد، به آن مرد شصت و چند ساله حسودیتان می شود؟ یا دلتان به حال آن دختر جوان بیست و چند ساله می سوزد و توی دلتان می گویید: "تف به این روزگار!" و همه هوسهایی را که توی دلتان انبار شده است، فراموش می کنید؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 و ساعت 13:29 |

عوام زدگی ، آفت بزرگ باور های اعتقادی!

دانشمندان علوم انسانی در مباحث طرح شده پیرامون آن ، بویژه در عرصه توسعه این دانش و آفت های احتمالی که گریبانگیر آن خواهد شد نظریاتی را ارائه داشته اند. یکی از نظریات جدی و مهم آنان اینست که برخی دانش ها و علوم هم چون علم ریاضی ، هندسه ، مهندسی ، زمین شناسی ، طب و .... به دلایلی از گزند عوام زدگی و اینکه هرکس خود را صاحب نظر و جامع چنین دانشی های بپندارد مصئونیت بیشتری دارند. به دلیل تخصصی بودن این علوم ،هر کسی نمی تواند با تکیه برچنان دانش هایی افکار و باورهای عمومی را مورد سوء استفاده قرار دهد. در مقابل برخی دانش ها و علوم هستند که با گسترش و بسط یافتن آفت عوام زدگی در آن بسیار زیاد وجود دارد. چنین دانش ها و علومی در مجموع در دایره علوم انسانی قرار می گیرند. خطر مهم تری که از این ناحیه وجود دارد این است که عوام زدگی این دانش ها و علوم می تواند باورهای عمومی را نیز صدمه زده و مورد استفاده نادرست قرار دهد. در اینجا به دو مورد بصورت گذرا اشاره می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه هجدهم دی 1387 و ساعت 23:59 |

     نگذار قبح کارهای زشت بشکند!

علیزاده طوسی سوم آبان 1387 – سایت فارسی بی بی سی

 " کارهایی هست که بیشتر مردم می کنند و من نمی کنم و از نکردن این کارها افتخار هم نمی کنم! یکی از کارهایی که من نمی کنم، خواندن روزنامه است."

روزنامه نمی خوانم، چون نمی خواهم بدانم که زن رئیس جمهوری فرانسه پیش از امتزاج با رئیس جمهوری، چه کاره بوده است؟ یا ولادیمیر پوتین بعد از نخست وزیری، تزار روسیه خواهد شد یا امپراتور روسیه؟ یا فلان هنرپیشه هالیوود که تا پریشب با فلان ستاره هالیوود به رختخواب می رفت، امروز صبح از رختخواب کدام ستاره دیگر بلند شده است. اینها را نمی خواهم بدانم، چون نه اهل سیاست هستم، نه کاری به کارهای رختخوابی دیگران دارم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در شنبه نهم آذر 1387 و ساعت 12:40 |

ماه مبارك رمضان و سفره‌هاي خالي از معنويت

درباره عظمت و ارزش ماه مبارك رمضان در متون ديني ( آيات و روايات ) به كثرت ياد آوري شده است. شايد بار ها و به اندازه بي شمار اين آيات و روايت هاي خوانده شده و بازگو گرديده است. نسل اندر نسل ، از يك دوره تا دوره اي ديگر و....

آري ! از رمضان و بركات آن بسيار نوشته ‌اند و گفته اند.  لحظاتي مانند افطار ، سحر ، شب‌هاي قدر و ... كه چه نقشي در زندگي انسان دارد و صواب و ثواب هاي كه در آن نهفته است. خاصيت ماه رمضان به مدد همين لحظه‌ ها  با ديگر ماه ‌ها متفاوت است ، وقتي ماه رمضان فرا مي‌ رسد، همه چيز رنگ و بوي ديگري مي ‌گيرد. انسان ها ديگر مي شوند . روح هاي لطيف و پاك احساس مي نمايند كه باراني از رحمت و لطف پروردگار بر آنان باريدن گرفته است ، نوري لطيف در دل شان پديدار گشته است ، احساسي پاك و تجربه نشده وجود شان را در برگرفته است ، و..


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در دوشنبه هشتم مهر 1387 و ساعت 13:7 |

آموزش و تربیت زیر بنای توسعه و دموکراسی !

آموزش و تربیت ،کلید گشایش آینده است ؛ به همین دلیل انتظار بر اینست که نظام آموزشی و تربیتی هر جامعه انسان های فردا را پرورش دهند و نسل امروزین را برای آینده آماده سازد. رسالت آموزش و تربیت توان بخشیدن به همه افراد جامعه در جهت توسعه همه جانبه و فراهم ساختن شکوفایی استعداد هایی نهفته در انسان و نیز توانمند ساختن جامعه در شناخت خلاقیت ها و استعداد های خویشتن است. بهره گیری درست از روشهای اصلاح طلبانه در جهت اهداف تعیین شده که از هر گونه افراط و تفریط بدور باشد ، خصوصا در عرصه اجتماع و سیاست ، بدون توجه و عدم تقویت و گسترش نظام آموزشی و تربیتی میسر نخواهد بود. فراز و فرودی را که کشور های توسعه یافته طی نموده اند تا اینک به این مرحله دست یافته اند ؛ و نیز دشواری ها و چالش های را که جوامع در حال توسعه و انکشاف نیافته بدان مواجه می باشند همه و همه اشعار بر این دارد که تا نظام آموزشی و تربیتی اصلاح و استقرار نیابد و نتواند به مسئولیت های خطیر خویش عمل نماید ، هر تغییری در بخش های دیگر ناکام خواهد ماند. بدین خاطر رسالت و مسئولیت بس سنگین بدوش آموزش و تربیت نهاده شده است . از جانب دیگر خطیر بودن این مسئولیت ، اهمیت و لزوم توجه ویژه و اساسی برنامه ریزان و مدیران کلان مملکتی و حکومتی را هم نسبت به موضوع آموزش و تربیت اقتضا می نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 12:14 |

گفتمان صلح را شفاف سازيم !

موضوع صلح نه يك آرزوي امروزين ، و نه يك ضرورت مقطعي و نه پديده ای سطحي ؛ بلكه صلح در ضمير انسان از آغاز تاريخ و به مثابه يك بعد اساسي از ابعاد وجودي انسان و پديده اي عميق كه در نهاد انسان و خمير مايه خوش بختي و رفاه بشريت در گيتي مطرح مي باشد. هر چند جنگ ها و كشمكش ها توجه به اين بعد از وجود انسان را ضروري تر ساخته است ؛ زيرا كه در اثر تلاتم و امواج توفان زاي زندگي مسخ شده و دست اندازی های برخواسته از هوس و زياده طلبانه از گستره حيات جمعي و بعد روحي بشر به انزوا رانده شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 12:43 |

نيت خير و عمل شر

 عباس عبدي

قصد و نيت اشخاص در ارزيابي اعمال آنان چه جايگاهي دارد؟ برخي افراد براي اين عنصر، جايگاه بسيار بالايي قايل هستند و تصور مي‌كنند كه اگر انسان نيت خود را پاك و خالص گرداند، كارها به وفق مراد خواهد بود و از اين گزاره عكس آن را نيز نتيجه مي‌گيرند، بدين معنا كه چون كارها و جريان امور به وفق مراد مردم نيست، پس حتماً نيت مجريان اشكال دارد. در برخي آموزه‌هاي ديني نيز با چنين تأكيدي مواجهيم. «انّما الاعمال بالنّيّات» از احاديثي است كه آموزش داده مي‌شود و نزد مردم مشهور است. اما واقعيت اين است كه نيت و قصد در فهم عمل اجتماعي جايگاه چندان برجسته‌اي ندارند و آن حديث نيز عمدتا ناظر به امور ديني است، حتي از منظر ديني و شريعت نيز نيت و قصد در برابر واقعيت عمل در مرتبه دوم و چندم قرار مي‌گيرند. براي مثال در آموزه‌هاي حقوقي گفته مي‌شود كه براي تحقق عمل مجرمانه، سه شرط لازم است وجود سه شرط معنوي، مادي و حقوقي لازمه تحقق فعل مجرمانه است، كه شرط معنوي، همان قصد و به عبارتي نيت  فاعل در ارتكاب عمل مجرمانه است، اما در عين حال مي‌دانيم كه در تحقق فعل قتل، قانونگذار به درستي ارزش قصد و نيت را عملاً زايل كرده است. و قتل عمد را ارتكاب فعلي مي‌داند كه نوعاً كشنده باشد و لزوماً نبايد قصد قبلي براي كشتن مقتول نزد قاتل اثبات شود. اگر ثابت شود كه كسي قصد كشتن ديگري را نداشته است و فقط قصد مثلاً تأديب يا زخمي‌كردنش را داشته و به اين خاطر با چوب به سر او زده است و او كشته شده است، اين عمل از نظر قانونگذار قتل عمد محسوب مي‌شود، زيرا زدن ضربه به سر نوعاً كشنده است و فرد ضارب عرفاً بايد نسبت به اين نتيجه آگاه باشد، حتي اگر يقيناً قصد قتل او را نداشته، در اين صورت بايد از زدن چوب به سر مقتول خودداري مي‌كرد، زيرا اين فعل با آن قصد هماهنگي و انطباق ندارد. از اين‌رو وي را به عنوان متهم به قتل عمد محاكمه مي‌كنند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 13:42 |
 

      حلول ماه مبارک رمضان

 برهمه مسلمانان جهان مبارک باد !

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 10:10 |

توافق اخیر شانگهای فرصت دیگری برای کشور

روز گذشته اجلاس کشور های عضو پیمان اقتصادی شانگهای با شرکت رهبران کشور های چین ، روسیه ، قزاقستان ، قرقیزستان ، ازبکستان ، و تاجیکستان و روسای جمهور افغانستان و ایران بعنوان مهمان در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان به کار خود پایان داد. علاوه بر موضوعات متعددی که در این نشست مورد بحث قرار گرفت ، وضعیت افغانستان نیز از جمله موضوعاتی بود که مورد توجه قرار داشت.

آنچه در مراسم اختتامیه این نشست برای افغانستان قابل توجه بود این بود که اکثر سخنرانان درباره این نکته که افغانستان باید بیشتر مورد توجه اعضای کنفرانس قرار گیرد اتفاق نظر داشتند.نظر بایف بعنوان میزبان کنفرانس راجعه به مسئله افغانستان تاکید ورزید که همکاری میان سازمان همکاری های شانگهای و دیگر سازمان های بین المللی به ویژه سازمان ملل متحد گسترش یابد تا تلاش های چند جانبه ای برای حل مسئله افغانستان بگونه فعالتر هماهنگ شود.

بالوت نور گالیبو دبیرکل سازمان همکاریهای شانگهای نیز طی سخنانی گفت که این سازمان توجه زیادی به افغانستان دارد . وی در ادامه افزود که بر اساس تصمیم رهبران کشور های عضو سازمان همکاری های شانگهای توجه بیشتری به امور افغانستان شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 13:7 |

سيرنزولي آزادي بيان در كشور؟

آزادي بيان زمينه ساز و معرف توسعه سياسي و اجتماعي دانسته مي شود . توضيح اينكه توسعه هنگامي تحقق خواهد يافت كه جامعه از لحاظ ساختار و ظرفيت سياسي و اجتماعي بصورت متناسب رشد نموده باشد ؛ هيچ جامعه اي نمي تواند مدعي باشد كه به اهداف دموكراتيك دست يافته و يا خود را بدان متعهد بداند مگر اينكه بصورت قطعي به آزادي بيان بعنوان يكي از مهم ترين نشانه توسعه سياسي و اجتماعي معتقد بوده و آن را رعايت نمايد .در واقع يكي از معيار هاي اساسي نظام هاي مردم سالار و دموكراتيك وقانونگرا التزام به آزادي بيان و رعايت آن مي باشد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 14:58 |

راه دشوار ،

و ذهنيت هاي تاريك !

در رفتار هاي جمعي و فردي واقع بيني و يا برداشت هاي واقع بينانه از اهميت تعيين كننده اي بر خوردار مي باشد . اهميت آن در اينست كه واقع نگري مي تواند در مناسبات اجتماعي و سياسي اثرات مطلوبي را بر جاي نهد . از جانب ديگر دايره رفتار ها و نگرش ها هر چه وسيعتر باشد مطلوبيت و يا عدم مطلوبيت آن به همان تناسب اثر گذار خواهد بود . بطور مثال اگر يك فرد داراي نگرش واقع بينانه باشد ، او در همان حد دايره فردي مي تواند بر پيرامون خويش اثر بگذارد و يا اثر پذير باشد . چنانچه يك جمع داراي نگرش واقع بينانه باشد ، قطعا دايره اثر گذاري و يا اثر پذيري آن بيشتر و تعيين كننده تر خواهد بود . اين وضعيت در زندگي جمعي امروزه ، بخصوص در شرايط و وضعيت جوامع در حال گذار بسيار مهم مي باشد .  زيرا جوامع در حال گذار براي عبور موفقانه و سالم سخت نيازمند نگرش هاي واقع بينانه مي باشد . يك جامعه ممكن است در شرايط گذار از وضعيت جنگي به سوي شرايط صلح و همزيستي مسالمت روان باشد . يا جامعه اي در وضعيت گذار اقتصادي و اجتماعي قرار داشته باشد . ممكن است جامعه در حالت گذار فرهنگي باشد . به هر صورت گذار در هر عرصه اي براي هر جامعه اي نيازمند آنست كه واقع نگري وجود داشته باشد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 10:41 |

دانایی ، توانایی است ![1]

از ویـژ گی ها ی دوره ی مدرن درحوزه ی سیا ست  واجتماع توجه به توسعه می باشد. مفهوم توسعه برگزاره های زیرمبتنی است : توسعه یکی ا زگونه های تغییر می باشد ، تغییری که ازپیش اندیشه شده است ، بنابراین توسعه امری خودبه خودی واتفاقی نیست ، فرایندی هدفمند است ا زنقطه ی شروع می شود و مسیری را می پیماید و به نقطه ی ختم می گردد . تو سعه یک فرا یند مشارکتی است که همه مردم درآن نقش مو ثر دارند ، جامعه ا ی می تواند پیشرفت نماید که انرژ ی ها ی نهفته محیط خو د را مها رکرده و ازآن استفاده نماید، تو سعه یک فرایند شدنی وتحقق یا فتنی بوده وبه مثابه یک پدیده ی عینی  ، اقتصادی ، اجتماعی تلقی می گردد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 13:3 |
                                      صلح وثبات درپرتو

                                گرامیداشت زبان مادری ![1]

 

زبان مادری پديده بيرونی وتحمیلی نيست. انسان با زبانش زاده می‌شود، در زبانش سير می‌کند و در حريم زبانی خود تنفس می کند، رشد می‌کند و می‌ميرد. زبان هر ملت ومردمی ظرف حضور آنان در کره خاکی است. برای شناخت تاریخ هرملتی بايد زبان او را شناخت.



در عام‌ترين تعاريف انسان را موجودی می‌شناسند که انديشه می‌کند و انديشه و پردازش فکر بدون زبان ممکن نبوده ودرنهایت از طريق زبان اندیشه وتفکر را به ديگران منتقل منمايد. زبان به عنوان ابزار اصلی تفکر در تبيين هويت هر فرد و يا هر ملتی نقش اول را ايفا می‌کند. در واقع زبان ظرف و مظروف انديشه‌هاست و اين زبان در اشکال متنوع کتبی، شفاهی و فولکلور بروی زمين جاری می‌گردد و نقش فرد يا ملتی را در ادوار مختلف تاريخی و در ازمنه های متفاوت به ديگران و نسل‌های بعدی تصوير می‌کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 11:54 |

فرهنگ درمسلخ قدرت !                       عبدالشكوراخلاقي

ازمصيبت هاي فاجعه بارتاريخ كشوراين بوده است كه جهل وتعصب مقدرات وسرنوشت آن را درانحصارخودقرارداده بود. اين مصيبت وفاجعه زماني عمق مي يابد كه جهل گستران وخردستيزان برعرصه فرهنگ ودانش كشورچنگ انداخته اند. يكي ازعلل وعوامل اصلي عقب ماندگي كشور، رونماشدن انحطاط درفرهنگ جامعه وعقيم ماندن روند شكل گيري بديده ملت – كشورسيطره شوم ومنحط جهل وتعصب برسياست واداره كشوربوده است. جهل گستران وخردستيزان باتصورات ماقبل تاريخ خويش كوشيده اند بگونه هاي مختلف مانع ازرشد وترقي كشوروتحقق تفاهم ملي ونهادينه شدن آزادي دركشورگردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 14:54 |

عاشورا درس آزادگي وآزادي !

حماسه اي كه در سال شصت هجري ، در صحراي تف عراق درخشيد ، تجلي انسانيت و ايمان راستين در برابر دنائت ، پوشاندن حقيقت ( كفر ) در عرصه گسترده زندگي بود .

زندگي در فرايند تاريخي اش جريان ها و شريان هاي خالص و ناخالص را در بستر واحدي جاري ساخته است . اين تضاد و گوناگوني در حقيقت بستري براي تلاش ، پويندگي ، مبارزه ، ساختن و " شدن " انسان است كه " شدنش " را با آگاهي ، اراده و عزم خويش تحقق بخشد .

در مقابل پلشتي ، انحطاط و سقوط نيز در آيينه پندار و كردار هاي نابكاران و جاهلان به تصوير در آيد .

حقيقت " تاريخ " و " زيستن " نيز جز عبور از چنين گذر گاههاي بزرگ و پيچ و خم هاي خطرناك نمي تواند باشد . " حسين ( ع ) " و "يزيد " سمبول و نماد اين دو جريان پيوسته و هميشه جاري متضاد در تاريخ بشري اند . " حسين ( ع ) " قافله سالار و مظهر آگاهي ، آزادي و رستگاري و در نهايت شكوهي از ايمان و تكامل مي باشد . همانگونه كه يزيد نمادي از دنائت و سقوط انسان در منجلاب فساد و خود خواهي و سير نزولي انحطاط است . از قيام كبير عاشورا مي توان درس هاي بزرگ آموخت . اما " آزادگي " و" آزادي " مهم ترين و بزرگترين آموزه هاي است كه خط سرخ شهادت در كربلا بر صفحه تاريخ بشري نقش بسته است .

انسان اگر" آزاده " نباشد " انتخاب " گر نخواهد بود و استعداد و لياقت مومن بودن و خدا گونه شدن را ندارد . او هماره در بند و اسير غل و زنجير هاي دروني و بيروني خواهد بود .

اگر" آزادي " نباشد ، درخت ايمان و خدا باوري و رستگاري انسان در بستر جامعه به ثمر نخواهد نشست و راه تكامل بروي انسان مسدود خواهد ماند . در پرتو " آزاده بودن " و " آزادي " است كه " انتخاب " معني مي يابد ؛ با انتخاب آگاهانه است كه " ايمان " مي شكفد و انسان از زمين خاكي به اوج ملكوتي عروج مي نمايد .

اين خط سيري است كه " حسين " و " زينب " آن را در حماسه عاشورا ترسيم نموده اند . در مقابل " يزيد " و " يزيديان " ننگ و ذلت هميشگي را در پيشاني سياه خود حك كرده اند . اينك ما هستيم و پيام هاي بزرگ عاشورا كه : حسيني و زينبي خواهيم بود يا يزيدي !

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 13:38 |

نوشته زیرازفرهیختگان اندیشه وعلم جهان اسلام جناب آقای عطاءالله مهاجرانی می باشد . باتوجه به اینکه موضوع ومحتوای این نوشته باشرایط اجتماعی ،سیاسی وفکری جامعه ما مطابقت داشته وبه درک وفهم چنین مسایلی شدیدا نیازمندیم ،لازم دانسته شدکه برای آن دسته ازبینندگان وخوانندگان که دسترسی ویافرصت لازم برای پیداکردن چنین نوشته های مفیدی را دراختیارندارند ،دروبلاگ آورده شود. امید که مورداستفاده خوانندگان وبینندگان عزیزقرارگیرد.

چرا مدارا نمی‌کنیم؟

  نويسنده : سيدعطالله مهاجراني

می‌خواهم به این پرسش بپردازم که چرا با دوستان خود مدارا نمی‌کنیم؟ از مروت بگذریم که این سال‌‌ها کیمیاست. قرار بود با دشمن مدارا کنیم. چنان که حافظ مروت با دوست و مدارا با دشمن را کلید آسایش دو گیتی دانسته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت 12:25 |

زبان ، ابزار تفاهم یا تفرقه !                      عبدالشکوراخلاقی

طبق تعریف زبان شناسان ، در بدیهی ترین و ابتدائی ترین تلقی ، زبان وسیله افهام و تفهیم شناخته می شود . بدون تردید هیچ پدیده انسانی و اجتماعی منحصر به مراحل اولیه خود باقی نمانده و هم زمان با رشد و انکشاف حیات جمعی ، زبان نیز توسعه یافته و ابعاد مختلف و زوایای گوناگونی را در بر می گیرد . بگونه ای که زبانشناسی ، بخش عمده ای از دانش امروزین بشری را تشکیل میدهد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 11:28 |
از هوشیاری نسبی تا حماقت مطلق - ناصر فکوهی

در تاریخ تجربیات نظری و به ویژه ایدئولوژیک انسانی در دو قرن اخیر، تقریبا هر زمان با مقولاتی از نوع مطلق روبه‌رو بوده‌ايم و به صورتی همزمان با حماقت و تحمیقی هم‌وزن آن نیز برخورده‌ایم. از همین روست که در گفتمان روشنفکرانه و علمی، شک و تردید، خرده گرفتن و نکته‌سنجی و نپذیرفتن گزاره‌ها بدون آنکه استدلال‌هایی محکم و آزمون‌هایی سخت بتوانند آنها را برای زمانی کوتاه و همواره تا اطلاعی ثانوی، به کرسی نشانند، همان اندازه با تعریف دانشمندان و عالمان از علم و دانش انطباق داشته است که پذیرش بی‌قید و شرط و افسون‌زده، شگفتگی و شیفتگی در برابر گفته‌ها و شنیده‌ها و اشکال تقلیل‌یافته اندیشه، گویای حماقت و بلاهت بشری بوده‌اند. از این لحاظ سوسیالیسم لنینی، استالینی، مائویی و خمر‌های سرخ در ایدئولوژی‌های چپ، به همان اندازه در تقلیل‌گرایی‌های فکری پیش رفتند که در جنایات و بیرحمی‌های تصورناپذیر؛ اما در سوی دیگر ماجرا نیز تقلیل‌گرایی‌های اندیشه در تفکر راست از رویکردهای استعماری گرفته تا باورهای لیبرالی و نولیبرالی به همان اندازه تصویرها و تصورات خیالین و احماقانه را برای انسان ترسیم کردند که جنایت و فساد و سلطه و زور و بیرحمی پلیسی و نظامی را بدل به ابزارهایی پیش پا افتاده و بدیهی و «بهایی» لازم برای دستیابی به «آزادی»‌هایی که هرگز از راه نرسیدند، قرار داده‌اند. از این رو شاید بی‌مورد نباشد که «اعتماد به نفس» را نه آنچنان که در زبان و اندیشه متعارف مرسوم است در برابر «خود كوچك‌بيني»  بلکه در برابر «نسبی‌اندیشی» و «پیچیده‌اندیشی» قرار دهیم و شک و تردید را از همین امکان تقابل این دو مقوله آغاز کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 15:51 |

مراتب دروغ

           اشاره : مطالب زیرگزیده هایی ازنوشته های عباس عبدی روزنامه نگار مطرح جامعه ایران است که هماره نوشته هایش نسبت به ذهنیت ورفتاراجتماعی وطرزتفکرجامعه نگرش انتقادی – اصلاحی بوده است. مطالب زیرکه تحت عنوان ( مراتب دروغ ) درسایت ( امروز) درمعرض بینندگان وخوانندگان قرارگرفته است ، درزمره همان دیدگاههای ویژه ای ایشان است. ازآنجایی که آفت دروغ درجامعه ما نیزریشه وگسترش دارد لازم دیده شد که گزیده های ازنوشته آقای عبدی آورده شود.

        - اولين گام براي رواج دروغگويي، شكسته شدن قبح دروغ است.

   - صداقت و دروغگويي موضوعي كليدي در فهم و نقد تمامي حوزه‌هاي اجتماعي است.

         براي اينكه بدانيم جامعه كنوني ما با ارزش‌هاي موردنظر اسلامي تا چه حد فاصله دارد، كافي است به ميزان رواج اين گناه كبيره در سطح وسيعي از جامعه   توجه كنيم.

  - از همه بدتر وقتي است كه دروغ از جانب كساني بيان شود كه پاسداران «اخلاق» یا «قدرت»جامعه‌اند.

  - يكي از بدترين دروغ‌ها، دروغ‌هايي است كه در مقام مشاوره به اصحاب قدرت داده مي‌شود.

       - در جامعه ما حساسيت نسبت به داشتن ثروت زياد است، فرد اگر ثروتي داشته باشد آن را از ترس نگاه ديگران پنهان و به دروغ انكار مي‌كند، اما جامعه در  برابردروغ حساسيتي ندارد و دروغگوترین افراد از امنیت روانی برخوردارند و به همين دليل است كه رذايل اخلاقي هم مي‌تواند رواج پيدا كند و سرمايه اجتماعي جامعه ما را به حدود صفر و حتي منفي برساند و به عنوان مانع جدي در راه توسعه همه‌جانبه عمل كند.

                                                                                            

 

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 16:11 |

                      

فرا رسیدن عیدسعید فطر را به همه مسلمانان جهان ، بخصوص مردم مسلمان افغانستان مبارک باد !

امید در پایان ماه خودسازی و به خودآگاهی رسیدن ، شایستگی خداگونه شدن را کمایی نموده باشیم . بدون شک فقط با گذر از مسیر خود سازی و خود آگاهی است که می توان قله های رفیع تکامل را پیمود . رنج و درد اصلی بشریت رفاه زده و دل زده از زندگی ماشینی امروز ، دریافت و فهم معنوی و حقیقی از جهان است . یقینا اگر پیام اسلام به دور از پیرایه ها و آرایه های تاریخی و اجتماعی و زنگار های زمانه ارایه گردد ، انسان تشنه کام امروز حقیقت را در سرچشمه زلال توحید و عدالت بدست خواهد آورد. 

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 11:6 |

لهجۀ فارسی افغانستان در ‌چهارخانه


این نوشته، تاملی است درباره مجموعه تلویزیونی «چهارخانه» که هم‌اکنون هر شب از شبکه سه سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شود. من این مطلب را برای روزنامه «جام جم» که به واقع ارگان نشراتی صدا و سیمای ایران است فرستادم، ولی متولیان امر در آن نشریه از چاپ آن خودداری کردند. به نظر می‌رسد که مطرح کردن این سخنان در مطبوعات ایران، نوعی شناکردن برخلاف جریان آب است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 11:28 |

ماه صيام ، ماه عبادت وخود سازي ، ماه تكامل وصيرورت انسان بسوي معراج ، شدن انسان بصورت خداگونه اي برزمين  ، برهمه بندگان شايسته ومؤمنان آگاه مبارك باد .  

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 13:10 |

وزارت اطلاعات و فرهنگ و بي توجهي به زبان رسمي کشور

 

در فصل نخست ماده ي شانزدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي افغانستان آمده است: از جمله ي زبان هاي پشتو، دري، ازبکي، ترکمني، بلوچي، پشه يي، نورستاني، پاميري و ساير زبان هاي رايج در کشور، پشتو و دري زبان هاي رسمي دولت مي باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 11:8 |

سياست انسان محور   

درعرصه دانش سياسي وسياست عملي ، درباره " انسان" برداشت هاي مختلف وحتي متضادي وجوددارد. برخي نظريه هاي سياسي كه درواقع آيين نامه عملي كارگزاران وسياستمداران مي باشد مبتني براينست كه به انسان اززاويه وديدگاه منفي وبدبينانه نگريسته مي شود. دراين ديدگاه انسان بعنوان موجودي شرور و" گرگ " صفت كه بايستي به وسيله اهرم ها وبابهره گيري ازشيوه هاي مهاركننده كنترل گردد ، معرفي گرديده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 14:25 |

دستبردبه آزادي بيان      

دراينكه افغانستان پس ازطالبان ازآزادي نسبي درعرصه هاي گوناگون ، خصوصا آزادي بيان برخوردارگرديده است ، اگرنه مطلوب ، اما غيرقابل چشم پوشي است. متاسفانه كه همين آزادي نسبي ازجهات مختلف مورد تهديد قراردارد. اين تهديد ها را نمي توان بطوركلي به مخالفين آزادي وتماميت خواهان ومتحجرين نسبت داد. بلكه ازجهات وازسوي كسان و مجموعه هاي ديگري نيزمورد تهديد قراردارد كه بساخطرناكتر ازجريان مقابل مي باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 10:22 |

رسانه ها وفرهنگ سازی   

جهان امروزرا عصررسانه ها ویا انفجاراطلاعات می نامند . واقعیت نیزچنین است. به مدد حضوررسانه ها ، نه تنها معلومات وآگاهی جوامع افزایش یافته است ، بلکه فاصله های زمانی وجغرافیایی نیزکاسته شده است. زمینه دست یابی به بسیاری ازفرصت ها وزمینه ها بخصوص درگستره اطلاعات همگانی سهل الوصول گردیده است.  شاید تعبیرجهان به " دهکده " ازاین واقعیت سرچشمه گرفته باشد. به همین تناسب نقش رسانه ها درترقی وتوسعه جوامع غیرقابل انکاروبیش ازحدمهم شمرده می شود. رسانه ها علاوه برکارکردهای که درعرصه بین المللی داشته ودارند ، درگستره حیات ملی کشورها نیزنقش قابل ملاحظه واثرگذاری برجای میگذارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 17:53 |

جايزه سياسي !    

 

روزهاي قبل درخبرها آمده بود كه ملكه انگليس براي سلمان رشدي نويسنده كتاب آيات شيطاني ،  كه تنفروانزجارمسلمانان را برانگيخت ، جايزه ادبي شواليه يا " سر" راعطانموده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 0:22 |

آموزش انتخابات پارلمانی جوانان ،روشی مناسب برای توسعه دموکراسی                              

 چند روزگذشته لیسه های شهرکابل شاهد جنب وجوش جوانان محصل بود. آنان برای تحقق یک برنامه آموزشی انتخابات پارلمانی جوانان تلاش می نمودند. این برنامه ازسوی سازمان ملل متحد باهمکاری حکومت ( کمیسیون انتخابات ) جهت آشناساختن نسل جوان کشورباروند دموکراسی ونهادهای آن درجامعه ، بخصوص درعرصه انتخابات پارلمانی  راه اندازی شده بود. نمایندگان جوانان که ازمیان رأی دهندگان صنوف دوازده برگزیده شده اند ، درنشست پنج روزه پارلمانی بااصول ورفتارپارلمانی آشناگردیده وضمن آن مسایل ومشکلات جوانان ، بخصوص محصلان را نیزبه بحث خواهندگرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 19:7 |

          

 

درکتب تاریخی راجع به سیره وروش پیامبراسلام ( ص ) آمده است که ، روزی فردی ، درحضورپیامبراسلام ( ص) ، ازوی تقاضا نمود که فرزندش یا یکی ازدوستانش را ازافراط درخوردن رطب ( خرما) توصیه نماید. پیامبراسلام (ص ) به آن فردخطاب نمود که فردابیاید . درفردای آن روزپیامبر(ص) فرد موردنظررا نصیحت نمود . ازاوسوال گردید که یارسول الله ( ص ) چرادیروزاین نصیحت رانفرمودید ؟ رسول خدا(ص ) گفت : چون دیروز خودم رطب ( خرما ) خورده بودم !

حقیقت موضوع نیزهمین است ، کسانی که مدعی رهبری جامعه واداره آن می باشند ، کسانی که قانون گذاربرای جامعه ومردم می باشند ، آنانیکه مجری قانون بوده ویا درمسند قضاوت وداوری نشسته اند ، قبل ازهمه خودشان باید به قانون ، ضوابط ومقررات وآنچه که دیگران را بسوی آن فرامی خوانند ، درعمل کردن به آن سبقت داشته باشند. یکی ازاصول تربیتی واثرالگوپذیری نیزهمین است ؛ کسی که بعنوان الگو ونمونه ومربی مطرح می باشد ، رفتاروگفتاروعملکرد او بردیگران که درپی الگوپذیری می باشند بسیارموثرمی باشد. بطورمثال دریک خانواده ، رفتاروتربیت پدرومادر، برروی رفتارواخلاق فرزندان تاثیرانکارپذیری برجای میگذارد. اگرپدرومادری برخلاف آنچیزی که بفرزند خود می گویند عمل کنند ، توصیه ها وراهنمایی شان بی اثرگردیده وچه بسا تبعات منفی نیزدرپی داشته باشد. یعنی اینکه حالت نفاق ودورویی را درخصلت های فرزندان شان بوجودخواهد آورد. حال اگرجامعه را ترکیبی از خانواده ها بدانیم ، بعنوان کوچکترین واحداجتماع ، یااینکه اجتماع را خانواده بزرگ تلقی نماییم  یقینا رفتاروگفتارمتولیان امورمختلف برروی رفتاراجتماعی وتربیتی اعضای جامعه بسیارموثرخواهدبود. اگرمتولیان امردرجامعه کسانی باشند که به گفته های خویش عمل نمایند ، یا درگفتارورفتارشان صداقت وجودداشته باشد ، یقینا مردم نیزازآنان الگوگرفته وسعی می نمایند که به توصیه ها وراهنمایی ها وتذکرات متولیان امراحترام نشان دهند وآن رارعایت نمایند. اما اگرمتولیان جامعه درسخن چیزی برزبان آورند ودرعمل چیزی دیگری وحتی برخلاف آن انجام دهند ، این شیوه بدترین ، بدآموزی را درترویج انحراف وهنجارشکنی وعدم توجه به مصالح عمومی وآینده جامعه ببارخواهدآورد.

متاسفانه یکی ازدشواری عمده جامعه ما اینست کسانی که درراس امورقراردارند به این موضوع مهم واثرگذارهرگزوقعی ننهاده وکمتربه اثرتربیتی مطابقت گفتارباعمل دقت می نمایند. به همین دلیل چنین متولیانی درگام نخست درخانواده های خود نیزمواجه بارفتارهای نامناسب وهنجارشکن ازسوی اعضای خانواده خود می باشند ودرجامعه نیزراهنمایی وتوصیه های شان بی اثروبی خاصیت بوده وبسا که عواقب ناگواری راداشته است. مثلا مسئولی که ازوضعیت رشوه درادارات نارضایتی نشان داده ومدعی مبارزه باآن می باشد ، خود درعرصه عمل دراخذ رشوت ویارعایت مصلحت های بی موجب آن چنان افراط می ورزد که هیچ گونه خاصیت وجهت گیری روشن وسازنده ای را نمی توان درآن سراغ گرفت. همین طورکسانی که سخن ازقانونمندی ورعایت اصول درجامعه وحکومت درمیان می آورند ، دروقت عمل کردن ، خوددررعایت قانون واصول زندگی جمعی ، بیش ازهمه ناتوان ونابهنجارمی باشند. بطورمثال پولیس ترافیک که مجری طرح ترافیک وایجاد نظم درشهرمی باشد ، بوضوح مشاهده شده است که برخلاف قانون بااخذرشوه ، آن هم مبلغ اندکی که ارزش بد نامی آن را ندارد ، به موتروان ویامتخلف اجازه میدهد که بکارش ادامه دهد . یا درزمینه اخذ لیسنس درمرحله اول آنچنان ازقانونمندی سخن گفته می شود که وجود هرگونه تخلف دراداره مذکورغیرممکن تصورمی شود؛ اما درکمترین زمان متوجه خواهید شد که چندین واسطه ازمیان همان ماموران بااخذ رشوه ، قانون را نادیده انگاشته ، لیسنس تان را آماده می سازند. چنانچه قصد ارائه چنین نمونه های درمیان باشد ، می توان صدهانمونه دیگرنیزارائه نمود. آنچه ذکرگردید مشت نمونه خرواربود ؛ البته درسطح بسیارپایین ؛ وگرنه می توان ازمقامات بلندپایه سخن به میان آورد که ازعدالت وتوسعه متوازن درکشورسخن می رانند ، اما بااستفاده ازموقعیت دراختیارداشته خویش ، درمعادن کشور، تانک تیل های میدان های هوایی وتانک تیل های شاهراهها ، کشف آثارباستانی ، جابجانمودن افرادمورد نظردرپست ها ومقام های پردرآمد و.... دست می یازند.

آنچه دراین نوشتارقصدگردیده اینست که مقامات محترم ، آنانیکه درمسند تقنین ، اجرا وقضاء کشورتکیه زده ویادرحلقه ها ورتبه های زیرمجموعه آنها قراردارند ضرورت ندارند که باتظاهرومردم فریبی ، خلق را به امورمعروف ونیک توصیه نمایند. زیرا که توصیه آنان هرگزاثری نداشته وبلکه پیامدهای ناگواری نیزدرپی خواهدداشت وحقیقت را بارفتارناصواب خود مسخ می نمایند. آنان تازمانیکه دست شان به فساد وقانون شکنی ، تخلف ، اجحاف ، ظلم به مردم ، غصب حقوق مردم ، چپاول دارایی عامه ، امتیازطلبی و... آغشته بوده وغرق می باشند ، نه ازلحاظ انسانی ونه ازدیدگاه دینی ونه ازلحاظ عرف اجتماعی حق ندارند که سخن ازنیکی ها برزبان برانند ودیگران را بدان بخوانند. بهترین توصیه وکارنیک آنان این خواهد بود که هروقت برخصیصه حرص طلبی وذات فرعونی خود غالب گردیدند ، درآن صورت می توانند سخن ازحق وعدالت وحقوق مردم ، قانون وهنجارهای اجتماعی ورعایت اصول به زبان آورند . درغیراین صورت بهترین دستوروتوصیه همان توصیه رسول خدا ( ص ) است که رطب خورده کی منع رطب کند. اگرامروزبعدازهزاروچندصدسال نام پیامبردرمنابرومناره های مساجد بلنداست ، نام وسیره وی دلها را بسوی خود می کشاند ، زندگی اوالگوی بشریت قرارگرفته است ، ... این هاهمه نه ازسرترس وقدرت شمشیر، بلکه بخاطرآنست که پیامبرخدا آنچیزی را که بدان باورداشت وعمل می کرد ، دیگران را بسوی آن فرامی خواند. به همین جهت درکتاب آسمانی نیزتاکید گردیده که بهترین الگوبرای شما پیامبرتان است. امروزتصمیم گرفته اند که دریک رفتاروشیوه متناقض ، قانونمندی ودموکراسی ونظام سازی را بارشوت ، هنجارشکنی ، مصلحت گرایی ، باند بازی ، خویش خوری و... تحقق بخشند؛چگونه آنان به چیزهای که باورندارند مردم را دعوت می کنند؟ چگونه می توان جامعه ای ایده آل وانسانی را باشیوه های غیرانسانی وبدورازاصول ومعیارهای انسانی بنیان نهاد ؟ آیاتاریخ چنین معجزه ای را سراغ دارد؟ آیا این تصورباطل وخودفریبی نخواهدبود که ازکسانی که به حقیقت وارزشهای انسانی وحقوق جامعه هیچ ارزش قایل نیستند، انتظارتحقق عدالت واحیای ارزش ها را داشته باشیم؟ زهی خیال باطل وهشدارازروزی که دیگ های فتنه بجوش آید واین خاک سوخته وسرزمین ویران شده ومردم مصیبت زده ، بخاطرعملکردناروای مسئولین بی توجه وسهل انگاردوباره درکام فتنه فرورود!  

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 20:38 |

                   

یکی ازموضوعات عمده واساسي که درکشمکش ها وجناح بندي هاي روزمره  اجتماعي وسياسي زيادمورداستفاده قرارميگيرد وبدان تكيه مي شود " ارزشهاي ديني وملي " مي باشد. بدون شك باورمندي به هردين وآيين ، يعني پيروي ازدستورات ودل سپردن به آن ، موجب بوجودآمدن  ارزشهاي برخواسته ازچنان دين وآيين مي گردد ؛ همينطورهرگاه مردمي دريك مكاني  بنام سرزمين ، مدت طولاني را باهم زندگي نمايند ، ازلحاظ گذشت زمان وحوادث ورويدادها ( تاريخ ) وآداب ورسوم وهنجارها ( فرهنگ ) ،‌ دست يابي به خواسته ها و منافع وهدف هاي كه برزندگي مشترك شان اثرمي گذارد ويا مقابله باتهديدهاي كه موجوديت مشترك شان را بخطرمي اندازد ( منافع جمعي ) همه وهمه درمجموع ارزشها وباورهاي را درعرصه اعتقادي واجتماعي  بوجودمي آورد. شرح فرايند چنين شكل گيري زمينه اي گسترده ترازاين مقاله را ايجاب مي نمايد ، دراينجا به اين نكته مي توان بسنده كرد كه چنين ارزشها وباورهايي علاوه برچشم اندازي كه ازعالم ديگرارائه ميدهد ، مقوم وسامان دهنده زندگي جمعي نيزمي باشد. بايد اين نكته مهم را نيزيادآورشد كه به تناسب رشد فكري واجتماعي ،‌ نوع وسطح باورمندي ها نيزمتغييرخواهدبود. به همين جهت است كه دركشورهاوملت هاي پيشرفته تغييروتحول درتمام زمينه ها بصورت موازي ويا بايك تناسب منطقي رخ ميدهد ، نخبگان ومديران آن جوامع بادرنظرداشت تناسب نسبت به مسايل خويش به ارائه ديدگاه وطرح پرداخته و تصميم گيري مي نمايند. باچنين برخوردپويا وفعال ، چه بساباورهاي كه خرافي به نظرمي رسند درعرصه اجتماع موجب تحول مثبت مي گردد . برعكس درجوامعي كه ازپويايي لازم محروم اند و به دليل آنكه باورهاي حقيقي  درچنبره هاي عقب گرايانه گرفتارمي باشد ، كارآمدي خودرا ازدست ميدهد.

اكنون بااين پيش زمينه موضوع مطرح شده يعني نحوه برخورد با " ارزشهاي ديني وملي " را درجامعه خود بصورت مختصرموردارزيابي قرارميدهيم. ارزشهاي حاكم برجامعه منبعث ازدين مبين اسلام مي باشد وارزشهاي ملي وافتخارات آن نيزمبتني برهمان باورهاي اعتقادي وديني استوارمي باشد. البته بايد يادآورشد كه افغانستان ازلحاظ تاريخي ودرشرايط كنوني كشوري است كه درآن به غيرازاسلام اديان ديگري هم چون هندوايسم ، درآن پيرودارد. حال كميت پيروان مهم نيست ،‌ آنچه مهم به نظرمي رسد بهادادن به انسان واعتقادات اواست . روي همين لحاظ افغانستان ازلحاظ ديني هم متكثرمي باشد. بنابراين ارزشهاي كه درميان اهل هنودمطرح است برخواسته ازآيين شان بوده وقابل احترام مي باشد. درعرصه ملي نيزآنان به منافع واهدافي باوردارند كه سايرهم وطنان شان بدان باورمندمي باشند.شواهدتاريخي نشان ميدهد كه متاسفانه هماره ارزشهاوباورهاي ديني وملي ازسوي بازيگران سياسي درقدرت ومغرضان وجاهلان مورداستفاده ابزاري قرارگرفته است وحتي اين مسئله تابدانجاپيش رفته است كه ازاعتقادات مردم ،‌ درتحريكات وجنگ هاي مذهبي استفاده شده است. يااينكه ازسنگردين ومذهب ويا باورهاي ملي دربرابررشدوتوسعه جامعه مقابله صورت گرفته است. اكنون كه افغانستان درآستانه تحول وزندگي نوين قراردارد بازهم احساس مي گرددكه چنان عقب گردهاي تاريخي درحال شكل گيري است. يكي ازموضع هاي كه براي عقب راندن مجدد افغانستان به دوران هاي سياه وكهنه مورداستفاده قرارمي گيرد سنگرارزشها وباورهاي ديني وملي است. اكنون پرسش دراينجااست كه چرا باورها وارزشهاي ديني وملي اينگونه مورد استفاده هاي سوء قرارميگيرد؟ واقعيت اينست كه پاسخ اين پرسش مي تواند دريك زمينه بسياروسيع وعميق موردتوجه قرارگرفته وارزيابي گردد ،‌ اما آنچه دراين مقال بدان اشاره مي گردد اينست كه يكي ازعلت هاي اساسي استفاده ناروا ازارزشها وباورهاي ديني وملي ، درابهام ماندن آن ارزشها وباورهااست . چنانچه اين موضوع بدرستي شكافته شود درخواهيم يافت كه حقايق دين ومذهب پس ازآنكه ازسرچشمه اصلي آن وارد جامعه گرديده است ،  به دليل بسته بودن وعقيم ماندن ساختاراجتماعي واقتصادي وفرهنگي ، اين باورهاي ديني تحت تاثيرشرايط قرارگرفته وازدايره ومسيراصلي خود خارج گرديده وبا مسايل وموضوعاتي درهم آميخت كه ازسنن وعنعنات محيطي سرچشمه گرفته است. فرايندتاريخي اين عقب ماندگي موجب گرديده كه آن تصورآشفته وآغشته ازباورهاي ديني وملي نسل اندرنسل بعنوان يك پديده انكشاف نيافته وثابت وجزم گونه ومتعلق به سمت وسوي خاص ، به نسل هاي امروزي انتقال يابد ؛ وبرخي كه خودرامتوليان آن مي شمارند باقاطعيت وجزميت بدفاع ازآن برخيزند وهرآنچيزي كه باآن ناهماهنگي داشته باشد ، بعنوان پديده غيرديني ومغايربا باورهاي ملي موردهجمه قراردهند. بارشد فزاينده جهان درعرصه زندگي ،‌صنعت واقتصاد ، فرهنگ وانديشه وگسترش طبيعي آن درسطح كره زمين وتحت پوشش قرارگرفتن سايركشورها بصورت خواسته يانخواسته ، اين جزم انديشي ها وتعصبات بيش ازپيش شدت يافته است. خصوصا اگرموضوع منفعت جويي هاي كه ازاين بابت براي متوليان غيرواقعي ارزشهاي وباورهاي ديني وملي وجوددارد درنظرگرفته شود وموقعيت هاي كه ازآن جايگاه براي خود بوجودآورده اند وآينده اي كه ازآن منظربراي خويش تضمين ساخته اند ، درخواهيم يافت كه چرا وبه چه دليل دربرابر تغييروتحول جامعه سنگ اندازي ومخالفت صورت مي گيرد وهمه ي اين مخالفت ها ازآدرس ارزشهاي ديني وباورهاي ملي سازمان دهي ميگردد ؛ اگربه دقت وفراصت ديده شود عناصروچهره هاي كه درپشت دفاع ازارزشها وباورهاي ديني وملي سنگرگرفته اند ،‌ درزندگي وباورمندي شان اين ارزشها وباورها كمترين جايگاه وموقعيت راندارد. به معناي ديگرعملكرد وپندارهاي شان كاملا مغايربا ارزشهاي ديني وملي مي باشد. بنابراين يكي ازچالش هاي تاريخي واجتماعي افغانستان ازسده هاي دورتاكنون همين ابهام وآغشته بودن ارزشها وباورهاي ديني وملي با برخي ازتصورات محيطي واجتماعي است كه هيچ ربطي به دين ومنافع ملي ندارد ،‌ وكساني هم ازاين موقعيت ووضعيت استفاده سوء نموده اند ومي نمايند.امروزبه وضوح شاهديم كه استدلالهاي چنان عناصروافراد دربرابرانكشاف اوضاع وروند تغييروتحولات اجتماعي وفرهنگي تاچه پايه سطحي وبدورازحقيقت دين ومغايربا منافع ملي وهمزيستي مسالمت مي باشد .  بنابراين يكي ازراههاي اساسي كه مي تواند به توسعه اقتصادي واجتماعي كشوروثبات سياسي حكومت منجرگردد اينست كه بايستي ارزشها وباورمندي هاي حقيقي ديني وملي ازآشفتگي ها وناخالصي ها منزه گردد. اين موضوع چند نكته اساسي را مي طلبد :‌ توسعه آگاهي ودرك وسواد جامعه ؛‌ جديت وقاطعيت نيروهاي آگاه ومسئول وخبيردرراستاي آگاهي بخشي جامعه ؛ تقويت بسترهاي رشد آموزشي وتربيتي ،‌ اقتصادي واجتماعي ،‌ رعايت وپذيرش اصول دموكراتيك ،‌ عزم جدي حكومت براي حمايت ازروند اصلاحات همه جانبه درعرصه هاي يادشده وخصوصا مديريت كشور. تازماني چنين فعاليت هاي دريك بسترگسترده وهمگاني بادرنظرداشت تدريجي بودن وبرخورداري ازصبرومتانت ، صورت نگيرد به مشكل مي توان دربرابرعناصري كه سالهاي سال بنام ارزشهاي ديني وملي افكاروروان جامعه بسط نيافته را دركنترل خودداشته اند كاري ازپيش برد ودموكراسي وحقوق انساني دراين كشورآنگونه كه بايد رعايت گردد.

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:30 |

 

هرروزتان نوروز ، نوروزتان پیروز

به مناسبت حلول سال نو 1386 هجری خورشیدی ، وفرارسیدن " بهار" طبیعت وجانها ، فصل زایش ونوزایی روح وجان صمیمانه ترین تبریکات خویش را به همه هموطنان عزیز تقدیم داشته ، ازخداوند بزرگ که هستی بخش بهارمی باشد تمنا دارم که زندگی مردم ما همیشه بهارباشد ودرحال نوشدن و" شدن " ؛ مناسب دیدم که به میمنت عید فرخنده و باستانی نوروز ، بهترین هدیه وتحفه آن خواهدبود که برای خوشی وسعادتمندی همه هموطنان به چند بیت ازاشعار شاعران ووارستگان اندیشه وادب تفأل شود ، امید که مورد قبول واقع گردد :

ازگل به گل

آمدبهارای دوستان ! منزل سوی بستان کنیم

گردغریبان چمن خیزید تاجولان کنیم

امروزچون زنبورها پران شویم ازگل به گل

تادرعسلخانه ی جهان ، شش گوشه آبادان کنیم

آمدرسولی ازچمن ک"این طبل را پنهان مزن"

ماطبلخانه ی عشق راازنعره هاویران کنیم

بشنوسماع آسمان ، خیزید ای دیوانگان

جانم فدای عاشقان ، امروزجان افشان کنیم

آتش دراین عالم زنیم ، وین چرخ را برهم زنیم

وین عقل پا برجای راچون خویش سرگردان کنیم

کوبیم ما بی پا وسر، گه پای میدان ، گاه سر

ماکه به فرمان خودیم تا این کنیم وآن کنیم ؟

نی نی ، چوچوگانیم ما دردست شه گردان شده

تاصدهزاران گوی را درپای شه غلتان کنیم

خامش کنیم وخامشی هم مایه دیوانگی است

این عقل باشد کآتشی درپنبه پنهان کنیم

" گزیده غزلیات شمس تبریزی "

آمد بهارجانها

آمدبهار جانها ، ای شاخ تر! به رقص آ

چون یوسف اندرآمد ، مصروشکربه رقص آ

چوگان زلف دیدی ، چون گوی دررسیدی

ازپا وسربریدی ،بی پا وسربه رقص آ

تیغی به دست خونی ، آمد مراکه " چونی ؟ "

گفتم : " بیا که خیراست " گفتا : " نه ، شر، به رقص آ "

ای مست هست گشته ! برتوفنانبشته

رقعه ی فنارسیده ، بهرسفربه رقص آ

پایان جنگ آمد ، آوازچنگ آمد

یوسف زچاه آمد ، ای بی هنر! به رقص آ

تاچند وعده باشد ، وین سربه سجده باشد ؟

هجرم ببرده باشد رنگ واثر، به رقص آ

کی باشد آن زمانی گوید مرافلانی

ک " ای بی خبر! فنا شو ، ای باخبر! به رقص آ"؟

طاووس ما درآید ، وآن رنگها برآید

بامرغ جان سرآید : " بی بال وپربه رقص آ"

کوروکران عالم ، دید ازمسیح مرهم

گفته مسیح مریم ک :" ای کوروکر! به رقص آ"

" گزیده غزلیات شمس تبریزی "

 

نوروز

سپیده دم ، نسیمی روح پرور

وزید وکرد گیتی رامعنبر

توپنداری زفروردین وخرداد

به باغ وراغ بد پیغام آور

به رخسار وبه تن ، مشاطه کردار

عروسان چمن را بست زیور

گرفت ازپای ، بند سرو وشمشاد

سترد ازچهره گرد بید وعرعر

زگوهرریزی ابربهاری

بسیط خاک شد پرلؤلؤ تر

" مبارک باد" گویان ، درفکندند

درختان را به تارگ ، سبز چادر

نماند اندرچمن یک شاخ کان را

نپوشاندند رنگین حله دربر

زبس بشکفت گوناگون شکوفه

هوا گردید مشکین ومعطر

بسی شد برفراز شاخساران

زمرد همسریاقوت احمر

به تن پوشید گل ، استبرق سرخ

به سربنهاد نرگس ، افسرزر

بهاری لعبتان آراسته چهر

به کردار پریرویان کشمر

چمن باسوسن و ریحان منقش

زمین چون صحف انگلیون مصور

دراوج آسمان خورشید رخشان

گهی پیدا ودیگرگه مضمر

فلک ازپست رایی ها مبرا

جهان زآلوده کاری ها مطهر

" پروین اعتصامی "

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 11:28 |

 

"به مناسبت 28 صفر المظفر رحلت پيامبر اسلام(ص)"

در باره پيامبر سخن گفتن و نوشتن و حتي انديشيدن درباره او سخت سهمگين و سنگين است. ارتقاي وجودي پيامبر به درجه اي از عظمت و کمال است که ، عظمتي چون حضرت علي(ع) مي گويد: هنگامي که اوضاع سخت مي شد، ما به رسول خدا پناهنده مي شديم و زير سايه او مي رفتيم و خودمان را در پناه او مي خيزانديم. از اينجا معلوم مي شود که تنگناي حقير ما آدميان چقدر گنجايش و ظرفيت آن انسان کمال يافته و با عظمت را خواهد داشت!

28 صفرالمظفر، يادآور رحلت خاتم پيامبران است. از سويي در  اين روز غم و اندوه بسيار بر مسلمانان مستولي گرديده و هستي را با همه عظمت و بزرگي اش برايشان تنگ گردانيده و پرتو خورشيد با همه درخشش کم سو نمايان مي شود. اما از سوي ديگر آخرين روزهاي عمر پيامبر درس هاي استثنايي به مسلمانان و بشريت آموخته شد، که فقط در چنين شرايط مي توان آن درسها را آموزاند. براي مردان پاک و وارسته و به کمال رسيده، خصوصا آناني که رسالت الهي را بر دوش دارند، مردن نيز خود هنري است. نمايشي سخت زيبا و عميق و آموزنده تر از هر روشي. در تاريخ بشر بسيار اندک اند مرداني که زيبامرده باشند. زيرا هر کس آن چنان مي ميرد که زندگي مي کند و آنگونه مي ميرد که هست.

در سال يازدهم هجرت رسالت شگفت و تاريخ ساز پيامبر پايان يافته است. او آخرين شعله هاي زندگي خويش را با چشمان خويش مي نگرد. او بايست که در طي اين مدت اندکی که از عمرش باقي مانده و شماره معکوس براي وداع با پيروان و امتش شروع گرديده، آنچه را که در طي بيست و سه سال به مسلمانان تعليم داده است، بار ديگر يادآوري کند. نخستين کار وداع با مردم است. و هزاران سخن و پيام و آموخته و تذکر در اين وداع نهفته است. براي همين ازدو ماه پيش به همه مسلمانان اعلام نمود که هر کس مي خواهد با وي حج بگزارد به مدينه آيد تا از آنجا به صورت دسته جمعي به سوي کعبه حرکت کنيم. اين نختسين حج پيامبر است و اولين حج مسلمانان که در آن هيچ مشرکي راه ندارد، وبراي بار نخست که پيامبر خود را در حلقه فشرده و عاشقانه هزاران تن از پيروانش مي بيند. او در طي مراسم حج هر آنچه را که براي انجام اين فريضه لازم مي دانست گفت و آموزاند. در روز هشتم ذي الحجه حج گزاران به مني رفتند و صبح فردا پيامبر سر راه به عرفات رفت. او تصميم گرفته بود که با مردم سخن بگويد. از سيماي پيامبر پيدا بود که به امري خطير مي انديشد. اين آخرين پيام پيغمبر است به امت خويش، بايد همه گوش شوند و کلمات پيامبر به اقصاي جمعيت برسد:

"اي مردم سخن مرا بشنويد، چه من نمي دانم پس از اين سال، ديگر شما را در اينجا هرگز ببينم، اي مردم تا آنگاه که پروردگارتان را ديدار کنيد خون هايتان و اموالتان هم چون حرمت اين روزتان و حرمت اين ماه تان بر شما حرام است. شما پروردگار تان را به زودي ملاقات مي کنيد. شما را از کرده تان باز مي پرسد. من گفتم، نزد هر کسي امانتي هست بايد آن را به صاحبش پس دهد. هر ربائي هدر است اما سرمايه هاتان از آن شماست. نه ستم کنيد و نه ستم کشيد... شيطان از اينکه در سرزمين شما، اينجا عبادت شود براي هميشه نوميد شده است، اما اگر بجز پرستش در اموري که شما حقير مي شماريد اطاعت شود، بدان راضي است، از او بر دين خويش بترسيد..." .

محمد وارد مدينه شد. اينک او مرگ را در چند قدمي خويش احساس کرده است و طوفان هاي سياه را که به سرعت نزديک مي شود به چشم مي بيند... با چهره اي تبدار و سري بسته وارد مسجد شد و بر منبر قرار گرفت. اين آخرين گفتگوي او با امتش است، ديگر فرصتي نمانده و همه چيز پايان يافته است. پيامبر از مردم سوالي دارد تا نپرسد مرگ آرام نخواهد داشت:

"اي مردم، من خدايي را که جز او خدايي نيست در برابر شما مي ستايم، هر که در ميان شما حقي بر من دارد اينک من اگر بر پشت کسي تازيانه اي زده ام، اين پشت من، بيايد و بجاي آن تازيانه بزند. اگر کسي را دشنام داده ام بيايد دشنامم دهد... زنهار که محبوبترين شما در دل من کسي است که حقش را اگر دارد يا از من بازستاند و يا مرا حلال کند تا خدا را که ديدار مي کنم روحم از همه خوشتر باشد.

اي مردم، هر که مالي از کسي در نزدش هست بايد آن را بپردازد و نگويد رسوايي دنيا است. هان که رسوايي هاي دنيا آسان تر از رسوايي هاي آخرت است. "

پيامبر از منبر فرود آمد، پس از چند توصيه ديگر رمقي برايش نمانده بود، مسجد را و مردم را ترک کرد و به خانه عايشه همسرش رفت و در بستر افتاد و بيماريش شدت يافت... لحظه ها پياپي خاموش آمدند و رفتند، اصحاب نيز هيچ نمي گفتند. گويي آن روز در آن ميان کسي نبود که معني اين سکوت دردناک را نداند. پس از اين لحظات سنگين و دردناک، جانکاه و تحمل ناپذير، به هوش آمدنها و از هوش رفتنها سرانجام مرگ در خانه عايشه جاي گرفت. لبهايي که آخرين پيامهاي غيب را به انسان مي آورد بسته شد. مدينه در سکوت سياه و دردآلودي فرو رفته بود. از آسمان غم مي باريد. در ميان انبوه پيروان، اصحاب و خويشان که مي آمدند و مي رفتند و به چهره محمد(ص) آخرين سفير الهي خيره مي شدند، علي سر پيامبر را به دامن گرفته بود، با او به گفتگو و راز و نياز مشغول بود ، عايشه سرش را بر روي محمد خم کرده بود و انتظار مي کشيد. فاطمه دور از اجتماع زنان بر ديوار، تنها تکيه کرده بود و به سختي مي کوشيد تا آن لحظات دردناک را نبيند، در اين سکوت بيتاب و طاقت فرسا، ناگهان لب هاي آخرين سفير الهي تکان خورد: «بل الرفيق الاعلي!» و روح بلند رسول خدا به سوي رفيق اعلي اش پرواز نمود.

 

·        اقتباس و تلخيص: از هجرت تا وفات – دکتر علي شريعتي

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 12:2 |