دشمن کیست ؟
هفته گذشته وزارت معارف برای همکاری در انتخابات آتی ریاست جمهوری اعلام آمادگی نمود. داکتر غلام فاروق وردک وزیر معارف کشور طی مصاحبه ای اظهار داشت کمیسیون مستقل انتخابات می تواند از مکتب ها برای مراکز ثبت نام استفاده نماید و آموزگاران می توانند خارج از زمان کاری شان در مکتب با کمیسیون مستقل انتخابات کار نمایند. با این حال وزیر معارف احتمال حمله مخالفان مسلح دولت را در زمان برگزاری انتخابات بر مکاتب دور از امکان ندانست. وی در توضیح این مطلب افزود: " دشمن وطن را طالب نام نمی گیرم "، دشمن وطن کسی است که می خواهد در افغانستان ثبات نباشد، کسانی که بدون شک مخالف انتخابات اند بدون شک می خواهند پروسه انتخابات را، از هر شیوه ای، آسیب پذیر سازند.
تردید نمی توان داشت که مسئله انتخابات ریاست جمهوری از مهم ترین موضوعات ملی بشمار می آید. در برگزاری هرچه بهتر و پرشکوه تر این پروسه، وظیفه همه ارگان های دولتی و غیردولتی است که فعالیت و جدیت داشته باشند. بایستی سعی کرد که با ایجاد هماهنگی و همکاری های چندجانبه از سوی نهادهای مختلف مردم را برای حضور و مشارکت پر رنگ در انتخابات تشویق نمود. در واقع انجام موفقانه و پررنگ انتخابات می تواند گام دیگر، افغانستان را بسوی ثبات و امنیت سوق دهد. برگزاری موفقانه انتخابات می تواند زمینه فعالیت و تبلیغات سوء دشمنان صلح و امنیت را از بین ببرد. اما باید گفت که این همه هنگامی میسر و شدنی است که مردم از اوضاع و جریان جاری در کشور آگاهی کافی داشته باشند. نیروها و فعالان سیاسی برخورد صادقانه نسبت به مسایل داشته باشند. افکار و ذهنیت عمومی نسبت به مزایا و ضرورت های انتخابات، هم چنین نتایج انتخابات روشن شود. تهدیدها و مخالفین انتخابات، همراه با اهداف شان از مخالفت با انتخابات برای مردم توضیح داده شود. در واقع با آگاهی بخشی و روشنگری پیرامون مسایل جاری کشور، برنامه اخلال در امنیت و ثبات کشور محکوم به شکست واقع خواهد شد. اما اگر برخلاف آنچه بیان گردید، فعالان و نیروهای سیاسی، بویژه مسئولان سعی نمایند که با پنهان کاری، مخفی ساختن واقعیت ها از مردم، فقدان برنامه آگاهی بخشی و عدم صداقت در عملکرد با افکار و انتظار جامعه برخورد نمایند، چشم داشتن به بهبودی اوضاع و نتایج برشماری شده نسبت به انتخابات یک امر واهی خواهد بود.
ضمن تاکید و حمایت مجدد از هماهنگی و همکاری ارگانها و نهادهای رسمی و غیررسمی در امر برگزاری انتخابات، البته با یک برنامه درست و در نظرداشت ملاحظات؛ در مورد بخش اخیر اظهارات آقای فاروق وردک باید تأمل بکار برد. ایشان در این مصاحبه به صراحت گفتند که از طالب بعنوان دشمن، نیروهای تهدید کننده انتخابات نام نمی برند. آقای وردک برای تهدیدهای انتخابات دشمن فرضی و خیالی را تصور نمودند. اظهاراتی از این دست از سوی جناب وردک این گمانه را قوت می بخشد که گویا شایعات گرایش ایشان در همسویی با طالبان تایید می نماید. در غیر این صورت چه دلیلی موجه و قانع کننده وجود دارد که طالبان را جزو نیروهای مخالف و دشمنان اصلی صلح و ثبات در افغانستان ندانست. از سوی دیگر معلوم نیست که آیا این اظهارات فقط اظهارنظر شخصی ایشان می باشد و یا مجموعه ای که وی با آنها در ارتباط بوده و بعنوان یک تیم یاد می شوند دارای چنین باوری می باشند. از نظر آقای وردک اگر طالب دشمن وطن و مخالف انتخابات نیست، پس چه کسی دشمن وطن و مخالف انتخابات می باشد؟ هم اکنون به غیر از نیروهای طالبان، کدام نیروی عمده نظامی و سیاسی در برابر حکومت افغانستان در حال جنگیدن است؟ افراد مسلح کدام گروه آشکارا مخالفت خود را با علم و دانش نشان داده و در قرن بیستم، بنام دین مکاتب و کتاب را در آتش جهل خود می سوزانند؟ چه کسانی دست به آدم ربایی زده و افراد عادی را به جرم همکاری بادولت، بی رحمانه سر می برند؟ انفجار پل ها، تخریب سرک ها، از بین بردن شفاخانه ها و کلینیک ها، ایجاد ترس و هراس در بین مردم کار کدام گروه مسلح به غیر از طالبان می باشد؟ چه دلیل و انگیزه ای وجود دارد که نام طالبان را از لیست دشمنان وطن و صلح حذف شود؟ چرا تاکید می گردد که نام رهبران جنایتکار طالب از لیست سیاه حذف گردد؟ آیا غیرت و حس قوم پرستی و روحیه زبان گرایی چنین چیزی را موجب شده است؟ اتفاقا طالبان عناصر کور دل و بی رحمی هستند که اولین قربانیان و هدف ضدانسانی آنان قوم پشتون می باشد. هم اکنون اسناد و شواهد زیادی وجود دارد که آنان بیشترین جنایت را در حق مردم پشتون روا داشته اند. طالبان عناصر مزدور و وطن فروشی هستند که فقط یک هدف را دنبال می نمایند، آن هدف عبارت است از اجرای خواسته ها و دستور اربابان خارجی و دست یافتن به قدرت. حال برای تحقق این برنامه خود گاه از حربه قومیت و زبان استفاده می نمایند؛ زمان دیگر از نام شریعت و دین بهره می برند. متاسفانه کسانی دیگر هم این ترفندهای طالبان را بسادگی می پذیرند. آقای وردک باید باور داشته باشد که اگر روزی طالبان بر کابل دست بیابند، قبل از خروج ایشان از کابل ، اگر به وی دست پیدا کنند، اولین کسی خواهد بود که مورد خشم طالبان قرار خواهد گرفت!
جای بسی تأسف است که این تفکر انحرافی و حمایت از طالبان بگونه ای در قصر ریاست جمهوری هم نفوذ نموده و قوت یافته است. چنانچه چند روز قبل حامد کرزی خواهان حذف نام تروریستان بین المللی و جنایتکاران ضدبشری از لیست سیاه گردید. درباره موضع گیری حمایت از طالبان، آقای وردک و هم فکران وی باید صادقانه به سوال های زیر بیاندیشند و پاسخ قانع کننده ارائه دارند؟
- آیا دوسیه طالبان از زمان موجودیت تاکنون، دوسیه ناشناخته و مبهم می باشد؟ در سطر به سطر و صفحه به صفحه این دوسیه جنایات ضدانسانی طالبان ثبت گردیده است. از هنگام قدرت یابی طالبان تا سقوط، و از زمان سقوط تا هم اکنون، هزاران افغان متعلق به اقوام مختلف ( پشتون، هزاره، ازبک وتاجیک و...) قربانی جنایت های ضداسلامی طالبان گردیده و خسارات جبران ناپذیری را متحمل گردیده اند.
- با آغاز روند جدید در کشور، تنها نیروی که با صلح و ثبات در افغانستان مخالفت ورزید و در برابر آن اعلام جنگ نمود طالبان بودند. طالبان نه تنها با اغوا و نیرنگ جوانان افغان را به کام مرگ فرستادند، بلکه روز به روز پای جنگجویان خارجی را نیز به کشور بیش از پیش دخیل ساختند. اگر حکمتیار و بعضی از ناراضیان توان و زمینه ابراز وجود دارند در واقع همه در سایه حمایت و فعالیت های خرابکارانه طالبان است.
- در طول سالهای گذشته بارها حکومت افغانستان حتی بعضی از اعضای جامعه جهانی آمادگی خود را برای مذاکره با طالبان اعلام داشته اند. در راستای فراهم ساختن مذاکره با طالبان انعطاف های زیادی هم نشان داده شده است، شاید تصور براین بود که با نشان دادن انعطاف پذیری از میان دو هدف، حتما یکی از اهداف بدست خواهد آمد. این دو هدف عبارتند از: ایجاد شکاف و سستی در میان صفوف طالبان و مخالفین مسلح دولت؛ دیگری پیوستن و جذب شدن آنان به صفوف حکومت. اما در عمل دیدیم که هیچ یک از انعطاف های نشان داده شده به نتیجه مثبت منجر نگردید. بل طالبان این انعطاف پذیری را نشان ضعف حکومت و جامعه جهانی و علامت قوت خود تصور نمودند. به همین دلیل بارها بصورت جدی و قاطع مخالفت خود را با هرنوع مذاکره و گفتگو با حکومت رد نموده و اساسا این نظام و حکومت را از بنیاد نامشروع قلمداد نمودند.
- چیزی از انعطاف پذیری های ناموجه و مطالعه نشده برای حکومت بدست نیامد، ایجاد شقاق و اختلاف میان نیروهای سیاسی و حکومت، به انزوا راندن نیروهای هم سویی حکومت از قدرت و صحنه سیاسی به نفع طرفداران طالبان که روز بروز بیشتر در ارگ نفوذ پیدا نمودند. پیامد منفی دیگر ایجاد فاصله میان حکومت و مردم می باشد. هرچند متاسفانه دولت مردان افغانستان نه به مردم اعتقاد دارند و نه به رضایت آنان وقعی می نهند. آنان بارها ثابت ساختند که با خرید و تطمیع چند فرد با نفوذ کار خود را پیش خواهند برد.
سخن آخر اینکه اظهاراتی از قبیل آنچه که جناب وردک در مصاحبه اش در آستانه انتخابات ابراز داشتند می تواند پیامد های منفی بر روند انتخابات داشته باشد. حکومت مسئولیت دارد که از موضع محافظه کاری و مصلحت سنجی های ناموجه بیرون آمده و با ملت صادق و راستگو باشد. اگر طالب و ملاعمر و هم دستان او دشمن افغانستان و قاتل مردم نیستند، پس این همه جنایت و ناامنی و تخریب از سوی کدام نیروی نظامی صورت می گیرد؟
