مردم ، قربانی درجنگ وصلح !
باآغازدورجدید سیاسی کشورکه درظاهرامربه سالها جنگ وخشونت پایان بخشید، گمان می رفت که صدای فیرراکت وگلوله درفضای کشورخاموش خواهدشد، نگرانی ازکمین های مرگبار، نابودی مراکزعام المنفعه، تخریب سرک ها و راههای عبورومرورو....رفع خواهدشد. درهای مکاتب بروی فرزندان وطن بازخواهدشد، نشاط وسرزندگی به زندگی فسرده و بی روح جامعه بازخواهدگشت، اعتباروحیثیت کشوردرمنطقه و جهان اعاده خواهدشد. مردم بجای نشستن درسوگ عزیزان وگرفتن زانوی غم درگلیم ماتم ، شگفتن وباوری حیات جامعه را جشن خواهندگرفت. و....
اما صدافسوس که با گذشت هفت سال نه تنها آرزوهای یادشده در دل ها باقیماند، بلکه هاله ای از یأس و ناامیدی بر روح و روان جامعه مستولی گردید. سرخوردگی و ناامیدی که اکنون در جامعه نسبت وضع جاری پیش آمده است غیرقابل انتظار و حیرت انگیزاست. هنوز مردم ما با چالش های سخت و دشواری های پیچیده دست بگریبان اند. با گذشت هفت سال هنوز افکار عمومی به این باور و نتیجه دست نیافته است که بتوان از یک زندگی آرام و قابل اعتماد برخوردار بود.
ادامه نا امنی ها و وقوع تلفات غیرنظامیان از مهم ترین مسایلی است که وضعیت جاری را به چالش کشانده است. در واقع موضوع ناامنی و تلفات غیرنظامیان موجب گردیده است که مقبولیت حکومت و جامعه جهانی زیر سوال قرار گیرد. تلفات غیرنظامیان در شرایط کنونی نشان دهنده آسیب پذیری شدید مردم در هر وضعیتی می باشد. همانگونه که در دوران جنگ مردم مجبور بودند که سنگینی خسارات، تلفات و زیانهای عدیده را بدوش کشیده و تحمل نمایند، متاسفانه اینک در شرایط صلح نیز مردم هم چنان قربانی جنگ و خشونت واقع می شوند. موضوع تلفات غیرنظامیان نه تنها از چالش های امروزه می باشد، بلکه در سالهای گذشته نیز چالش برانگیز بوده است. در ادامه چنین واقعه های تلخ و تکان دهنده چندی پیش در اثرحمله هوایی ائتلاف بین المللی در ولایت فراه، ولسوالی بالا بلوک منطقه گرانه بیش از 120 شهروند غیرنظامی کشته شده اند. گفته می شودکه زنان و کودکان نیز در میان کشته شدگان وجود دارند. بگفته مقامات رسمی علت اصلی حمله هوایی براین منطقه حضور افراد مسلح طالبان خوانده شده است. بگفته این مقامات طالبان در نزدیکی خانه های مسکونی مردم در برابر قوای حکومتی و ائتلاف بینالمللی سنگر و موضع اتخاذ نموده بودند. پس از وقوع حادثه ای مشابه که سال گذشته نیز در اثر حمله هوایی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در ولسوالی شیندند در جنوب ولایت هرات رویداد، این حمله هوایی مرگبارترین حمله تاکنون خوانده شده است. موضع مقام های نظامی آمریکا و افغانستان درباره این حادثه اینست که باید منتظر تحقیقات باشند. هرچند که برخی مقامات امریکایی اعلام داشته اند که منابع افغان در مورد تلفات غیرنظامی زیاده روی نموده اند. با آن هم به دلیل اعتراضات گسترده داخلی مقامات امریکایی مجبور گردیده اند که در این باره بیشتر دست به تحقیق و ارزیابی بزنند. آنان امیدوار اند که بتوانند علل این حادثه را بدست آورند. چنانچه هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه ایالات متحده با ابراز تاسف شدید از تلفات غیرنظامیان از تلاش آمریکا برای پیشگیری از مرگ افراد بی گناه در آینده خبر داد. این اعلام موضع وزیرخارجه امریکا پس از آن صورت میگیرد که جنرال دیوید پتریوس سرپرست واحد موسوم به "فرماندهی مرکزی آمریکا" که منطقه خاور میانه و آسیای میانه را در بر می گیرد گفت که "اقدامات تاکتیکی" یعنی تلاش برای پیشگیری از تلفات غیرنظامیان در بمب باران مواضع مخالفین،نباید اهداف استراتژیک در افغانستان تضعیف گردد. هم چنین جنرال جیمز جونز مشاور امنیت ملی اوباما گفت امریکا برای محدود ساختن تلفات غیرنظامیان تلاش خواهد ورزید اما افزود این موضوع نمی تواند با ممنوع کردن حملات هوایی عملیات نیروهای ائتلاف را در افغانستان مختل سازد.
به هر روی مسئله تلفات غیرنظامیان در افغانستان علاوه بر این که نقض صریح حقوق بشری محسوب می گردد، با سایر اصول و اهدافی که حکومت و جامعه جهانی بیان میدارند مغایرت تام دارد. حکومت و جامعه جهانی در قدم اول و مهم ترین وظیفه آنان اینست که جان و مال مردم را در مصئونیت کامل قرار دهند. درغیر این صورت فلسفه وجودی حکومت، یا بهانه حضور ائتلاف بین المللی در کشور منتفی می باشد. باید یادآورشد که رعایت حقوق مردم و هدف قرار ندادن آنان در جنگ ها و رقابت های خشونت بار تنها مسئولیت یک طرفه محسوب نمی گردد که حکومت و جامعه جهانی خود را بدان ملزم و متعهد بدانند اما طرف دیگر درگیر، یعنی طالبان در این باره مسئولیت نداشته باشند. با تاکید می توان گفت که همه طرف های درگیر مسئول اند که از مردم غیرنظامی سپر و سنگر نبرد برای خود تدارک نبینند. در شریعت اسلامی نه تنها دستور و تاکید بر رعایت مردم عادی در جنگ های که جهاد گفته می شود و برای ترویج دین می باشد داده شده است، بلکه حتی پیامبر صراحتا دستور داده است که در هنگام نبرد با دشمن از آسیب رساندن به گیاهان و درخت ها هم خودداری ورزند. البته از حوادث رخداده یک نکته مهم دیگر نیز بدست می آید و می تواند ذهنیت مردم را نسبت به حقیقت طالبان و چهره پنهان و ضداسلامی آنان روشن سازد. عدم رعایت حقوق مردم عادی در نبرد ها و سنگر قرار دادن آنان در مقابل رقیب،باتوجه به دستور اکید اسلام در این باره، نشان از آن دارد که طالبان هیچ عقیده ای به اسلام ندارند. آنان فقط در اثر تبلیغات فریبنده دستگاههای استخباراتی فریب داده شده اند که گویا با انجام عملیات انتخاری و کشتن مردم بیگناه و سپر قرار دادن آن در مقابل دشمن، حتما شهید محسوب شده و به بهشت خواهند رفت. اما زهی خیال باطل! طالبانی که در عملیات های خود کشانه، کشته می شوند از منظر دینی جایگاه شان در قعر جهنم و دچارسخت ترین عذاب الهی خواهند شد.
جای بسیار بسی تأسف و درد است که مردم رنجدیده افغانستان هم در هنگام بحران و جنگ قربانی شده اند و هم اکنون که به اصطلاح دوران صلح و سازندگی خوانده می شود بازهم قربانی خشونت ها و جنگ ها می شوند. برای حفظ جان مردم و جلوگیری از افزایش و پیشگیری از تکرار مورد حمله قرار گرفتن مردم غیرنظامی، حکومت و جامعه جهانی مسئولیت دارند که بصورت جدی طرح و برنامه ای را روی دست گیرند تا دیگربار چنان حوادث ناگوار رخ ندهد. جامعه باید از تمام امکانات و تجهیزات نظامی و تدابیر دیگر کار گرفته نگذارد که مسئله تلفات غیرنظامیان بهانه ای برای وارد آوردن تلفات غیرنظامی گردد. همنیطور حکومت افغانستان مسئولیت جدی دارد که بجای پرداختن به امور کمپاینی و مسایل فرعی، برای جلوگیری از تلفات غیرنظامیان بصورت قاطع و جدی ایستاده شود. اما همه شاهد بودیم که متاسفانه حکومت هم در این مورد، یعنی مسئله تلفات غیرنظامیان برخورد غیرصادقانه و دوگانه دارد. به معنی دیگر مسئله کشتار غیرنظامیان برای حکومت تبدیل به ابزار سیاسی گردیده است. هروقت مقامات حکومتی منافع خود را در این ببینند که با استفاده از این حربه و تاکید برآن می توان بر برخی از کشورهای خارجی مسئله ای را تحمیل نمود و یا از اوضاع داخلی بهره برداری جناحی کرد، در چنان شرایطی از خود احساسات و واکنش نشان میدهند. اما اگر چنین منفعتی را نبینند فقط با یک تذکر بی اثر و اظهار تاسف بی مورد از مسئله چشم پوشی می نمایند. ادامه این وضعیت برای کشور و مردم بسیار نگران کننده به نظر می رسد. بویژه اینکه طالبان با جدیت کوشش می نمایند که از چنین فاکتورهایی برای تقویت مواضع و نقش خود در جامعه استفاده نمایند. نتیجه غفلت در پیشگیری از تلفات غیرنظامیان و عدم دقت در کوبیدن سنگرها و مواضع مخالفین می تواند تمامی اهداف و دست آورد های خواند شده را هدر دهد.

